خیلی قشنگه حتماً بخونید ☺️

🌹بسیار زیبا و آموزنده

🔻پیرمردی در دامنه ی کوه های دمشق هیزم جمع می کرد و در بازار می فروخت تا ضروریات خویش را رفع کند.
یک روز حضرت سلیمان (ع) پیر مرد را در حالت جمع آوری هیزم دید دلش برایش بسیار سوخت .
تصمیم گرفت زندگی پیرمرد را تغییر دهد یک نگین قیمتی به پیرمرد داد که بفروشد تا  زندگی اش بهبود یابد
پیرمرد از حضرت  سلیمان (ع) تشکر کرد و بسوی خانه روان شد .
و نگین قیمتی را به همسرش نشان داد همسرش بسیار خوشحال شد. و نگین را در نمکدانی گذاشت یک ساعت بعد بکلی فراموشش شد که نگین را کجا گذاشته بود.

زن همسایه نمک نیاز داشت به خانه ی آنها رفت و زن نمکدان را به او داد
 زن همسایه همینکه چشمش به نگین افتاد نگین را پیش خود مخفی کرد.

پیر مرد بسیار مایوس شد و از دست همسرش بسیار ناراحت و عصبانی 
و خانم پیرمرد هم  گریه میکرد که چرا نگین را گم کردم .

چند روز بعد پیرمرد به طرف کوه رفت در آنجا با حضرت سلیمان (ع) روبرو شد جریان گم شدن نگین را به حضرت سلیمان (ع)  گفت . حضرت سلیمان (ع) یک نگین دیگری به او داد و گفت احتیاط کن که این را گم نکنی .

پیرمرد از حضرت  سلیمان (ع) تشکر کرد و خوشحال بسوی خانه روان شد در مسیر را ه نگین را از جیب خود بیرون کشید و بالای سنگ گذاشت و خودش چند قدم دور نشست تا نگین را خوب ببیند و لذت ببرد .
در این وقت ناگهان پرنده ای نگین را در نوکش گرفت و پرید .
پیرمرد هر چه که دوید و هیاهو کرد فایده نداشت .

پیرمرد چند روز از خانه بیرون نرفت همسرش گفت برای خوراک چیزی نداریم تا کی در خانه می‌نشینی .
پیرمرد دوباره به طرف کوه رفت. هیزم را جمع آوری کرد که صدای حضرت سلیمان (ع) را شنید . دید که حضرت سلیمان (ع) ایستاده است و به حیرت بسوی او می نگرد 
پیر مرد باز قصه نگین را تعریف کرد که پرنده آن را ربود. حضرت سلیمان (ع)  گفت میدانم که تو به من دروغ نمی گویی این نگین  از هر دو نگین قبلی گرانبهاتر است بگیر و مراقب باش که این را گم نکنی. 
و حتما بفروش که در حال زندگیت تغییری آید.

پیر مرد وعده کرد که به قیمت خوب می‌فروشد.  پشتاره خود را گرفت بسوی خانه حرکت کرد خانه پیر مرد کنار دریا بود .
هنگامی که به لب دریا رسید خواست که کمی نفس بگیرد و نگین را از جیب خود کشید که در آب بشوید نگین از دستش خطا رفت و به دریا افتاد .
هرچه کوشش کرد و شنا کرد. چیزی بدستش نیآمد . 

با ناراحتی و عجز تمام به خانه برگشت از ترس سلیمان (ع) به کوه نمی رفت .
همسرش به او اطمینان داد صاحب نگین هر کسی که هست ترا بسیار دوست دارد اگر دوباره او را دیدی تمام قصه برایش بگو . من مطمئن هستم به تو چیزی نمیگوید .

پیرمرد با ترس به طرف کوه رفت هیزم را جمع آوری کرد به طرف خانه روان شد که تخت حضرت سلیمان (ع) را دید. پشتاره را به زمین گذاشت دوید و گریخت . 
حضرت سلیمان (ع) میخواست مانعش شود که فرستاده خدا جبرئیل امین آمد که ای سلیمان خداوند می‌گوید که تو کی هستی که حال بنده مرا تغییر دهی و مرا فراموش کرده ای ! سلیمان (ع) با سرعت به سجده رفت و از اشتباه خود مغفرت خواست .
خداوند بواسطه جبرییل به حضرت سلیمان گفت که تو حال بنده مرا نتوانستی  تغییر دهی حال ببین که من چطور تغییر میدهم .

پیرمرد که به سرعت بسوی قریه روان بود با ماهی گیری روبرو شد.
ماهی گیر به او گفت ای پیر مرد من امروز بسیار ماهی گرفتم بیا چند ماهی به تو بدهم .
پیرمرد ماهی ها را گرفت و برایش دعای خیر کرد و به خانه رفت. 
همسر ش شکم ماهی ها را پاره کرد که در شکم یکی از ماهی ها نگین را یافت و به شوهرش مژده داد .
شوهرش با خوشحالی به او گفت تو ماهی را نمک بزن من به کوه می‌روم  تا هیزم بیاورم .
هنگامیکه زن پیرمرد نام نمک را شنید نگین اول به یادش آمد که در نمکدانی گذاشته بود سریع به خانه همسایه رفت وقتی که زن همسایه زن پیرمرد را دید ملتمسانه عذر خواهی کرد گفت نگینت را بگیر . من خطا کردم خواهش میکنم به شوهرم چیزی نگویی چون شخص پاک نفس است اگر خبردار شود من را از خانه بیرون خواهد کرد.

پیرمرد در جنگل بالای درختی رفت که شاخه خشک را قطع کند. 
چشمش به نگین قیمتی در آشیانه پرنده خورد .
 نگین را گرفت به خانه آمد زنش ماهی ها را پخت و شکم سیر ماهی ها را خوردند .
فردا پیرمرد به بازار رفت هر سه نگین را به قیمت گزاف فروخت . حضرت سلیمان (ع) تمام جریان را به چشم دید و یقین یافت که بنده حالت بنده را نمیتواند تغییر دهد تا که خداوند نخواهد . 
به خداوند یقین و باور داشته باشید.

🌼منْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ  أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (3)

☘️و هر کس بر خدا توکل کند پس او برایش کافی است؛ در حقیقت خدا کارش را (به انجام) می رساند . خداوند برای هر کسی و هر چیزی حد و اندازه‌ ای قرار داده است. (طلاق آیه۳

✨✔️✨

عید غدیر

  

عید

عید قربان عیدی که یاد بود خاطره است

خاطره یک پدر و قصه یک پسر
عیدی که یادبود ابراهیم خلیل است
عیدی که قصه ایثار اسماعیل
بیائید به یاد بود بابای ابراهیم به قربان گاه برویم
و الله اکبر را زمزمه کنیم
 عید بر همگان مبارک

روز عرفه

ولادت سلطان دین

میلاد نور

سیره خانوادگی پیامبر اکرم «ص»

عکسهای متحرک عید مبعث,عید مبعث,عکسهای متحرک تبریک عید مبعث,تصاویر متحرک عید مبعث,www.pixday.ir

سیره خانوادگی پیامبر اکرم «ص»

اول: پیامبر اکرم در خانه برنامه ریزی داشت

پیامبر مکرم اسلام اوقات خود را به سه بخش تقسیم می کرد:

أ‌.    بخشی برای خدا

ب‌.   بخشی برای خانواده

ت‌.   بخشی برای خود ومردم

دوم: وی به اهل خانه کمک می کرد: وکان یخصف النعل ویرقع الثوب ویفتح الباب ویحلب الشاة ویعقل البعیر فیحبلها ویطحن مع الخادم اذا اعیا و...

در را باز می کرد گوسفند را می دوشید زانوی شتر را می بست وشیر آن را می دوشید، اگر خادم خانه خسته می شد، در آسیاب کردن گندوم به او کمک می کرد.

سوم: با خانواده همدل و مهرابان بود اگر خانواده را مجموعه­ای کوچکی به شمار آوریم که رفتار زن و شوهر وفرزندان با یکدیگر، آن را صفا می بخشد وهمدلی میان افراد، آنرا قوام و استحکام می دهد، نمونه­ای این رفتار در خانه­ای محمد دیده می شود.

چهارم: پیامبر خدا به فرزندان خود مهر می ورزید، آنان را در آغوش می گرفت و می بوسید. به اکرام فرزندان ودوست داشتن آنان سفارش می کرد وتوصیه می فرمود که بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید، حتی در بوسیدن آنها.

می فرمود: احب الصبیان وارحموهم؛ کودکان را دوست بدارید وبه آنان شقت و مهربانی داشته باشید.

پنجم: رسول برای مهمان خویش زیر انداز  می انداخت، پذیرایی می کرد، با او هم غذا می شد وبه نیازش رسیدگی می کرد. روایت شده است: وقتی که وارد خانه حضرت می شد، رسول خدا به عنوان حرمت نهادن به او که مهمانش بود هرگز از مجلس بر نمی خواست وبرون نمی رفت، تا آنکه خود آن شخص بر خیزد و برود.

ششم: خودش کارهای خودش را انجام می داد پیامبر اکرم در خانه کفش ولباس خویش را می دوخت و... وسائل خویش را بر داشت ومی گذاشت. آب ظرف وضوی خود را خودش مهیا می کرد، تا هنگام بر خواستن برای تهجد شبانه، برای کسی مزاحمت ایجاد ننماید: ویطع طهوره باللیل بیده ....

هفتم: به غذا ایراد نمی گرفت  پیامبر خدا در خانه که بود، از هر نوع عذایی که فراهم می کردند، می خورد واز آنچه خدا حلال کرده است، همراه خانواده وخدمتکاران تناول می کرد وهرگز از غذای بدگویی ومذمت نمی کرد: کان رسول الله یأکل کل الاصناف من الطعام وکان یأکل مما ال الله له مع اهله وخدمه اذا اکلوا...

هشتم: با زنان وکودکان مهربان بود کان رسول الله ارحم الناس بالنساء والصبیان؛ رسول الله مهربان ترین فرد نسبت به بچه ها وزنان بود.

نهم: در خانه اهل مزاح و شوخی بود وکان رسول الله یمزح معهن؛ با خانواده خوش رو بود وبا آنها گفتگو ومزاح می نمود.

