گزارش نشست علمي و تبریک سالروز میلاد حضرت زهرا(س)

بنام خدا

سالروز ميلاد فرخنده ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا (س) را به شما دوستان گرامي و همه بازديدكنندگان محترم تبريك و شادباش عرض مي كنم.

چند روز قبل يعني روز چهارشنبه 20/2/1391 به همين مناسبت نشست علمي با عنوان «حضرت فاطمه زهرا (س) اولين مدافع ولايت وامامت » از طرف انجمن علمي پژوهشي كلام اسلامي در شهر مقدس قم برگزار گرديده بود.در اين نشست ضمن اينكه بنده به عنوان دبير علمي نشست بودم سخنراني نيز كردم.گزارش اين نشست را از سايت رسمي  انجمن علمي پژوهشي كلام اسلامي و متن سخنراني خود در اين نشست را نيز خدمت شما دوستان و همه علاقه مندان خاندان رسول الله (ص) تقديم مي نمايم.

گزاش نشست علمي:

گزارشي كوتاه از نشست علمي «حضرت زهرا(س) اولين مدافع ولايت و امامت»

در آستانه ولادت باسعادت پاره تن رسول اعظم (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) ، در روز چهارشنبه 20/2/1391 نشست علمي تحت عنوان « حضرت زهرا (س) اولين مدافع ولايت و امامت» برگزار شد. اين نشست كه زمان آن از قبل اعلان شده بود ، با حضور گسترده پژوهشگران و محققان و طلاب علوم ديني همراه بود و در شهر مقدس قم، در سالن شهيد مطهري مدرسه عالي فقه و معارف برگزار شد.

اين نشست كه از سوي انجمن علمي پژوهشي كلام اسلامي و باهمكاري واحدپژوهش مدرسه عالي فقه و معارف برگزار شده بود با تلاوت قرآن كريم آغاز شد و سپس با اجراي دبيرعلمي نشست علمي جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي يونس افضلي ادامه يافت.

دبيرعلمي نشست نخست از قاري محترم ابراز قدرداني و تشكري نموده و سپس ضمن خير مقدم گوي به شركت كنندگان ولادت حضرت زهرا (س) را به آنان تبريگ گفت.

در ادامه برنامه نشست علمي ، آقاي افضلي سخنان خويش را تحت عنوان « شخصيت حضرت زهرا (س) در آيينه آيات و روايات و جايگاه آن حضرت در نظام اعتقادي اسلام و مذهب حقه جعفري » ادامه داد.

آقاي افضلي با استناد به آيات قرآن كريم و روايات معتبراسلامي شخصيت حضرت زهرا‌ (س) را الهي و بسيار والا توصيف كرد و جنبه هاي از شخصيت حضرت فاطمه زهرا (س)‌ را برشمرد. دبيرعلمي همايش اضافه نمود ، همانطوريكه در روايتي از حضرت امام زمان (عج) مي خوانيم كه مادرش حضرت زهرا(س) را بهترين الگو براي زندگي خويش معرفي مينمايد ، به حق كه حضرت زهرا(س) بهترين الگو و اسوه حسنه براي همه انسانها و بخصوص ما شيعيان در عصر حاضراست. آقاي افضلي در اين مورد اظهار داشت : حضرت زهرا(س) درمقام همسري بهترين همسر براي حضرت امام علي (ع) ، ‌در مقام مادري بهترين مادر براي فرزندانش ، در مقام فرزندي بهترين فرزند براي پدرش حضرت رسول الله(ص) است.و در مقام بندگي با اخلاص ترين بنده اي است كه آيه شريفه 9 سوره دهر اخلاص وي را چنين توصيف مي كند : إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا.

سپس آقاي افضلي از حضرت آيت الله مصطفوي دعوت كرد تا شركت كنندگان را مستفيد نمايد.

حضرت آيت الله مصطفوي نيا (دام عزه) درابتداي سخنان خود با قرائت سوره كوثر ، حضرت زهرا(س) را مصداق اصلي كوثر دانسته و فرمودند: مكانت و جايگاه حضرت زهرا (س)‌بسيار مهم و وا لاست. زيرا او عطيه ويژه الهي براي حضرت رسول الله(ص) مي باشد. ايشان ادامه داد كه هرچند مفسرين براي كوثر معاني متعدد ذكر كرده اند اما واقعيت اين است كه اين صفت نيز همانند ساير اسما و صفات حضرت زهرا(س) براي ما قابل درك نيست.