بسم الله الرحمن الرحیم

میلاد با میمنت امام المتقین مواللموحدین حضرت امام علی علیه السلام را بمحضر بقیة الله الاعظم وهمه ی مسلمین جهان تبریک وتهنیت  می گوئم .                                        درباره شخصیت ان بزر گوار مطالب زیاد تحریر گردیده است  ولی من با نظرات بزرکان اهل سنت بسنده می کنم  ونظر چند تن از بزر گان اهل سنت را مییاوریم در اختیا ر    شیفتگان حق قرار می دهیم  البته این  بخاطر این نسیست که استمداد کنیم عاجز از بیان فضائل وشخصیت ان حضرت با شیم  وشخصیت ان حضرت بر کسی پوشیده نیست اگرکسی تعقل کند میداند عظمت ان حضرت را ولی بیان دیده گا ه بخاطر   این است که  همه به عظمت وبزرگی اواذعان واعتراف دارند نظر چند تن ابزرگان را می اورم بعد قضاوت  بعهده ی روشنفکران ودانشمندان واقع نگر میباشند ..                                    الف: احمد بن حنبل (پیشوای مذهب حنفی ) می گوید : آن همه فضیلتها که بران علی بن ابیطالب  بوده ونقل شده برای هیچ یک از اصحاب رسول خدا نبوده است (1)                     ب: محمد بن ادریس (پیشوای مذهب شافعی ) در باره امام علی علیه السلام سروده ی دارد که چنین است : لوان المر تضی ابدی محله : لصار الناس طرا سجدا له : ومات الشافعی ولیس یدری : علی ربه ام ربه علی :  هرگاه علی جایگاه وحقیقت خویش را برای مردم آشکار کند هر آینه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد ،شافعی مرد وعاقبت نفهمید علی پروردکار است  یا الله پرودگار اوست (2)                                      وامام شافعی در جای دیگر می گوید : به من گفته اند رافضی شدی (از حق روی گرداندی ) گفتم : هر  گز دین واعقادم رفض نیست ؛ولی بدون شک دوست می دارم بهترین امام وبهترین هادی را ، اگر معنی رفض ؛ دوستی وصی پیامبر (علی بن ابطالب ) است به درستی که من رافضی تر از همه مردم هستم (3)                                                    ج: ابن صباغ مالکی : (اندیشمند مالکی مذهب ) درباره فضائل امام علی علیه السلام می گوید : حکمت از گفتارش چیده می شد ودانشها ی اشکار وپنهانی  به قلبش بسته بود ، همیشه از سینه اش دریای علوم جوشان وامواج شان خروشان بود ، تا جای که رسول خدا فرمود : (انا مدینة العلم علی با بها ) من شهر علمم علی  باب (در) آن است(4)                  د: ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه ودانشمند معتزلی مذهب ) می گوید : ((وما اقول فی رجل اقرله اعدائه وخصومه بالفضل ولم یمکنهم جحد منا قبه ولا کتمان فضائله )) چه بگویم درباره مردی که دشمنانش به فضائل ومنا قب وی اعتراف  می کنند وهر گز برای انان مقدور نشد که مناقبش را انکار نموده وفضائلش را بیپو شانند : آن می افزاید : توخود می دانی که که بنی امیه زمامداری اسلام رادر شرق وغرب روی زمین را به دست اورد ندباهر نوع حیله گری در خاموش ساختن نور او کوشیدند وهر گونه لعن  افترا را بر علی بالای منابر تر ویج نمودند ، هر کس مدح وتوصیف می کردند مورد تهدید قرار می گرفت هر روایتی که قضیلت غلی را بازگو می کرد ممنوع ساختند حتی از نامگذاری به نام علی علیه السلام جلو گیری کردند . همه ی این اقدامات وتلاش ها جز ظهور عظمت وجلالت شخصیت  علی علیه السلام نتیجه ای در پی نداشت .... در حقیقت این همه نابکاریها ی بنی امیه مانند پوشانیدن آفتاب با کف دست بود .                                                           من چه گویم در باره مردی که همه ی فضیلتها  به او منتهی می شود وهر مکتب وهر گروهی خودرا به او منسوب  می نماید آری اوست رئس فضیلتها ....(5)                           ه: فخر رازی ( دانشمند ومفسیر معروف  اهل سنت )                                       می گوید: هر کس در دین خود علی بن ابطالب را پشوای خود قرار دهد همانا رستگار شده است زیرا پیامبر فرمود : الهم  ادری الحق مع العلی حیث دار خداوندا علی هر گونه باشد ،حق را محور وجودش بچر خان (6)                                                                   و : زمخشری  (ادیب ودانشمند اهل سنت )                                                     می گوید : درباره شخصیت امام علی علیه السلام : من چه گویم درباره مردی که فضائل اورا دشمنانش ازراه کینه جوی وحسد انکار کردند ودوستانش از بیم جان ،باز از این میان آنقدر فضیلتهای وی یافته که شرق وغرب عالم را فرا گرفته است (7)                              هچنین این اندیشمند اهل سنت ضمن نقل حدیث قدسی : (من احب علیا ادخله الجنةوان عصانی  ومن ابغض علیا ادخله   النار وان اطاعنی  : یعنی خداوند فرمود هر کس علی را دوست بدارد اورا وارد بهشت می کنم هرچه نافرمانی کند وهر کس علی را دشمن بدارد اورا به اتش در می اورم ولو  اینکه اطاعت کرده باشد (8)                                            و: عبد الفتاح عبدالمقصود (نویسنده ودانشمند مشهور مصری )                            می گوید : من همواره اخلاق و مهبتهای الهی وآنچه را در تشکیل دهنده شخصیت است مقیاس شناخت عظمت انسانی قرار می دهیم ، از اینرو بعد از پیامبر اکرم کسی را ندیده ام که شایسته باشد پس از او قرار گیرد یا بتواند در ردیفش بیاید جز پدر فرزندان پاک وبر گزیده پیامبر ، یعنی علی علیه السلام .من این سخن را به طرفداری از تشیع وارد نشده ام بلکه این رای من است که حقایق تاریخ گویا ست .                                                  امام بر ترین مردی است که مادر روزگار تاپایان عمر چون او نزاید واوست که هر گاه هدایت طلبان به جستجوی اخبار وگفتارش بر ایند از هر خبری برای آنان شعاعی  می درخشند آری او مجسمه ای ازکمال است که در قالب بشریت ریخته است (9)                     این نمونه ی از دیدگاهای بزرگان اهل سنت درباره شخصیت وفضائل  امام علی علیه السلام است وجدان بیدار وقلب بدون کینه وحسد می خواهد که داوری کند وحقایق را بازگو کند وبسمع جهانیان برسانند .

1.المرجعات سید عبدالحسین شرف الدین  ،چاپ ،سوم ص 218      ........................  2: مسند احمد بن حنل ، ج 5 ، ص 26 ، مجمع الزوائد ،ج5، ص 101  ..................  3:امام علی خورشید بی غروب ،محمد ابرهیم سراج ، مو ئسسه انتشارات نبوی ،چاپ اول ،1376،ص 287 ................................................................................... 4: اکبر اسد علیزاده ، موئسسه امام صادق علیه السلام ،قم چاپ اول ،1381 ،ص 50...... 5:شرح نهج البلا غه ،ابن ابی الحدید ،ج ،ص16 ................................................ 6:تفسیر الکبیر ،محمدبن عمر فخر رازی ، چاپ مصر قاهره ،ج ، 1 ،ص 111............ 7 : داستان غدیر ،جمعی از دبیران ،مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ،قم ، 1362،ص، 284 ................................................................................... 8: امالی شیخ طوسی ،مجلس ،14 ، ص، 416 ،ارشادالقلوب دیلمی ، ج، 2، ص، ص 363 ..................................................................................................

بسم الله الرحمن الرحیم                                                        در ایام                     شهادت امام هادی  علیه السلام قرادارم  شهادت ان امام همام را به محضر  امام عصر ( عج ) وهمه ی پیروان ان حضررت تسلیت می گو ئیم                                          در منابع اهل سنت روایاتی  نقل شده که به امات  امام هادی  علیه السلام تصریح شده است  از سوی  امام جواد علیه السلام  :  ابن صباغ مالکی  به نقل از ارشاد شیخ مفید  می نویسد : (( قال اسماعیل بن مهران : لما خرج ابو جعفر محمد الجواد  من المدینه الی بغداد بطلبهالمعتصم قلت له  عند خروجه  جعلت فداک  انی اخاف علیک من هذا الو جه فالی من الا مر بعدک ؟ فبکی حتی بل لحیته ثم التفت الی فقال : الا مر من بعد ی لولدی علی ))      ((1)) اسماعیل ابن مهران می گوید . زمانی که قرار شدامام جواد علیه السلام به دستور معتصم ازمد  ینه به بغدادبیبرد در خدمت امام رسیدم وعرض کردم فد  ایت شوم من از این سفر که در پیش داری بیمناکم (ونگارن شما هستم ) بعد ازشما امر( امامت  )ازان کیست ؟ اسماعیل می گوید  امام جواد علیه السلام  گریست به گونه ای که محاسن شریف ان حضرت  اشک الود   شد سپس رو به من کرد وفرمود : امر (امامت ) از ان فرزندم علی است :

   امام از جایگاه بالا بین مردم برخوردار بود ه است هم از نگاه علمی وهم از نگاه معنو ی  که قابل وصف نیست گر چند در کتب روای وتاریخی اهل سنت بصورت مستقل مطرح نشده است  بخا طر کمرنگ جلوه دادن جایگاه امام است ولی گاهی ازلابلای منابع انها استفاده می شود که میزان نفوذ وجایگاه امام در میان مردم تاچه اندازه بوده است  که قابل توصیف نیست که جلوه ان در سه منطقه مدینه – بغداد و سامرا است                                         مسعودی  مینویسد : یحی بن هر ثمه مامور متوکل که ماموریت داشت امام را ازمدینه به سامرا بیاورد می گوید : هنگام که به مدینه امدم وقرار شد که امام هادی  علیه السلام رابه سامرا بیبرم  (فلما صیرت الیها ضج اهلها وعجو ضجیجا وعجیجا ماسمعت مثله (2)      یعقوبی می نویسد : زمانی که امام هادی علیه السلام  را به یاسیریه (حوالی بغداد ) رسیدن با اینکه ظاهرا ورود امام با ان مکان با اطلاع قبلی واعلان عمومی نبوده والی بغداداسحاق ابن ابراهیم طاهری باجمعیت پر شوری که برای استقبال از امام  هادی علیه السلام  امده بو  دند مواجه می شود (( فرای تشو ق الناس الیه واجتما عهم لرویته (3)  یعقوبی هنگام شهادت  انحضرت وجمعیت حاضر را این گونه گزارش داده اند (( فلما کثر الناس واجتمعوا کثر بکا وهم وضجتهم فرد النعش الی داره  ( 4)                                مسعودی نیز هنگام شهادت امام را این گونه می نویسد : ((وسمع فی جنازته جاریته تقول : ماذا لقینا فی یومالا ثنین قدیما وحدیثا ( 5)                                                    در جریان بیماری متوکل  و پیشنهاد فتح بن خاقان (از نزدیکان متوکل ) که برای شفاگرفتن متوکل ازامام کمک بیگیرد مادر متو کل مبلغ هنگفت برای امام علیه السلام فرستاد ( 6)  این نشاند هند ه جایگاه امام علیه السلام : و نفو ذ معنوی امام علیه السلام در میان مردم سامرا است مردم که بیشتر انها از اهل سنت است علاه بر این در دستگاه متوکل افراد مانند فتح بن خاقان ومادر متوکل وجود دارد که به کرامات امام علیه السلام معتقد بودند :                      یکی از دلا ئل اساسی احضار امام به سامرا جایگاه اجتماعی . سیاسی ونفوذ معنوی امام علیه السلام در میان مردم بودند :                                                                      یعقوبی می نویسد : والی مدینه برای متو کل  چنین نوشت : ((وکان عبدالله محمد بن داود الهاشمی قد کتب . یذ کر ان قوما یقولون انه الامام فشخص عن المدینه ( 7)                      سید محمد عبدالغفار هاشمی حنفی دربا ره احضار امام علیه السلام می گوی:         استد عاه الملک المتوکل من المدینه المنوره حیث خاف علی ملکه وزوال دو لته الیه بماله من علم کثیر وعمل صالح وسداد ای وقول حق ( 8) البته دلیل عمده دیگر متوکل کینه نسبت به امام علی علیه السلام وال او است : سبط بن جوزی در این باره می نویسد :                  قال علما السیر وانما اشخصه المتوکل من مدینته الر سول الله  الی بغداد لان المتوکل کان یبغض علیا وذریته ( 9) به اتفاق مورخین وعلمای اهل سنت متو کل فرد ناصبی وضذ علی علیه السلام وذریه اوبوده است                                                                      ابن مسکویه ابن اثیر هرکدام در تاریخ خود می نویسند :                                      وکان المتوکل شدید البغض لعلی بن ابی طالب  علیه السلام ولاهل بیته  وکان یقصد من بلغه عنه انه یتولی علیا واهله یا خذ المال والدم ( 10)                                             علاوه بر این اطرافیان متوکل ومشاورین او از کسانی بودند که به ناصبی شهرت داشتند  (ندما متوکل جماعته قد اشتهر و ابالنصب والبغض لعلی )( 11)                                           در مجموع : دوعلت  الف : نفوذ اجتماعی امام علیه السلام در بین مردم   .                                              ب:   کینه توزی متوکل نسبت به امام علی علیه السلام وخاندان وپیروان او باعث احضار امام علیه السلام از مدینه به سام                 1 الفصول المهمه ص 277

2 مروج الذهب ج 4 ص 184

3 تاریخ یعقوبی ج 2 ص 484                                                                       4 همان ص 503                                                                                      5 مروج الذهب ج 4 ص 193                                                                     6 تاریخ حبیب السیر ج 2 ص 97                                                                   7 تاریخ یعقوبی ج 2 ص 484                                                                     8ئمة الهدی ص 136 احاق الحق  ج12 ص 445                                              9تذکرة الخواص ص 322                                                                           10 تجارب الامم ج 4 ص 120                                                                     

بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                   ولادت پنجمین امام را به همه ی مسلمین جهان تبریک می گوئم                             معمولا انسانهای بزرک درطول تاریخ مورد توجه اندیشمندان  وپژو هشگران بوده وهست که اززاویه های مختلف مختلف مورد برسی قرار داداند . امام با قیر علیه السلام هم از این قاعده مستثنا نیست که اندیشمندان اورا ازدیده گاهی گوناگون مورد ارزیابی قرار داده است ما بران شدیم  که دیده گا ه اهل سنت را در مورد امام باقیر علیه السلام  مورد مطالعه قرادهیم  مطالب در این با ره تقدیم دوستان ان حضرت کنیم .                                      اصولا شان ومنزلت امام باقیر علیه السلام نزد مسلمانان بر کسی پو شیده نیست ؛ شخصیت علمی ممتاز آن حضرت ،راستگوی ؛پارسای و انتساب  به اهل بیت وخاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آنچنان جایگاه رفیع وارزشمند ی به آنحضرت بخشیده است که بزرگان بسیار از اهل سنت به ان اعتراف کرده اند :                                         امام باقیر علیه السلام ازدیدگاه اندیشمندان اهل سنت .                                       الف :محمد بن طلعه شامخی می نویسد : ((امام باقیر شکافنده ی دانش است سخنان او کوتا وپر معنا است ))او علم ودانش رااشکار ساخت وگستر ش بخشید دانش را بنیان نهاد وانرا بصورت زیبا وروشن ارائه کرد دانش را به خوبی دریافته (1)                                  ب: ذهبی  می نویسد : اویکی از کسانی است که علم وعمل شرافت ؛کرامت ؛ راستگوی  وو قار در وجود او جمع شده بود واز شایستگی خاص بر خودار بود . ایشان یکی از امامان دوازده گانه ی شیعه است  .                                                                            ذهبی در جای دیگر می نویسد : ابو جعفر ،امام باقیر علیه السلام امام مجتهد وتالی تول قران عظیم الشان بود ما کسی را براو تر جیح نمی دهیم به بجز او به دیگری میل ندا رم واورا بخاطر خدا دوست میداریم چون دراو همه ی صفات وکمالات جمع شده است .(2)                 ج: ابن حجر هیثمی  ازمتعصبان اهل سنت درباره امام باقیر علیه السلام می نویسد :        ((ابو جعفر محمد البا قر سیم بذالک من بقر الارض ای شقها واثار محبساتها ومکامنها فذالک هواظهر من مخبئات کنوز المعارف وحقا ئق الاحکام ما لایخفی   الا علی منطمس البصیره او علی فاسد الطویه ومن ثم قیل فیه باقر العلوم وجامعه وشارعر علمه ورافعه ؛      لقب باقر برای ابو جعفر محمد باقر علیه السلام بر گرفته از شکافتن زمین وبیرون آوردن گنج های پنهان ان است ، بدین جهت که او گنج های پنهان  معارف وحقایق احکام را آن قدر آشکار ساخت که جز بر افراد بی بصیرت ودلهی ناپاک  پو شیده نیست واز این جا ست که وی راشکافنده وجامع دانش ونشر دهنده وبر افرازنده علم خویش نامیده اند او سپس به شخصیت امام باقر علیه السلام در بعد عرفان اشاره می کند ومی گوید :                             ((وله من الر سوخ فی مقامات العارفین مایکل عنه السنته الواصفین وله کلمات کثیره فی السلوک والمعارف  . برای او از استواری وثبات در مراحل سلوک ومعارف دارای کلمات فراوان است ومطالب بسیار ار زنده ی در این رابطه بیان نموده است که این مختصر گنجایش انرا ندارد .(3)                                                                     د:عبدالله عطا مکی : از دانشمندان عصر امام باقر علیه السلام  می گو ید هیچگا ه دانشمندان را از نظر علمی بدان سان که نزد امام با قر علیه السلام بودند کوچک وحقیر نیافتم دیدم (حکم ابن عتیبه ) رابا همه ی زیادی علم و منزلتی که در نزد مردم داشت ،در مقابل آن حضرت همانند کودکی بود که مقابل معلم خویش نشسته باشد  (4)                    ه: جا حظ : دیگر ادانشمند بر جسته اهل سنت می گوید : آفاق زیبا وبلندای کلام حکیما نه ی امام باقر علیه السلام را اینگونه تر سیم می کند : ((قد جمع محمد ابن علی ابن الحسین  علیهم السلام  صلا ح حال الدنیا بحذافیرها فی کلمتین فقال : ((صلاح جمیع المعا یش واتفا خرملا مکیال ثلثان فطنه وثلثه تغافل )) محمد ابن علی ابن الحسین علیهم السلام مصلحت تمام زندگی دنیارا در دو کلمه جمع کرد ه وفرمود است : صلاح همه زندگی ها وروا بط و معاشرت ((بادیگران ))در پرکردن پیمانه ای است که دو سوم ان هوش  وفراست وزیرکی  ویک سوم آن تغافل (خودرا بغفلت زدن در بعضی از امور )است                                ه: قتاده : فقیه بصره به امام باقر علیه السلام گفت به خداسوگند من در نزدفقیهان وابن عباس نشته ام اما اضطرابی که در نزدشما دارم ، در نزد هیچ یک از آنان نداشته ام . ((فقال له ابو جعفر علیه السلام اتدری این انت ،انک بین یدی بیو ت اذن الله ان تر فع ویذکر فیها سمه . .. حضرت فرمود ایا میدانی که در کدا مین مکان قرار گرفته ای ؟ تو اکنون در مقابل خانه های هستی که خداوند به رفعت وبلند مرتبه ای ان رخصت داده است ونام خدادر آن برده می شود وصبح وشام خدای رادر ان خانه ها تسبیح می کنند وآنان مردان هستند که تجارت خرید وفروش آنان را از یاد خدا واقامه نماز وپرداخت زکات باز نه می دارد . تو در این گونه مکانی، ومادار ی این خانه ها (5)                                                          نظیر همین سوال را (عکرمه ) دیگر دانشمند اهل سنت از امام می کند وهان پاسخ را در یافت می کند  (6)                                                                                   و : فخر رازی : از علمای اهل سنت  در تفسیر خود در بیان نظر های مختلف را جع به معنای کوثر می نویسد : ((سومین نظر در معنای کوثر این است که منظور از آن ،فرزندان پیامبر اکرم است واین به آن جهت است که این سوره در رد کسانی نازل شده است که ازآن حضرت بخاطر نداشتن فرزند عیب جوی می کردند که در اینصرت معنای آن این است که خداوند تورا فرزند ان ونسلی عطا می کند که در طول تاریخ بر قرار خواهند ماند پس امام باقر علیه السلام یکی از فر زندان پیامبر اکرم است  چقدر از فرزندا ن پیامبر اکرم را به شهادت رساندن اما جهان شاهد رونق فزینده آنان است آن گا بینگر که جقدر ازاندشمند مانند امام با قر وامام صادق و.... در جهان جلو گر است که  جهان از علوم آنها استفاده می کنند   1: مطالب السئول ص 100                                                                         2: سیر اعلام البلا ج 4 ص 2                                                                      3:صواعق المحرقه ص 201                                                                      4:حلیته الااولیا ج 3 ص 186 ار مفید ص 280،تذ کرةالخواص ص 337 ،والبدایته والنهایه 9 ص311                                                                                    5: البیان والتبین ج 1 ص 84                                                                       6: بحار الانوار ج 46 ص 357                                                                    7 : همان  ص 258                                                                                  8:تفسیر فخر رازی ج 32 ص 124  

دعای مادر

بوی بهشت می دهد دست دعای مادرم

سجده پس از خدا برمبرکف پای مادرم

آتش پاک عشق را دامن شوق می زند

در دل خام - سوز من حمدو ثنای مادر

ابروی بردباری ام خم نشود به عمر خود

بر سر من اگر زند درد و بلای مادرم

گر طلبد زمن گهی، سر به اشاره حاضرم

جان به دو دست آروم بهر زضای مادرم

گرد و غبار حادثه نیست به راه عمر من

آب زده تمام شب اشک صفای مادرم

مرغ اذان! مخوان که او تا به سحر نخفته است

من کنم این سحر ادا فرض قضای مادرم

ارزش اشک یک شب اش به ز هزار جان من

پس تو بگو ز چه کنم هدیه برای مادرم

این من هرزه قاصر فرض ادای خدمتم

پس چه جواب می دهم پیش خدای مادرم

سالروز ولادت بانوی دوعالم زهرای مرضیه سلام الله علیها وهمچینن روز مادر را به محضر قطب عالم امکان روحی وارواح العالمین له الفدا تبریک و تهنیت و شاد باش عرض می کنم

ولادت باسعادت  اخرین سفیر الهی  وشاه کار خلقت  حضرمحمد  صلی علیه واله  وفرزند برومندش حضرت امام صادق علیه السلام را بمحضر بقیته الله الاعظم  وعموم مسلمین جهان  وملت ومردم ما تبریک وتهنیت عرض می کنم .                                           

  چند مطلب را به این مناسبت خدمت عزیزان تقدیم مینمایم مهمترین چیزی که باید به ان توجه کرد مسا له شخصیت  پیامبر اکرم  وامام صادق علیه السلام  اما در اینکه ایشان در کجا بدنیا امد در چی زمان پدر اوکی بوده ومادر او کیست بارها خواند ایم ویا شنیده ایئم اگر از یک بچه ی  که تاسطح کلاس دوم  تحصیلات داشته باشد می داند .                               