حضرت آيت الله مصطفوي به فصاحت وبلاغت حضرت زهرا(س) اشاره كرده اضافه نمود ، كه سخنان حضرت زهرا (س) در اولين سخنراني اش از نظر ساختار، سطح بلاغي ، بافت هنري و... هم سطح سخنان امام علي (ع) در نهج البلاغه است. ايشان توضيح دادند كه اين سخنان در شرايطي ايراد شده است كه حضرت زهرا (س) از نظر روحي حال خوشي نداشته و چند روزي نشده بود كه پدرش را از دست داده و مصيبت زده بوده است.

حضرت آيت الله مصطفوي نيا حضرت زهرا(س) را به عنوان اولين مدافع ولايت وامامت برشمرده و در اين مورد گفت: كه در خطبه حضرت زهرا دو نكته بسيار مهم در مورد دفاع علمي از ولايت و امامت وجود دارد: يكي آنجاي كه حضرت مي فرمايد جعل الله طاعتنا نظاما للمله و ديگري آنجاي كه ميفرمايد جعل الله امامتنا امانا للفرقه. با ذكر اين دونكته بسيار مهم و علمي حضرت زهرا(س) ميفرمايد كه اگر مسلمانان به توصيه پيغمبر اكرم(ص) گوش مي دادند و امامت و ولايت را مي پذيرفتند هرگز دچار تشتت و تفرقه نمي گشتند و به فرقه سازي و گرويدن به فرقه هاي گوناگون روي نمي آوردند.

سپس ايشان به توضيح پيرامون آيه تطهير پرداخته و به شبهه و ادعاي فخررازي در مورد دايره شمول اهل بيت كه آن را شامل حتي زنان پيامبر(ص) نيز مي داند ، اشاره كرده و به شبهه مذكور پاسخ علمي و منطقي ارائه داد.

در اخير برنامه ، نشست علمي با دعاي خير حضرت آيت الله مصطفوي نيا وجمع بندي دبيرعلمي نشست از سخنان سخنران جلسه خاتمه يافت.

   

متن سخنراني بنده تحت عنوان شخصيت حضرت فاطمه زهرا (س) در آيينه آيات و روايات و جايگاه آن حضرت در نظام اعتقادي اسلام ومذهب حقه جعفري.

بنام خدا

قَالَ رسول الله (ص) : فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي‏ مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّه‏

سخن گفتن در مورد شخصيت باعظمت حضرت فاطمه زهرا (س) كارآساني نيست.زيرا وجود مقدس او بهانه خلقت ساير مخلوقات جهان و محورآفرينش است.گوينده و نويسنده هرچه هم توانا باشد نمي تواند قطره‌اي از اقيانوس بي كرانة فضيلت‌هايش را برشمرده و يا به تحرير در آورد. بسياري از بزرگان دين و شخصيت هاي عرفاني بر اين حقيقت اذعان كرده اند.

عارفي بزرگ حضرت امام خميني (ره) در اين مورد فرموده است: هر كس با هر بينش درباره او سخن گفته است از عهدة ستايش او بر نيامده است. چونكه دريا را در كوزه‌اي نتوان گنجاند(در صحيفه نور جلد 12 ص 72).

به تعبير حكيمانه حضرت آيت الله جوادي آملي، گفتار و نوشتار هر چه بلند و پر معنا و نغز و رسا باشد، توان معرفي شخصيتي كه اصلش از عالم ملكوت و شاخ و برگش در جهان ناسوت گسترده است را ندارد.(سرچشمه انديشه، ج 2، ص 99).

و بقول شاعري در مناقب فاطمي

ما را كجا به كوي تو ممكن بود وصول      كانجا خيال را نبود قدرت نزول

در وصف ذات پاك و كرامات بي‌حدت    گرديده نطق الكن و حيران شود عقول

شخصيت حضرت زهرا (س) در آيينه قرآن كريم

در كتاب وحي الهي ، قرآن كريم ، آيات فراواني وجود دارد كه به توصيف شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س) پرداخته است.

وجود مباركش به عنوان بزرگترين حجت خدا براي احتجاج و اثبات حقانيت اسلام در مقابل مسيحيان در آيه 61 سوره آل عمران مصداق نسائنا است : فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ .

در سوره مباركه كوثر و جود مبارگ آن حضرت به عنوان خير كثير وبزرگترين هديه الهي براي رسول اعظم (ص) توصيف شده است.

آيات شريفه 7 تا 9 سوره مباركه انسان از او به عنوان ابرار نام برده و خدا پروايي و اخلاص او را به نمايش مي گذارد: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا(8)إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا(9)

اين موارد نمونه هاي از اوصاف شخصيت حضرت زهرا(س) در قرآن كريم مي باشد.

شخصيت حضرت زهرا(س) در آيينه روايات

توصيف شخصيت حضرت زهرا (س) در روايات و گفتار ايمه معصومين (ع) اما همه انسانها را به تفكرجدي وا داشته و هر صاحب عقل را متحير ميكند. به عنوان نمونه:

براساس روايات صحيحه وجود مبارگ او بزرگترين حجت خدا توصيف شده است. در شواهد التـنزيل ج1 ص76 آمده است كه حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند: ان الله جعل عليا و زوجته و ابنائه حجج الله علي خلقه.يعني همانا خداوند علي و فاطمه و فرزندان آنها را حجت‌هاي خودش براي مردم قرار داد.

حضرت امام حسن عسكري(ع) نيز فرمود: نحن حجج اللّه على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة اللّه علينا.( عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11-قسم-2-فاطمةس، ص: 1030)

حضرت امام زمان(عج) كه خود بهترين خلق در روي زمين است مادرش حضرت فاطمه زهرا (س) را اسوه شايسته زندگاني خويش معرفي ميكند و فرموده است : و في ابنه رسول الله لي اسوه حسنه (بحارالانوار ج 53 ص 178).

حضرت امام علي (ع) در پاسخ حضرت رسول الله (ص) كه از وي در مورد فاطمه زهرا (س) سوال كرد ، او را بهترين ياور براي خود در راه طاعت الهي توصيف كرده است : فَسَأَلَ عَلِيّاً كَيْفَ وَجَدْتَ أَهْلَكَ قَالَ نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 356)

آري او كوثر الهي ، بضعه الرسول ، قره عين الرسول ، سيده نساء اهل الجنه، همسر ولايت ، مادر امامت است. او در هريك از مقامهاي فوق نمونه و اسوه حسنه است. بهترين همسر براي حضرت امام علي (ع) ، ‌در مقام مادري بهترين مادر براي فرزندانش ، در مقام فرزندي بهترين فرزند براي پدرش حضرت رسول الله(ص) است.و در مقام بندگي با اخلاص ترين بنده اي است كه آيه شريفه 9 سوره دهر اخلاص وي را چنين توصيف مي كند : إِنمََّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا.

در وصف او همين بس كه خداوند متعال از شادي او خشنود و از غضب او غضبناك مي شود. در صحيح بخاري از منابع معروف اهل سنت درباب مناقب قرابت رسول الله (ص) چنين مي خوانيم که پيغمبر خدا(ص) فرمود : فاطمه بضعه مني فمن اغضبها فقد اغضبني[صحيح بخاري - باب منابب قرابه رسول الله به نقل از کتاب زهرا برترين بانوي جهان] . فاطمه پاره وجود من است و هرکس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

جايگاه حضرت فاطمه زهرا(س) در نظام اعتقادي اسلام و مذهب جعفري

حضرت فاطمه زهرا (س) به دليل اوصاف فوق و به خاطر مقام والاي كه در پيشگاه خداوند متعال دارد ، در نظام اعتقادي اسلام و بخصوص مذهب حقه جعفري از جايگاه بسيار بلند برخوردار است. براساس نظام اعتقادي ما ، حضرت فاطمه زهرا (س) محور جهان خلقت بود و براي همين بود كه اهل بيت (ع) با محوريت او تفسير شد. فقال الأمين جبرائيل يا ربّ من تحت الكساء فقال تعالى هم أهل بيت النبوّة و معدن الرّسالة و هم‏ فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها (مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص: 156)

آري حضرت زهرا (س) پيوندي بود بين مقام رسالت و امامت. او سندي بود براي اثبات حقانيت تشيع و حجت حق براي اثبات حق علي (ع) و دفاع از ولايت .او رسوا كننده غاصبان خلافت بود. به همين دليل او را زود گرفتند.حرمت خانه او را شكستند.