 اما راجع درباره شخصیت پیامبر اکرم 

شخصیت انسان مجموعه ای از اوصاف وخصوصیات   پایدار در وجود انسان است و این صفات وخصوصیات امکان دارد در برخی از افراد ثبات نسبی داشته باشد  به گونه ای که دیگران تا اندازه ای بتوانند رفتار اواورا پیش بینی کنند  بنا بر این خوب  یابد بودن  وبه عبارت دیگر ناقص یا کا مل بودن  شخصیت هر کس به صفات  نیک وبد او بستگی دارد  پیامبران  وهبران  اللهی نیکو ترین صفات انسانی رادارند ووالا ترین شخصیتهای جامعه بشری  اند  با وجود این پیامبر اکرم که شاه کار خلقت وپیامبر ختمی مرتبت است  بزرکترین شخصیت عالم امکان به شمار می اید  چنانچه خداوند در قران می فرماید              انک لعلی خاق عظیم  یعنی  ای پیامبر تو شخصیت بزر وبرجسته ای داری  خلق ازماده خلقت  به معنای صفات است که از انسان جدا نمی شود    گوئی جز خلقت وافرینش انسان به شمار می اید .

اری پیامبر اکرم شخصیت بسیار ارزنده وجهانی دارد که در زمان ومکان نمی گنجد وبه نسل خاص تعلق ندارد شخصیت او جهانی است  وجهانی بودن شخصیت اودر ابعاد گوناگون متبلور است  که مهمترین ابعاد شخصیتی ان حضرت را باتو جه به ایات قران بیان می داریم                                                                                                          الف .تمام پیامبران گذشته بعثت اورا به مردم و پیروان خودش بشارت داده اند  که خداوند در قران می فرماید .                                                                          

      واذ اخذالله میثاق النبین لما اتیتکم من کتاب وحکمته ثم جائکم رسول مصدق لما معکم لتئومنن  به ولتنصرنه قال اقررتم  واخذ تم علی ذالکم  اصری قالوا اقررنا قال فاشهدو وانامعکم من الشاهدین  العمران ایه 81        ای پیامبر بیاد اور زمانی را که خداوند ازپیامبران گذشته پیمان محکمی گرفت هرگاه کتاب وحکمت به شمادادیم سپس پیامبری به جانب شما امد ایشانرا تصدیق کرده حتما به او ایمان بیاورید واورایاری کنید  انگا خداوند فرمود ایا به این موضوع اقرار کردید  وبران پیمان بستید  گفتند اری اقرار کردیم  خداوند فرمود بر این میثاق گواه باشید  ومن نیز با شما گواهم  

           نکات ازاین ایه میتوان استفاده کرد .                                                       1 این ایه شریفه بیان می کند که از تمام پیامبان بدون استثنا پیمان گرفته شده است که به پیامبر یاپیامبران بعدازخودش ایمان  بیاورند واورا در تبلیغ  رسالتش نیز یاری کنند  وچون بعد ازدر گذشت پیامبر پیشین پیامبر بعد مبعوث می شد ازاینرو یاری کردن پیامبر نو ظهور وقتی تحقق می یافت که پیروان رسول پیشین اوراکمک کند علاوه براین درصورتی باید پبه پیامبر بعد ایمان اورد واورا یاری کرد که اونیز ایمان اورنده گان به خودش را تصدیق کند تا دعوت همگی هماهنگ باشد وفیض اللهی در جامعه جریان یابد  هدف از یان کار اثبات حقانیت    پیامبر نو ظهور است  2 نکته دیگر اینکه هر چند ایه مسئاله رابطور کلی بیان داشته است  ولی مصداق ان پیامبر اکرم است که خداوند بزرک ازتمتم پیامبران  صاحب کتاب  پیمان محکمی گرفته است  تابه نبوت ورسالت اوایمان بیاورند  پیروانشان رابه یاری کردن اوسفارش کنند              فخری رازی ازحضرت امام علی  علیه السلام  نقل می کند  حضرت فرمود  همانا خداوند هیچ پیامبر ی از ادم تا پیامبران  بعد مبعوث نکرد مگر اینکه از انان پیمان گرفت  اگر محمد صلی الله علیه واله براینگیخته شد به او ایمان اورید  وکمکش کنید .   3  امام علی علیه السلام می فرماید که خداوند از فرزندان ادم پیامبران رابر گزید ازانان خواست که رسالتی را که خداوند ازنان خواسته است را انجام دهد و انان در انجام درسالتش کوتاهی نکردند وبرخی ازانان به ظهور پیامبر ی بعد ازخودش  بشارت داده اند  قرنها به اینصورت گذشت تا اینکه خاوند پامبیر اکرم را بر اینگیخت باان نبوت را کامل کرد او پیابر است که از تمام پیامبران گرفته شدکه امدن اورا به مردم بشارت دهند  .  4 علا وه براین در کتب اسمانی بالاخص عهدین  یاکتاب مقدس رسالت اذکر شده است .                                                                                                             ب. حضرت پیامبر اکرم خاتم الانبیا است .                                           

خداوند در قران مجید می فرماید .                                                                     

       ماکان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله وخاتم النبین وکان الله بکل شی علیما .                                                                                           

  پیامبر اکرم پدر هیچ یکی از شما نبوده ونیست ولی او رسول خدا است  وختم پیامبران وخداوند همه چیزرا میداند  امام علی علیه السلام  درموقع غسل دادن پیامبراکرم عرض کرد یارسوالله پدر ومادرم فدایت بامرگ توچیزی قطع شد که بامرگ دیگری چنین نشد  وان تبوت ورسالت  وپیام اللهی بود   ج. رسالت پیامبر اکرم جهانی است .    امام حسن مجتبی علیه السلام نقل می کند که  عدهای از یهودیان امدند خدمت رسول الله عرض کردند ای محمد توی که می پنداری فرستاده خدای همانند حضرت موسی برتو وحی نازل شده است .                                                                                          حضرت لحظات ساکت ماند بعد فرمود بلی سرور فرزندان ادم من منم  ولی من فخر فروشی نمی کنم  من خاتم پیابرانم انان پر سید که تورا برای چی کسی فرستاد ه است عرب یاعجم یابه جانب ما  ان موقع خداوند بر قلب نازنین پیامبر اکرم ایه نازل شد    قل یاایهاالناس انی رسول الله الیکم جمیعا الذی له ملک السموات والارض ال اله الا هو یحی ویمیت فامنوا با الله ورسوله النبی الامی الذی یومن باالله .    بگو من فرستاده خداوند جانب همه ای شماهستم  همان خدای که حاکمیت اسمانها وزمینها ازان اواست معبود ی جز اونیست زنده می کند ومیمیرانند وبه خداورسولش ایمان اورید .                                                                                                           د. پیامبر اکرم بهترین الگوی رفتاری برای جهانیان است .    بدون شک رسیدن به کمال وهدف اصلی زمان شکل می گیرد که انسان در تمات رفتار ها یش ازرسول خداپیروی کند  خداوند در قران می فرماید   لقد کان لکم فی رسول الله اسوته حسنه لمن کان یرجو الله والیوم الاخره                      


شهادت امام حسن عسکری علیه السلام و آغاز امامت امام زمان علیه السلام.

  حضرت ابومحمّد امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در اوّل ماه ربيع الاوّل سال 260 هجرى ، بيمار شد و در روز جمعه هشتم همين ماه در همين سال ، وفات يافت ، او هنگام وفات ، 28 سال داشت و جسد مطهّر او را در سامرا در خانه خود كنار قبر پدر بزرگوارش ، به خاك سپردند.
پسرش حضرت مهدى منتظَر (اَرْواحُنا لَهُ الفِداءِ) را که براى تشكيل حكومت حقّ جهانى ایشان مستضعفان عالم امید دارند ، به جاى گذارد.
فرزند امام حسن عسكرى(ع)
   ولادت حضرت مهدى (عج ) در پنهانى انجام شد و وجود چنين پسرى را مخفى نمودند؛ زيرا خفقان و سانسور شديد حكومت طاغوتيان عبّاسى ، همه جا را فراگرفته بود و سلطان زمان در جستجوى آن حضرت بود و براى آگاهى از وضع او، بسيار تلاش ‍ مى نمود و بخصوص در مذهب شيعه دوازده امامى ، آمدن او شايع شده بود و همگان مى دانستند كه شيعيان در انتظار آمدن او بسر مى برند، بر همين اساس ، امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در زمان حياتش ، آن فرزندش را آشكار نكرد و بيشتر مردم بعد از وفات آن حضرت نمى دانستند كه او چنين پسرى دارد.

ويژگيهاى زندگى حضرت مهدى (ع)
   مقام امامت بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به پسرش (حضرت مهدى (عليه السلام) همنام و هم كُنيه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، فرزندى جز او (يعنى حضرت مهدى (عليه السلام ) ) نداشت و او را غايب و مخفى ، بجاى گذارد

  حضرت مهدى (عليه السلام ) در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى (در شهر سامرّا) به دنيا آمد، مادرش اُمّ وَلد بود به نام نرجس؛ دختر يشوعا از ذريه شمعون يكى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام ) بود حضرت مهدى (عليه السلام ) هنگام وفات پدرش ، پنج سال داشت ، خداوند به او در همان سن و سال ، حكمت و مقام قضاوت را عنايت فرمود و او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكى ) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيى (عليه السلام ) دز زمان كودكى حكمت آموخت. 
و نيز خداوند مقام امامت را به حضرت مهدى (عليه السلام ) در كودكى عنايت كرد.

تشتت آراء

به نقل از نگاه فردا

تشتت آراء، نتیجه زود هنگام نظرسنجی پایگاه نگاه فردا، در انتخابات شورای ولایتی مالستان.
نزدیک به دو ماه از تایید نهایی اسامی کاندیدان شورای  ولایتی در ولسوالی مالستان می گذرد در طی این مدت تلاش های قابل قدری از سوی مقامات ولسوالی، دلسوزان، آگاهان و خیر اندیشان جامعه همراه با راهکارهای عملیاتی ممکن پیرامون تقلیل کاندیداها و تمرکز آراء میان چند کاندید ارائه گردید و انتظار آن می رفت که 12 کاندید ثبت نام شده در این مرحله بادرنظرداشت اهمیت این دور از انتخابات، مصالح عمومی مردم را در نظر گرفته به نفع یکدیگر کنار بروند و نیز انتظار مضاعف از هواداران و کامپیان گردانان آنان این بود که شرایط موجود را در ک نموده به مواضع خود اصرار و پافشاری نورزند اما متأسفانه این هشدارها و تذکارها نه تنها مورد توجه واقع نشد که اصرار و پایداری های کاندیداتوران بیشتر و بیشتر شد و نیز عدم حضور آنها در نشست های مشورتی طرح ریزی شده از سوی مقامات ولسوالی نشان از آن داد که گویا کسی بنا ندارد  از کرسی ثبت نام کاندیداتوری پایین بیاید و طی یک تصمیم معقول مصالح کلی و کلان مالستان را به منافع بسیار ناچیز جزئی و فردی خود ترجیح دهد و با کنار رفتن به نفع یکدیگر دل مردم را شاد و سهمی در موفقیت مردم مالستان در این مرحله حساس از انتخابات شوراهای ولایتی ایفاء نمایند.
این امر سبب شد
 تشتت آراء، نتیجه نظرسنجی انتخابات شورای ولایتی در مالستان
 گروه مطالعاتی نگاه فردا، نتیجه زود هنگام نظر سنجی خود را که چندی قبل در پایگاه اینترنتی خود طرح و پی ریزی کرده بود به نمایش بگذارد تا به همه کاندیداهای محترم و عموم مردم مالستان این خطر را گوش زد نماید که تشتت آراء میان 12 کاندید نتیجه نا امید کننده ای را نوید می دهد و اگر امر به همین منوال پیش برود سرنوشت تلخ مرحله دوم انتخابات بار دیگر تکرار خواهد شد و ناکامی دیگر در دفتر سرنوشت سیاسی مردم ما ثبت خواهدشد.
تهیه و تنظیم: عبدالعلی عادلی 

حق اهلبیت(ع) بر پیروانش چیست؟


المقصرین فی حقکم زاهق( زیارت جامعه کبیره)

   در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهلبیت علهم السلام می گوییم: کسانی که نسبت به حق شما اهلبیت ( ع ) کوتاهی داشته باشند باطل و نابود هستند.

حق اهلبیت علیهم السلام چیست؟ آیاحق اهلبیت این است که تنها به زنده نگهداشتن شعایر الهی اکتفا شود؛ درمناسبتها مجالس با شکوه گرفته شود؟

در ایام شهادت هریک از حضرات معصومین علیهم السلام به بهترین نحو عزاداری باشکوه برگزار شود و اگر کسی این کارها را انجام نداد مقصرین در حق اهلبیت باشند و درنتیجه زاهق و باطل باشند.

    به نظر می رسد که چنین نباشد؛ کارهای فوق به جای خود بسیار نیکواست و لازم واجب است اما نمی شود گفت که حق اهلبیت تنها در آن ها خلاصه می شود. بلکه حق اهلبیت علیهم السلام فراتر از کارهای فوق است و آن اقدام عملی، اجرای احکام خدا و پیاده کردن منویات ایشان در جامعه است؛ همان کاری که امام خمینی(ره) انجام داد و ملت ایران را از ظلمات به سوی نور حرکت داد و علیه ظلم و فساد قیام کرد و نگذاشت که احکام خدا تعطیل بماند و در آن زمان هرکسی امام خمینی را همراهی کرد حق اهلبیت (ع) را ادا کرد و هرکسی هم همراهی نکرد در زمره مقصرین در حق ایشان به حساب می آیند.

     حضرت رسول اکرم(ص) مسئله وصایت و جانشینی امیر امومنین علی علیه السلام را پیش از غدیرخم به کرار بیان فرمود شاید بیش از 20 مرتبه آن مسئله را در موقعیت های مختلاف مطرح نمود اما این کافی نبود بلکه باید یک اقدام عملی انجام دهد و گرنه رسالت حضرت انجام نمی گرفت( فان لم تفعل فما بلغت رسالتک) از این رو حضرت در غدیر خم طی یک مراسم باشکوه و در حضور حجاج همه ممالک اسلامی و با تشریفات خاص عملا دست علی(ع) را بلند کرد و او را رسما به عنوان متولی و سرپرست دین بعد از خودش معرفی نمود.

    پس عمل واجرا ملاک است؛ نه شعار. اگر تنها شعارباشد هیچ ابر قدرتی از شرق و غرب مخالفت نخواهد داشت انها مشکلی ندارند که مسلمانان شب و روز به عبادت شان تظاهر کنند بلکه خوف  و ترس آن ها از اجرای احکام الهی است و این اجرای احکام خدا است که با منافع آن ها سازگاری ندارد.

 بنا بر این  شخص فقیه و عالم به احکام خداوند، باید از اجرای احکام خداوند دفاع کند نه اینکه تنها از شعایر دفاع نماید.

     غضب و خطبه های حضرت فاطمه(س) یقینا به خاطر از دست دادن فدک یا غصب خلافت امیر المومنین علی (ع) و یا آن همه اهانت ها نبود بلکه  چون  امت، از رسول خدا و از سنت ایشان فاصله گرفته بودند، صدیقه طاهره (س) نا راحت و غضبناک بود ومی دید که چگونه  نتیجه زحمت های پدر بزرگوارش از بین می رود از این رو شب و روز گریه می کرد به گونه ای که اهالی مدینه از گریه های طولانی صدیقه طاهره (س) متاذی می شدند.

   اگر امام علی و دیگر امامان علیهم السلام به شهادت رسیدند به همین خاطر بودند مخصوصا امام حسین علیه السلام که حرکت ایشان از مدینه به مکه و از آنجا به کوفه و کربلا به جهت اجرای احکام الهی بودند و فرمودند که من به جهت احقاق حق و احیای سنت رسول خدا (ص) قیام کردم نه برای شعائریت اسلام.

 

      برابر آیه مودت؛ قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی  محبت اهلبیت (ع) واجب است . اما این محبت یقینا تنها به شعار وبیان حاصل نمی شود بلکه باید عمل در کار باشد چنانکه رضایت خدا، رضایت رسول خدا(ص)، رضایت ائمه طاهرین (ع) و رضایت پدر ومادر به صرف حرف وبیان و شعار تامین نمی شود بلکه عمل به دستورات خداوند است که این رضایت را به دست می آورد؛ پدر و مادر وقتی می بیند فرزندش عملا در جاده شریعت و سنت رسول خدا و اهلبیت علیهم السلام قرار دارند قلبا از او راضی هست.

 

چهل حديث گهربار منتخب  از امام حسین علیه السلام

     
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَيْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ: 
یک: إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْيدِ، وَإ نَّ قَوْما         عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِيَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ      
ترجمه :
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.         
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد. 
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند؛ و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.        
دو: قالَ عليه السّلام : إِنَّ اءجْوَدَالنّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.
ترجمه :
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان ، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است.     
سه: قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَيْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.        
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.     
چهار: قالَ عليه السّلام : النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.        
ترجمه :
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سينه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... - انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.        
پنج:  قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.     
ترجمه :
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.  
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
شش: قالَ عليه السّلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.   
ترجمه :
فرمود: كارها و اءمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت        .
7 - قالَ عليه السّلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.   
ترجمه :
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
هشت :قالَ عليه السّلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخيكَ الْمُؤ مِنِ إ ذا تَوارى عَنْكَ إ لاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ اءنْ يَقُولَ فيكَ إ ذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.
ترجمه :
فرمود: سخنى - كه ناراحت كننده باشد - پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
نه: قالَ عليه السّلام :يا بُنَىَّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.     
ترجمه :
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.     
ده: قالَ عليه السّلام : إ نّى لااءرى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إ لاّ بَرَما.      
ترجمه :
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
یازده: قالَ عليه السّلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.     
ترجمه :
در احاديث امام حسن عليه السّلام هم آمده است .
فرمود: هركس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش خواهد پوشانيد.         
دوازده: قالَ عليه السّلام : اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ
(76)، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.
ترجمه :
فرمود: من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.         
سنزده: قالَ عليه السّلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ اءَوْمى إ لى الْيُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ.     
ترجمه :
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نمود:        كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

چهارده: قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ عليه السّلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.  
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است ؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.

ادامه نوشته

12 کاندید شورای ولایتی مالستان به روایت تصویر



حصه اول مالستان:
 1- بشیر علی شفق از مكنك 2- آصف پژواک از مكنك 3- آقای محمدنعیم توحیدی از خوردك زایده 4- آقای دادمحمدشاداب از خوردك زایده 5- آقای ابراهیم صالحی از غیغانتو 6- خانم لطیفه اكبری از رباط.
حصه دوم مالستان:
 7- كربلای عبدالقیوم جاوید از میرآدینه 8- خالقداد فطرت از میرآدینه 9- علی محمد جرار از میرآدینه 10- محمد یوسف امیری از قابجوی پشی 11- آقای محمدشریف حكیمی از ناوه پشی 12- آقای محمد انور قنبری از شیرداغ.
به نقل از گروه مطالعاتی فردا.http://nf89.mihanblog.com/

اطلاعیه 2

اطلاعیه ترحیم

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت درگذشت حجت الاسلام والمسلمین آقای افضلی چهل باغتوی پشی را به عموم مردم قهرمان پشی، خانواده محترم وبازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض نموده برای ایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای همه­ای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .


اخبار از مالستان

نگاه فردا: ثبت نام از کاندیداهای انتخابات شوراهای ولایت غزنی در ولسوالی مالستان آغازشد. گزارشها حاکی از آن است که این مرحله از انتخابات نیز هم چون دوره های قبل با استقبال زیاد مردم از مناطق مختلف مالستان مواجه شده است به نحویکه موجی از نگرانی ها را برای مقامات مسؤل در این ولسوالی به همراه داشته است. آقای ضامن علی هدایت ولسوال مالستان در این خصوص چنین اظهار نظر نموده است:

«هر روز تعداد كاندیدان احتمالی شورای ولایتی در این ولسوالی بیشتر وییشتر میگردد. قرار معلوم در اكثر مناطق و قریه جات بیش از چهار تا پنج نفر برای كرسی شورای ولایتی اعلام آمادگی كرده اند كه این كار نه تنها نتیجه نداشته بلكه باعث شكست وناكامی مانند دوره های قبل خواهد شد، گرچند در گرد همایی ومجلس شورای ولسوالی كه بتاریخ ٣٠ اسد در ولسوالی تدویر شده بود روی این موضوع" تقلیل كاندیدان" به صورت كافی بحث گردید و به مردم توصیه شد تا با اتحاد و همدلی موضوعاتی چون اختلافات سمتی، حزبی، قومی و گروهی را كنار گذاشته به كسی كه اهلیت، لیاقت، تحصیل، تجربه و شایستگی دارد رأی داده و انتخاب نمایند. بدینوسیله از تمام دوستان كه به این موضوع قادر به همكاری باشند لطف نموده جداً مردم خویش را یاری فرمایند تا انشأالله به نتیجه مطلوب برسیم».
اگرچه این اظهار نظر قابل تامل و درخور تحسین است اما به نظر می رسد دلایلی چند در ورای این استقبال وجود دارد که سبب شده تا بازار انتخابات در این ولسوالی گرم شود. اول اینکه این ولسوالی از ولسوالی های محروم و دور افتاده ولایت غزنی است و همواره مورد بی توجهی مقامات ولایت و دولت قرار داشته است لذا مردم با درک این موضوع و ثبت نام در انتخابات ضمن مطالبه حقوق خود حضور حداکثری خود را در مسایل سرنوشت ساز به اثبات می رسانند. دوم اینکه این انتخابات نسبت به دیگر انتخابات ها، برای مردم ما از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. چراکه منجر به انتخاب نماینده ای از خود مردم می گردد درحالی که بسیاری از انتخابات ها، در سطح وسیع تر انجام می گیرد و مردم نمی تواند از نماینده خاصی حمایت نماید. سوم اینکه بطور معمول در آغاز ثبت نام ها شور و شوق زیاد است اما رفته رفته این شور و شوق کاهش می یابد و کاندیداها بادرک شرایط، به نفع مردم مالستان و مصالح کلی کنار می روند و تعداد محدودی از کاندیداها در صحنه انتخابات باقی می مانند. لذا جای نگرانی چندانی نیست. افزون بر انکه تجربه انتخابات های قبلی و خرد جمعی مردم مالستان بحمدالله در این سطح رسیده است که در هنگام لزوم تصمیم های سودمندی را اتخاذ نمایند. (به نقل از نگاه فردا)

عید فطر

 

فطرت انسانی با خدا پرستی و ایمان سرشته شده است و هر انسانی بر سرشت خداپرستی زاده میشود اما گردش روزگار ، فطرت انسان را در کارگاه زندگی دنیوی با غبار انواع تمایلات نفسانی و دنیوی می پوشاندو آن را غبار آلود کرده و گوهر فطرت انسانی را در زیر گرد وغبار امیال نفسانی از درخشش تمام باز میدارد. رمضان فرصتی است که انسان بتواند با تمرین و ریاضت و جلب الطاف خالق هستی بار دیگر غبار از روی فطرت خویش برگرفته و جلای مجددی به گوهر فطرت خویش بدهد و سرشت خویش را تابناک نماید و با دیدن درخشش زیبای فطرت الهی ، باز هم به فطرت خویش توجه نموده و به خداپرستی ناب رجعتی دوباره نماید و به فطرت خود باز گردد. اینگونه است که اولین روز پس از ماه مبارک رمضان عید فطر نامیده شده است ، یعنی روز بازگشت به فطرت و سرشت انسانی . امیدواریم که امسال و هرسال این روز عزیز و فوق العاده با ارزش را برای خود به یک عید واقعی تبدیل نماییم. انشاءالله

خدایا روزه داریهایم را به کرمت قبول فرما

بنام خدا

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و گرامی، و عرض تبریک فرارسیدن عیدسعید فطر، متن و ترجمه دعای آخرین روز ماه مبارگ رمضان را همراه با دو بیت شعر وداع خدمت شما تقدیم می دارم.