سيره زندگاني حضرت زهرا (س) بهترين سرمشق و الگو براي همه حق طلبان است. او در زندگي كوتاه خود پس از رسول الله (ص) در راه احقاق حق و دفاع از ولايت مبارزات زيادي كرد. در همين راستا بود كه او فدك را بهانه اي براي هدايت مردم و تبليغ دين و بيت الاحزان را سنگري براي دفاع از حق غصب شده امام علي (ع) و دفاع از ولايت قرار داد.

اما در مورد دفاع حضرت فاطمه زهرا (س) از حريم ولايت كه از اركان اعتقادي دين اسلام و بنيادي ترين و محوري ترين اصل ديني مذهب تشيع به شمار مي آيد. از صحبتهاي عالمانه استاد فرزانه حضرت آيت الله مصطفوي نيا استفاده مي بريم.

                                    وا لسلام عليكم و رحمه الله وبركاته

توبه و تجلی اسم ودود( مهر ورزی) پروردگار

توبه و تجلی اسم ودود( مهر ورزی) پروردگارعالم.

 

 

مولا علی علیه السلام می فرماید:

 

«و لَم یَمنَعکَ اِن أسَاَتَ من التوبة، و لَم یُعاجِلکَ بالنِّقمِةِ، و لَم یُعَیّرکَ بالإنابة، و لَم یَفضَحکَ حیث الفَضیحَةُ بک أولی، لَم یُشَدِّد علیک فی قبول الإنابة، و لَم یُناقِشکَ بالجریمة وَ لَم یُؤیسکَ من الرحمة، بَل جَعَلَ نُزُوعَکَ عن الذَّنبِ حَسَنَةً، و حَسَبَ سیّئتک واحدةً، و حسب حَسَنَتَکَ عَشراً، و فَتَحَ لک باب المتاب، و باب الإستِعتاب، فإذا نادَیتَهُ سَمِعَ نداک، و اذا ناجَیتَهُ عَلِمَ نَجواک، فأفضَیتَ إلیه بحاجتک، و أبثَثتَهُ ذات نفسک، و شکوت إلیه همومک، واستَکشَفتَهُ کُرُوبَکَ، و استَعَنتَهُ علی اُمورک» [1]

 

شرح گفتار

امیر بیان علی (علیه السلام) از نوع رفتار حضرت حق با بندگان خویش و رأفت و مهربانی که در این زمینه از خود نشان می دهد، سخن به میان آورده و در این باره به زیبایی می فرماید: «و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، در مورد توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایی سزاوار توست، رسوا نساخته، و برای بازگشت بخویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است، در مورد گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکی شمرده است.

هر گناه تو را یکی، و هریکی تو را، ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است. هرگاه او را بخوانی، ندایت را می شوند، و چون با او راز دل گویی، راز تورا می داند، پس حاجت خود را با او بگوی، و آنچه در دل داری نزد او بازگوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم های تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند.»

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) بیانگر آن است که: خالق هستی همواره درهای رحمت خود را به روی آدمی گشوده به گونه ای که هرگز حاضر نشده به محض سر زدن خطا و اشتباه از بنده ی خود او را از دریای مهر و محبّت خویش محروم سازد.

آری ما در این دنیا، با خدایی سر و کار داریم که در صورت آلودگی به گناه به جای عذابِ سخت، قلم عفو و بخشش را به سوی ما نشانه رفته و با فراخوان توبه و استغفار، ما را بر سر سفره ی غفران خویش میهمان ساخته است.

زمانی که ابلیس دچار لعنت خدا شد، از خداوند برای بقایش تا روز قیامت مهلت خواست، به او مهلت دادند، از او سوأل شد این مهلتِ گسترده را برای چه می خواهی؟! جواب داد: خداوندا به عزتت از کنار بنده ات نمی روم، تا جان از بدنش بیرون رود، خطاب رسید، به عزّت و جلالم قسم من نیز درِ توبه را به روی بنده ام تا فرارسیدن مرگش نمی بندم

خالق متعال بارها این حقیقت را در کلام نورانی خویش به صراحت بیان فرموده است، به عنوان نمونه در سوره ی مبارکه ی نور پیرامون موضوع توبه چنین می خوانیم: «و توبوا اِلی الله جمیعاً اَیُّهَ المؤمنون لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»[2]: و ای مؤمنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، شاید رستگار شوید.