متن دعای روز سی ام ماه مبارگ رمضان: «اللهمّ اجْعَلْ صیامی فیهِ بالشّكْرِ و القَبولِ على ما تَرْضاهُ و یَرْضاهُ الرّسولُ مُحْكَمَةً فُروعُهُ بالأصُولِ بحقّ سَیّدِنا محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین والحمدُ للهِ ربّ العالمین»خدایا در این روز روزه هایم را با جزای خیر و مقبول خودت قبول کن. آنچنانکه مورد رضایت و پسند خودت و رسولت باشد. و روزه ما را که از فروع دین است به واسطه اصول آن که ایمان و توجه به توست محکم گردان، به حق سید ما محمد وآل اطهارش و ستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.

در این دعا یک تقاضا از خداوند مطرح شده است و آن قبول شدن روزه داریهای ماه مبارگ رمضان است. در این دعا بنده از خدایش می خواهد تا روزه داریهای او را به گونه ی بپذیرد که هم مورد رضایت و قبول خودش و هم مورد پسند رسول گرامی اش قرار گیرد.

حال که پس از یک ماه روزه داری و امساک از برخی محللات و پرهیز از خیلی لذتهای مادی تلاش و جهاد نفس انجام دادید. باید اولا خداوند را بر این توفیق بزرگ شکر کرد و ثانیا باید از او درخواست کرد تا همه ماههای سال و بلکه همه عمر ما را در راه رضایت و اطاعت خودش قرار دهد. انشاالله و تعالی.

خداحافظ ای مـاه غفــران و رحمت      خداحافظ ای مــاه عشق و عبادت

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه       خداحافظ ای بهــــترین ماه الله

التماس دعا

خدایا مرا از دامهای ویرانگر شک و تردید محافظت نما


بنام خدا

باسلام و آروزی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و گرامی، و آرزوی بهره مندی از فیض آخرین لحظات ماه رحمت و مغفرت، دعای روز بیست و نهم با شرحی کوتاه خدمت شما تقدیم می گردد.


متن دعای روز بیست و نهم:«اَللّـهمّ غَشّنى فیه بِالرّحْمَة وَارْزقْنى فیه التّوْفیقَ وَالعِصْمَة وَطَهّر قلْبى مِنْ غَیاهب التّهمة یا رَحیماً بِعِبادِهِ المؤمِنینَ»خدایا در این روز مرا به رحمت بی کرانت جایم ده.خدایا در این روز توفیق خودنگهداری به من عنایت کن.خدایا در این روز قلبم را از تیرگیهای تهمت پاک گردان. اى مهربان نسبت به بندگان مؤمن خود».

در این دعا سه تقاضا مطرح شده است.قرار گرفتن در رحمت الهی،‌توفیق خودنگهداری و زدوده شدن تیرگیهای قلب،‌ازجمله خواسته های مطرح شده در دعااست.

خواسته اول: قرار گرفتن در رحمت الهی: «اَللّـهمّ غَشّنى فیه بِالرّحْمَة»خدایا در این روز مرا با لباس رحمت خودت بپوشان. در مورد رحمت الهی ذکر دو نکته لازم است. نکته اول اینکه رحمت معناي بسيار وسيع و گسترده اي دارد كه تمام مواهب جهان را شامل مي شود، گاه جنبة معنوي دارد، و گاه جنبه مادي، به همين دليل گاه كه انسان تمام درهاي ظاهري را به روي خود بسته مي بيند احساس مي كند رحمت الهي به قلب و جان او روان است، لذا شاد و خرسند است، آرام و مطمئن، هر چند در تنگناي زندان گرفتار باشد. بدلیل همین گستردگی درمعنی، رحمت در قرآن کریم به معاني زيادي اطلاق شده است، گاه بر مسأله هدايت، گاه نجات از چنگال دشمن، گاه باران پربركت، گاه به نعمت هاي ديگر مثل نعمت نور، و در بسياري موارد به بهشت و مواهب خدا در قيامت نيز اطلاق شده است. نكته دوم اینکه خداوند دو گونه رحمت دارد يكي رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن، مؤمن و كافر، نيكوكار و بدكار را البته صرفا در همین دنیا مي گردد. زيرا مي دانيم باران رحمت بي حسابش، همه جا به همه مي رسد و خوان نعمت بي دريغ او همه جا گسترده است، همه بندگان از مواهب گوناگون حيات بهره مندند، و روزي خويش را از سفرة گستردة نعمت هاي بي پايان او برمي گيرند، اين همان رحمت عام او است كه پهنه هستي را در بر گرفته و همگان در درياي آن غوطه ورند. رحمت ديگر خداوند رحمت خاص اوست كه از آن به رحمت(رحيميه) ياد مي شود. اين نوع رحمت ويژه بندگان صالح و فرمان بردار او و خاصه آخرت است، زيرا آنها به حكم ايمان و عمل صالح، شايستگي اين را يافته اند كه از رحمت و بخشش و احساس خاصي كه آلودگان و تبهكاران از آن بهره اي ندارند برخوردار شوند.

آثار رحمت الهی چنان است که برکات زیاد بدنبال دارد. رحمت الهی دلهای مرده را زنده، بیابانهای خشک را پر از آب و علف ، سرزمین تفتیده و بی آب را پر از آب و سرزمین ویرانه را آباد می کند. یک نمونه ی از آن در قرآن کریم چنین ذکر شده است: فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (سوره روم آیه50) یعنی ، به آثار رحمت الهى بنگر كه چگونه زمين را بعد از مردنش زنده مى‏كند چنين كسى (كه زمين مرده را زنده كرد) زنده كننده مردگان (در قيامت) است و او بر همه چيز تواناست!

خواسته دوم: توفیق خودنگهداری و عصمت. «وَارْزقْنى فیه التّوْفیقَ وَالعِصْمَة»خدایا در این روز توفیق خودنگهداری و قوه عصمت به من عنایت کن. این خواسته خیلی مهم است. زیرا در این فقره قوه و مقام عصمت از خداوند متعال طلب شده است. عصمت به معنای نیروی خودنگهداری و پاکی است. این مقام را تنها انبیاء و ایمه معصومین دارا هستند.البته به اعتقاد برخی از دانشمندان اسلامی ممکن است دیگران نیز با تعبد و عبادت و تقوا پیشگی به مرحله نازله ی آن دست یابند. در این دعا بنده از خداوند چیزی که بالاتر از تقوا ست طلب کرده است. یعنی خدایا ملکه و نیروی پاکدامنی و دوری از گناه به من عنایت کن. البته در سایه لطف الهی چنین خواسته ی امکان تحقق دارد.

خواسته سوم: نجات از آلودگیهای شک و شبهه. «وَطَهّر قلْبى مِنْ غَیاهب التّهمة»خدایا در این روز قلبم را از آلودگیهای شک و شبهه پاکیزه کن؛ یعنی، خدایا، قلبم را با نور ایمان و بندگی خودت نورانی کن تا از تاریکیهای شبهات و موارد تهمت و نا پاکی، پاکیزه گردد. شک و تردید بی جا و افراطی در هر موضوعی مایه تباهی و تیره شدن زندگی انسان می گردد. شک و تردید افراطی چنان عرصه را بر فکر و اندیشه و اعتماد انسانی تنگ می کند که در نهایت به پوچی گری و بی هدف شدن زندگی می انجامد. به خاطر پیامدهای خطرناک این حالت روانی است که در دین مبین اسلام از کسانی که دچار وسواس و شک و تردید در هر امری باشد، ‌به خدا پناه برده شده است.(قل اعوذ برب الناس.من شرالوسواس الخناس). از طرف دیگر، رسیدن به یقین یکی از اوصاف بندگان خداوند و به عنوان پاداش الهی شمرده شده است. در این دعا از خدا خواسته شده است، که خدایا کاری کن تا شک و شبهه از دل من زدوده گردد و من هیچگاهی گرفتار این پدیده نامیمون و ویرانگر نگردم.

در آخرین لحظات ماه مبارگ رمضان که مظان استجابت دعا و هنگامه آمرزش گناهان است، از خداوند متعال بخواهیم همه ما را از گرفتاریها و بلیات آخرالزمان و گرفتار شدن در آفت شک و شبهه ناروا محافظت نماید. همه بندگانش را در این لحظات مورد عفو و بخشش خود قرار دهد. الهی آمین یارب العالمین

التماس دعا

خدایا توفیق انجام نوافل به من عنایت فرما

بنام خدا

باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و میهمانان ارجمند الهی، و آرزوی توفیق بیش از پیش در بهره مندی از فیوضات ایام و لحظات باقیمانده از ماه مبارگ رمضان، دعای روز بیست و هشتم با شرحی کوتاه خدمت شما تقدیم می گردد.



متن دعای روز بیست و هشتم : «اللهمّ وفر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین»خدایا در این روز بهره مرا در استفاده از مستحبات بسیارگردان و در این روز نسبت به یاد آوردن مسائل به من کرم نما و دراین روز  وسیله مرا در بین وسایل و اسباب به سوی حضرتت نزدیک ساز، اى آنکه اصرار و سماجت اصرار کنندگان مشغولش نمی سازد.

در این دعا سه خواسته مطرح شده است. توفیق برای انجام اعمال مستحبی ، مرور مسایل و تنبه و آگاهی نسبت به آن و نزدیک ساختن و کارساز شدن وسایل و ابزار انسان به سوی قرب الهی، از جمله خواسته های مطرح شده در این دعا است.

خواسته اول: توفیق انجام نوافل : «اللهمّ وفر حظّی فیهِ من النّوافِلِ»خدایا در این روز نصیب و بهره مرا از نوافل و اعمال مستحبی بیشتر گردان. این درخواست بسیار مهم است. زیرا بنده از خداوند می خواهد تا علاوه بر توفیق بر انجام واجبات او را بر انجام نوافل و اعمال مستحبی نیز یاری نماید. اعمال مستحبی و نوافل خودش از عنایات الهی به بنده اش می باشد. زیرا توسط این نوافل است که انسان می تواند به بسیاری از مقامات و درجات انسانی و قرب الهی تکامل یابد. خود نوافل نیز از حیث تعداد  تنوع دارد و زیاد است است. از روزه و نمازهای مستحبی گرفته تا انفاقها و همکاریهای اجتماعی و... آنچه که مهم است این است که گاهی برخی فکر می کنند که کارهای مستحبی و نمازهای نافله تاثیری زیادی در زندگی مادی و معنوی انسان ندارد. برای خود اینگونه دلیل آورده و تحلیل می کنند که همیشه چیزی که واجب است اهمیتش بیشتر است و بالتبع آثار و فوایدش هم بیشتر است. بر همین اساس به نوافل و مستحبات نیز توجهی نمی کنند. حال آنکه در مورد برخی از اعمال شاید کاملا قضیه برعکس باشد. زیرا درست است که در انجام واجبات حکمت و مصالح زیادی نهفته است اما این یک امر کلی  و عام است که انسان همیشه واجبات را به عنوان انجام دستورات الهی و اطاعت از وی انجام می دهد. اما نوافل را صرفا با قصد قربت و برای رسیدن به قرب الهی انجام میدهند. بنابراین بسیاری از نوافل و مستحبات نردبان و پله های به سوی سعادت دنیا و آخرت است. به عنوان یک نمونه به ظاهر نماز شب برای ما مستحب است. اما خداوند متعال همین نماز را به مایه رضایت خودش از پیامبرگرامی اسلام و به عنوان یک مقام برای وی در نظر گرفته است. وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسىَ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا محَّمُودًا(سوره اسراء آیه79) و پاسى از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد!