نکته ی حائز اهمیت پیرامون موضوع توبه آن است که اگر ما شاهدیم بارها خداوند گنهکاران را مورد خطاب قرار داده و آنها را به توبه و انابه دعوت نموده، بی تردید به دنبالش پذیرش توبه را نیز قسمت و روزی آنها خواهد ساخت، چرا که از شأن و منزلت خداوند متعال به دور است که به چیزی که عمل نمی کند وعده دهد.

بنابراین اگر گنهکار امر الهی را اطاعت نموده و توبه را با شرایطش انجام دهد، بی شک خداوند توبه اش را پذیرفته و مُهر پاکی و پیراستگی را در پرونده ی عملش خواهد زد چنانچه خود در این باره فرموده است: «و هُو الَّذی یَقبَل التَّوبةَ عَن عباده یَعفوا عَنِ السَیّئات و یعلَم ما تَفعلون»[3] و اوست که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از بدی ها در می گذرد و هر چه می کنید می داند.

 

 

 

گفتگوی شیطان با خدا

مهرورزی خداوند بی همتا در موضوع توبه به اندازه ای وسیع و گسترده است که ذهنِ هر شنونده ای را به تعجّب و شگفتی واداشته، به گونه ای که چراغ عقل و اندیشه اش در این زمینه خاموش و بی فروغ می گردد.

در منابع دینی آمده است: زمانی که ابلیس دچار لعنت خدا شد، از خداوند برای بقایش تا روز قیامت مهلت خواست، به او مهلت دادند، از او سوأل شد این مهلتِ گسترده را برای چه می خواهی؟! جواب داد: خداوندا به عزتت از کنار بنده ات نمی روم، تا جان از بدنش بیرون رود، خطاب رسید، به عزّت و جلالم قسم من نیز درِ توبه را به روی بنده ام تا فرارسیدن مرگش نمی بندم.[4]

بنابراین مطابق روایت فوق، انسان می تواند در این دنیا از فرصت طلایی و ارزشمند توبه استفاده نموده و از این طریق به جنگ شیطان رفته و نقشه های دلفریبش را بر باد فنا دهد. 

اگر ما شاهدیم بارها خداوند گنهکاران را مورد خطاب قرار داده و آنها را به توبه و انابه دعوت نموده، بی تردید به دنبالش پذیرش توبه را نیز قسمت و روزی آنها خواهد ساخت، چرا که از شأن و منزلت خداوند متعال به دور است که به چیزی که عمل نمی کند وعده دهد

توسّل رمز قبولی توبه

آنچه پیرامون موضوع «توبه» می توان گفت آن است که: خداوند بی همتا به منظور ارتباط بندگان و اتصال آنها به منبع فیض و رحمت بی پایانش، همواره پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) را بین خود و مردم واسطه قرار داده، تا آنها در سایه ی ارتباط با آن هادیان راه حق، راه عبادت و بندگی را پیموده و فضای جان و روح خویش را از آلودگی گناه و معاصی پیراسته نماید.

در روایتی هفتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت موسی بن جعفر(علیه السلام) پیرامون این امر می فرماید: «خیری در زندگی نیست مگر برای دو کس، یکی کسی که هر روز کردار نیکش را زیاد می کند، دیگری فردی که گناهانش را به وسیله توبه جبران می کند ولی توبه کجاست؟ به خدا سوگند اگر آنقدر سجده کند که گردنش قطع شود خدا توبه اش را نمی پذیرد، مگر به ولایت و دوستی اهل بیت پیغمبر(صلی الله علیه و آله). آگاه باشید هر کس حق ما را بشناسد، و امیدوار ثواب درباره ی ما باشد، و به روزی خود راضی باشد، و شرمگاه خود را بپوشاند، و به وسیله دوستی ما به خدا نزدیک شود، پس او در روز قیامت در امان باشد»[5]

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: در حرم خدا، کنار مقام ابراهیم نشسته بودم، پیرمردی آمد که تمام عمرش را به گناه گذرانده بود، به من نظر انداخت و گفت: برای اهل گناه، شفیع خوبی نزد خداوند هستی!