اما متاسفانه دیده می شود که بسیاری از ما از برکات و آثار انجام اعمال مستحبی و نوافل در زندگی خود غافل هستیم. این غفلت را بخصوص با توجیهاتی که ذکر شد ادامه می دهیم.

خواسته دوم: یادآوری و تنبه نسبت به مسایل و امورات زندگی : «واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ» یعنی، خدایا در این روز مرا با به یادآوردن مسایل و قضایای زندگی و امورات گذشته  ام تنبه و بیداری عنایت کن. این نکته در زندگی خیلی مهم است که با مرور بر وقایع گذشته و نگرستن به آینده ها کاستیها را جبران، نواقص را برطرف و خوبیها و نیکیها را تکرار نماید. با چنین کاری می توان از فرصتها استفاده کرد و از وقایع و سرنوشت خود و دیگران عبرت گرفت. به این می گویند تنبه و آگاهی. در روایات زیاد تاکید شده است تا محاسبه داشته باشید. اگر کارهای خوب شما زیاد بود به شکرانه اش خدا را بر آن سپاس گویید و اگر نواقصی دیدید به جبران آن همت گمارید.

خواسته سوم: کارساز شدن وسایل تقرب: « وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل»خدایا در این روز وسایل من را وسیله ی نزدیگی به خود قرار بده. یعنی خدایا، به هر وسیله ی که به تو تقرب می جویم آن را کارساز ساخته و از من قبول فرما. تمام عبادات و طاعات بنده وسایل رسیدن او به تقرب خداوند است. ایمه معصومین و قرآن کریم همه وسایل تقرب هستند. وقتی از خداوند می خواهیم تا وسایل ما را به هدف قرب نزدیک تر کند ، یعنی اینکه خدایا نمازهای ما را بپذیر. طاعات و عبادات ما را قبول کن. شفاعت ایمه معصومین را در حق ما بپذیر و دعا و حاجات ما را مستجاب گردان.

خداوند متعال ما را نسبت به سرنوشت و آینده ما بیدار و آگاه ساخته و بر ایمان و توفیقات همه ما بیافزاید. انشاالله وتعالی

التماس دعا

خدایا سختیهای امور زندگی را بر من آسان گردان

بنام خدا

باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و میهمانان ارجمندالهی،‌ و توفیق بیشتر برای کسب فیض از ایام و لحظات با قیمانده از ماه رحمت و ضیافت الهی. دعای روز بیست و هفتم ماه مبارگ رمضان با شرحی کوتاه خدمت شما خوبان تقدیم می گردد.



متن دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان: « اللّـهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ فَضلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَصَیِّرْ فیه اموری فیهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْیُسْرِ وَاقْبَلْ مَعاذیرى وَحُطَّ عَنّىِ الذَنبَ وَالْوِزْرَ یا رَئؤفاً بِعِبادِهِ الصّالِحینَ»
. خدایا در این روز فضیلت شب قدر را روزیم گردان. خدایا در این روز کارهایم را از سختى به آسانى مبدل فرما. خدایا در این روز عذرهایم را به کرمت بپذیر. خدایا در این روز گناهان و وبال هایم را بریزان. اى مهربان به بندگان شایسته ات.

در این دعا چهار درخواست از خداوند متعال مطر ح شده است. نایل شدن به فضیلت و ارزش شب قدر، آسان شدن دشواریهای امور زندگی، پذیرفته شدن عذر تقصیر در پیشگاه خداوند متعال، و محوشدن گناهان و وزر و وبال از جمله خواسته های مطرح شده در دعای فوق است.

خواسته اول: درک فضیلت شب قدر: « اللّـهُمَّ ارْزُقْنى فیهِ فَضلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ»خدایا در این روز مرا به درک فضیلت شب قدر نایل فرما. این خواسته خیلی مهم و با ارزش است. زیرا شب قدر بهترین شب و با ارزش ترین لحظات استجابت دعا و ناب ترین فرصت برای شمولیت غفران و رحمت الهی است.خداوند متعال در فضلیت این شب می‌فرماید: «لیله‌القدر خیر من الف شهر» ‌یعنی، شب قدر از هزار ماه بهتر و والاتر است. زیرا که در شب قدر قرآن نازل گردیده است «انا انزلناه فی لیله القدر»‌ و همچنین در این شب سرنوشت انسانها رقم می‌خورد( یفرق فیها کل امر حکیم) و در این شب فرشتگان الهی به زمین نازل می‌شوند «تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر» ملائکه و فرشته ی به نام روح به اذن خداوند  برای هر امر و فرمانی در زمین نازل می‌گردند. و نیز در این شب تا صبحگاهان سلامت و رحمت الهی بر زمینیان می تابد «سلام هی حتی مطلع الفجر». باتوجه به فضیلت های ذکر شده، بنده در آخرین روزها از ماه ضیافت و میهمانی خدا،‌ از او درخواست می کند که خدایا، هرچند شب های قدر بر من گذشت،‌ اما  فضل و رحمتت وسیع است دوباره مرا به درک فضیلت و ارزش این شب نایل گردان.

خواسته دوم: آسان شدن دشواریهای زندگی : «وَصَیِّرْ فیه اموری فیهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْیُسْر»خدایا در این روز مشکلات و سختیهای امور زندگی ام را به آسانی و آسایش و آرامش مبدل گردان. یعنی خدایا کاری کن که بتوانم تحمل و صبر پیشه کنم.این خیلی خواسته زیباست. زیرا بنده از خداوند می خواهد تا او را در تحمل مشقتهای زندگی و از جمله عبادت یاری نماید.پس از به سرانجام رسانیدن کارها و عبادات انسان به شیرینی پاداشها و آسایش دست خواهد یافت. این از وعده های خداوند است که دو بار در یک سوره مکرر می‌فرماید: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا‌(انشراح ،6) یعنی ، به درستی که همراه هر سختی آسانی است.‌

خواسته سوم: پذیرفته شدن عذر: «وَاقْبَلْ مَعاذیرى» یعنی خدایا عذرهایم را بپذیر.خداوند متعال اگر بنده اش سعی و تلاش خود را به خرج داده باشد، عذر تقصیرش را می پذیرد.اما اگر تلاش نکرده باشد و بلکه دهن کجی به مقام ربوبی و دستورات خداوند کرده باشد، عذرش به هیچوجه قبول نخواهد شد. در دعای کمیل بعد از دعا و رازو نیاز و بعد از بخشش خواستن ها از خداوند متعال خواسته می شود که(الهی فاقبل عذری) یعنی خدایا عذرم را بپذیر. دیگر راه کج را  ادامه نخواهیم داد.

خواسته چهارم: بخشوده شدن گناهان و وبالها:« وَحُطَّ عَنّىِ الذَنبَ وَالْوِزْر» خدایا در این روز گناهان و وبالهایم را محو فرما. وزر به معنى بار سنگين است، و به معنى مسئوليت نيز مى‏آيد، چرا كه آن هم يك بار سنگين معنوى بر دوش انسان محسوب مى‏شود و اگر به وزير، وزير گفته مى‏شود به خاطر آن است كه بار سنگينى از ناحيه امير يا مردم بر دوش او گذارده شده است. بار گناه نیز سنگین است به همین دلیل  خواسته شده است که خدایا سنگینی بار گناه را از دوشم بردار.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: که هیچ کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی کشند مگر کسانی که با سوء استفاده از جهل مردم  آنان را به گمراهی انداخته باشد. ضرب المثل معروفی است که می گویند وبال کسی را به گردن خود نگیرید. وبال کسی را به گردن گرفتن بدین معنی است که اگر کسی خدای نخواسته باعث گمراه شدن مردم  شوند و یا با گذاشتن رواجها و سنتهای نا روا در جامعه موجب افتادن آنان در دام جهالت و گمراهی شود، در آخرت بخشی از گناهان این چنین گمراهان را بر دوش خود خواهند کشید: لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَمَةِ  وَ مِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيرْعِلْمٍ  أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ(سوره نحل آیه 25) آنها بايد روز قيامت، (هم) بار گناهان خود را بطور كامل بر دوش كشند و هم سهمى از گناهان كسانى كه بخاطر جهل، گمراهشان مى‏سازند! بدانيد آنها بار سنگين بدى بر دوش مى‏كشند!

از خداوند متعال بخواهیم اگر تاکنون ما را نبخشیده است ، در ایام باقیمانده از ماه مبارگ رمضان همه ما را مورد عفو و بخشش خود قرار دهد.  انشاالله و تعالی

التماس دعا

خدایا اعمالم را در این ماه قبول کن

بنام خدا

باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز، و توفیق بهره مندی از فیوضات ایام باقیمانده از ماه مبارگ رمضان.دعای روز بیست وششم با شرحی کوتاه خدمت شما تقدیم  می گردد.


دست دعا

متن دعای روز بیست و ششم: «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً و ذَنبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین»خدایا سعی و تلاشم را در این روز بپذیر، از خطاها وگناهانم در این روز بگذر، اعمالم را در این روز مورد قبول خویش قرار بده و عیب هایم را در این روز بپوشان. اى شنواترین شنوایان».

در این دعا چهار خواسته مطرح شده است.پذیرفتن تلاشهای بنده در این ماه، عفو و بخشش گناهان و خطاها، قبولی اعمال و عبادات ، پوشانیده شدن عیبها و نقصها از جمله خواستهای مطرح در این دعا است. ماهیت خواسته ها در این دعا عذر تقصیر پیش نمودن به دربار خداوند متعال است.گویا که هنگامه وداع سر رسیده، فرصتها رو به پایان و ضیافت هم به انتهای خود نزدیک می گردد. به همین دلایل بنده از خدایش می خواهد،‌ خدایا تلاشهایم را بپذیر،‌گناهانم را ببخش، عباداتم را قبول کن و عیوبی را که در من با قیمانده است به فضل و رحمتت بپوشان.

خواسته اول: قبول شدن سعی و تلاشها : اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً. خدایا در این روز تلاشهایم را بپذیر. این دعا خیلی مهم است. زیرا،گاهی برخی زحمت می کشند و تلاش به خرج می دهند اما تلاشهایش بی فایده و بیهوده از آب در می آید. زیرا نه خودش از آن نتیجه و بهره می گیرد و نه آن کسی که این سعی و تلاشها برایش انجام شده است از این کارها خوشنود و راضی است و این تلاشها وکارها را نمی پسندد. در این صورت است که انسان خود را مغبون و زیان دیده احساس می کند. زیرا هم فرصت تمام شده است و هم تلاشهایش ناقص و غیر مقبول و بی فایده از آب در آمده است. خداوند متعال تلاشهای اینگونه افراد را چنین معرفی می کند: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً. الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فىِ الحْيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يحَسَبُونَ أَنهَّمْ يحُسِنُونَ صُنْعًا(سوره کهف آیه103- 104) یعنی، بگو: «آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده با اين حال، مى‏پندارند كار نيك انجام مى‏دهند!

به همین جهت است که در دعاهای ماه رمضان، ‌از ابتدا تا شب های آخر، سفارش شده است تا بنده از خدایش در خواست کندکه : خدایا سعی و تلاشهایم را در این ماه بپذیر. یعنی، خدایا، هرچند ممکن است گاهی به خاطر جهل و نادانی خودم و یا به خاطر کوتاهیهایم و یا بطور نا خواسته بعضی از سعی و تلاشهایم ناقص باشند و یا بیهوده باشند، اما به کرمت این تلاشها و کارهای ناقص را بپذیر. 

خواسته دوم: آمرزیده شدن گناهان: و ذَنبی فیهِ مَغْفوراً. خدایا در این روز گناهانم را ببخش. گناه انسان، گاهی به خاطر تفضل الهی بخشوده می گردد و گاهی به خاطر تلاشها و انابه خود بنده. البته قطعا باید در صورت اول نیز بنده کاری کند که خود را مستحق لطف و تفضل الهی قرار دهد و الا اگر همچنان در جرگه معاندان و دشمنان خداوند باشد قطعا این عفو عام الهی هم شامل حال چنین کسی نخواهد شد. پس قطعا اگر اعمال بنده در پیشگاه خداوند مورد قبول واقع شود این خود زمینه قرار گرفتن بنده در دایره رحمت الهی و موجب بخشوده شدن گناهان و خطاهای وی خواهد شد.

خواسته سوم: قبولی اعمال و طاعات : وعَملی فیهِ مَقْبولاً.خدایا اعمالم را در این روز مورد قبول خویش قرار بده. این خواسته نیز مهم است. زیرا، گاهی هست که انسان تلاش می کند، وکارها را نیز به خوبی و اتقان کامل انجام میدهد، اما شرایط قبولی این کارها در پیش خداوند متعال فراهم نیست. بنابراین فرق است بین اتقان کارها و مورد قبول واقع شدن آن. به عنوان مثال کسی می آید، تمام اموال و دارایهای خود را برای فقرا انفاق می کند، اتفاقا اتقان کار نیز به اندازه ی است که هیچ فقیری از قلم نیافتاده و هرکسی به اندازه استحقاق خود سهم دریافت کرده اند. اما این کار را نه برای خداوند بلکه برای فخر فروشی و یا برای کسب رای مردم و یا هر نیت دیگری غیر از نیت الهی انجام داده است. چنین کاری هرچند با اتقان انجام شده است اما در پیش خداوند ارزشی ندارد. زیرا نیت الهی در کار نبوده است. بنابراین فرق است بین پذیرش عمل و انجام عمل. برای همین باید از خداوند در خواست کرد تا کارهای ما را مورد پذیرش خودش قرار دهد.

خواسته چهارم: پوشیده شدن عیبها: وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً.خدایا در این روز عیبهایم را بپوشان. خدانکند در پیش مردم یک عیب انسان نمایان گردد. ضرب المثل عام است که عقل انسانها در چشم شان است.اگر کسی هزاران خوبی داشته باشد، اما عیبی از او در کنار این همه خوبیها نمایان باشد،‌ چشم مردم همان عیب را می بیند و خوبیها را نمی بیند.

این خواسته نیز خیلی مهم است. این از الطاف خداوندی است که عیب پوش است. به بنده اش فرصت جبران و برطرف نمودن آن عیبها را می دهد. بندگان خود را زود رسوا نمی کند. اما به شرطی که بنده خود تنبلی نکند سعی کند عیبها را جبران و نواقص را برطرف نماید. و به روزی باقی نگذارد که در آن روز( قیامت) همه عیبها نمایان و کل سرایر آشکار می گردد. یکی از اسم های قیامت روز آشکارشدن همه نهانهاست. يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ (سوره طارق آیه 9) یعنی، در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار ميشود.

 از خداوند متعال بخواهیم اگر ما تا کنون ما را نبخشیده و کارهای ما ناقص بوده ،‌ از هم اکنون که تا کنون سرسفره و میهمان او هستیم اعمال ما را قبول و ما را مورد عفو و بخشایش خودش قرار دهد. انشاالله و تعالی.

التماس دعا

خدایا مرا از دوستان دوستانت قرار بده

بنام خدا

باسلام و آروزی قبولی طاعات و عبادات و روزه داریهای شما مومنین عزیز و گرامی، و توفیق بیشتر برای بهره مندی از فیوضات ماه مبارگ رمضان در ایام باقیمانده از این ماه بزرگ، دعای روز بیست و پنجم با شرحی کوتاه خدمت شما تقدیم می گردد.


متن دعای روز بیست و پنجم:«اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن»خدایا در این روز مرا از محبان دوستانت و دشمن دشمنانت قرار بده، خدایا در این روز مرا به طریقه و سنت خاتم پیغمبرانت استوار بدار، ای نگهدارنده دلهای پیغمبران.

در این دعا سه تقاضا را بنده از خداوند متعال درخواست می کند. دوستی با دوستان خداوند و دشمنی با دشمنان خداوند که هردو از فروع دین یعنی همان تولی وتبری هستند، و اقتدا به طریقه و سنت پیامبرخاتم(ص)‌ در امورات فردی و اجتماعی زندگی از خواسته های مطرح در دعای فوق است.

خواسته اول:دوستی با دوستان خداوند: « اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ» خدایا در این روز مرا از محبان و دوستان دوستانت قرار بده. در زندگی اجتماعی، انسان خواه نا خواه در گروههای مختلف اجتماعی قرار می گیرند. بسیاری از نیازهای مادی و معنوی انسانها در درون همین گروهها قابل برطرف شدن است. بنابراین اعضای گروهها بطور حتم با همکاریها و داد وستدها و مراوده های که دارند گاهی حلقه های صمیمی را به نام حلقه دوستان که حد مشترکی برای خود دارند تشکیل می دهند. انتخاب حلقه های دوستانه که تاثیرپذیری و تاثیرگذاری در آن بر اعضای حلقه ، بسیار زیاد و غیر قابل انکار می باشد برای هر انسانی بسیار مهم است. برای همین است که در متون دینی توصیه شده است تا نسبت به انتخاب دوستان دقت به خرج دهید.مهمترین معیار برای انتخاب دوستان را خداوند متعال ایمان و مهمترین معیار برای دوری از جرگه های مختلف را عدم ایمان آنان می داند. قرآن کریم بارها و در آیه های مختلف توصیه کرده است تا کسانی را که ایمان ندارند و دشمن ایمانی شما هستند به عنوان دوست انتخاب نکنید: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ تُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً (سوره نساء آیه144) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! غير از مؤمنان، كافران را ولّى و تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! آيا مى‏خواهيد (با اين عمل،) دليل آشكارى بر ضدّ خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟!

در آیه دیگر خداوند متعال با صراحت تمام تر و با برشمردن دلایل محکم بیان می دارد که مبادا دشمنان من را به عنوان دوست انتخاب کنید. زیرا آنها شما را گمراه خواهند نمود: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيهْم بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُواْ بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقّ‏ِ يخُرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ  أَن تُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فىِ سَبِيلىِ وَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتىِ  تُسِرُّونَ إِلَيهْم بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَ مَا أَعْلَنتُمْ  وَ مَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ(سوره ممتحنه آیه1) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏كنيد، در حالى كه آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده كافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شماست از شهر و ديارتان بيرون مى‏رانند اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‏ايد (پيوند دوستى با آنان برقرار نسازيد!) شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مى‏سازيد از همه داناترم! و هر كس از شما چنين كارى كند، از راه راست گمراه شده است!

در آیه دیگر حتی توصیه شده است که نسبت به فاملین نزدیک و درجه یک خود نیز دقت کنید اگر آنها در ایمان با شما همراه نبودند از آنان نیز با کمال احترام دوری کنید: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ ءَابَاءَكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلىَ الْايمَنِ  وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(سوره توبه آیه23) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنها را ولىّ (و يار و ياور و تكيه‏گاه) خود قرار ندهيد! و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند!

دوستی با دوستان خدا که در این دعا خواسته شده است تضمینی برای حفظ ایمان و رسیدن به آرامش و سعادت ابدی است. خداوند متعال می فرماید: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحَزَنُونَ(سوره یونس آیه62) آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند!

خواسته دوم: دشمنی با دشمنان خداوند : «ومُعادیاً لأعْدائِكَ»خدایا در این روز مرا دشمن دشمنان خود قرار بده. این خواسته نیز همان تبری است. از نشانه های ایمان خالص دوستی با دوستان خداوند و دشمنی با دشمنان خداوند است. خداوند متعال می فرماید: يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتخَّذُواْ دِينَكمُ‏ْ هُزُوًا وَ لَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكمُ‏ْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ( سوره مائده آیه57) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گيرند- از اهل كتاب و مشركان- ولىّ خود انتخاب نكنيد و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد!

خواسته سوم:اقتدا به سنت پیامبر(ص): «مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ» خدایا در این روز مرا بر طریقه و روش و منش و سنت رسول الله(ص) قرار بده. انسان برای اینکه در دنیا زندگی کند، برای برخورد با دیگران و نیز شیوه برطرف نمودن نیازهای خود به روشهای برخورد و شیوه های حل نیازهای و داد و ستدهای اجتماعی نیاز دارد. خداوند متعال می فرماید ای مردم باید به حضرت رسول الله(ص) اقتدا کرده و برطبق سنت و روش او در جامعه و در تمام کارهای خود عمل کنید. امروزه یکی از مشکلات اصلی جهان اسلام و مسلمانان به این دلیل است که از سنتها و روشهای اسلامی و نبوی فاصله گرفته و به روشها و سنتهای غربی و ضد دینی روی آورده اند. نمونه های از این مساله پیروی از سنتها و رسم و رواجهای است که کمر مردم را شکسته است. به عنوان مثال در مساله ازدواج ، ‌میهمانیها، مسافرتها و حتی خیرات و فاتحه ها و...همه و همه مردم  به رسم و رواجهای منطقه ی و وارداتی نگاه می کنند تا سنت و روش رسول الله(ص).‌ به  همین دلیل مشکلات زیاد شده و زنجیرهای رسم و رواجهای که بعضا خرافی  هستند زندگی ما را با مشکلات بسیار زیاد مواجه نموده است. تنها راه رهایی از این وضع فاصله گرفتن از رسومات خرافی و قبیله ی و نزدیگ شدن به سنت رسول الله و روشهای دینی و مذهبی است.

خداوند متعال می فرماید: لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً (سوره احزاب آیه21) مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.

از خداوندمتعال بخواهیم تا ما را از خواب غفلت بیدار ساخته و از قید و بند و زنجیرهای جهل و خرافات و رسومات ضد دینی و سلطه فرهنگی غربی و بیگانه آزاد و رها سازد. به ما توفیق دهد در تمام امورات زندگی خود از سنت نبوی و دستورات دینی اطاعت نماییم. انشاالله و تعالی

التماس دعا