آنگاه پرده ی کعبه را گرفت و اشعاری به این مضمون زمزمه کرد:

«ای خدای مهربان، به حق جدّ امام ششم، به حق قرآن، به حق علی، به حق حسن و حسین، به حق زهرا، به حق امامان، به حق مهدی، از خطاهای بنده ی گنهکارت بگذر!»

شنید هاتفی می گوید: ای پیرمرد! گرچه گناهت عظیم بود ولی همه آن را به حُرمت آنان که مرا به آنها سوگند دادی بخشیدم، اگر عفو گناه تمام اهل زمین را از من درخواست می کردی می بخشیدم ، مگر پی کننده ی ناقه ی صالح و قاتلان انبیاء و ائمه (علیهم السلام)

 



[1] . فرازی از نامه ی 31 نهج البلاغه، ص 528، ترجمه محمد دشتی

[2] . سوره نور، آیه 31

[3] . سوره شوری، آیه 25

[4] . روح البیان، ج2، ص182

[5] . ارشاد القلوب، ترجمه رضایی، ج1، ص428

توبه جلوه اي از مهرورزی خداوند به بندگان

مولا علی علیه السلام می فرماید:

 

«و لَم یَمنَعکَ اِن أسَاَتَ من التوبة، و لَم یُعاجِلکَ بالنِّقمِةِ، و لَم یُعَیّرکَ بالإنابة، و لَم یَفضَحکَ حیث الفَضیحَةُ بک أولی، لَم یُشَدِّد علیک فی قبول الإنابة، و لَم یُناقِشکَ بالجریمة وَ لَم یُؤیسکَ من الرحمة، بَل جَعَلَ نُزُوعَکَ عن الذَّنبِ حَسَنَةً، و حَسَبَ سیّئتک واحدةً، و حسب حَسَنَتَکَ عَشراً، و فَتَحَ لک باب المتاب، و باب الإستِعتاب، فإذا نادَیتَهُ سَمِعَ نداک، و اذا ناجَیتَهُ عَلِمَ نَجواک، فأفضَیتَ إلیه بحاجتک، و أبثَثتَهُ ذات نفسک، و شکوت إلیه همومک، واستَکشَفتَهُ کُرُوبَکَ، و استَعَنتَهُ علی اُمورک» [1]

 

شرح گفتار

امیر بیان علی (علیه السلام) از نوع رفتار حضرت حق با بندگان خویش و رأفت و مهربانی که در این زمینه از خود نشان می دهد، سخن به میان آورده و در این باره به زیبایی می فرماید: «و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، در مورد توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آنجا که رسوایی سزاوار توست، رسوا نساخته، و برای بازگشت بخویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است، در مورد گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکی شمرده است.

هر گناه تو را یکی، و هریکی تو را، ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است. هرگاه او را بخوانی، ندایت را می شوند، و چون با او راز دل گویی، راز تورا می داند، پس حاجت خود را با او بگوی، و آنچه در دل داری نزد او بازگوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم های تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند.»

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) بیانگر آن است که: خالق هستی همواره درهای رحمت خود را به روی آدمی گشوده به گونه ای که هرگز حاضر نشده به محض سر زدن خطا و اشتباه از بنده ی خود او را از دریای مهر و محبّت خویش محروم سازد.

آری ما در این دنیا، با خدایی سر و کار داریم که در صورت آلودگی به گناه به جای عذابِ سخت، قلم عفو و بخشش را به سوی ما نشانه رفته و با فراخوان توبه و استغفار، ما را بر سر سفره ی غفران خویش میهمان ساخته است.

زمانی که ابلیس دچار لعنت خدا شد، از خداوند برای بقایش تا روز قیامت مهلت خواست، به او مهلت دادند، از او سوأل شد این مهلتِ گسترده را برای چه می خواهی؟! جواب داد: خداوندا به عزتت از کنار بنده ات نمی روم، تا جان از بدنش بیرون رود، خطاب رسید، به عزّت و جلالم قسم من نیز درِ توبه را به روی بنده ام تا فرارسیدن مرگش نمی بندم

خالق متعال بارها این حقیقت را در کلام نورانی خویش به صراحت بیان فرموده است، به عنوان نمونه در سوره ی مبارکه ی نور پیرامون موضوع توبه چنین می خوانیم: «و توبوا اِلی الله جمیعاً اَیُّهَ المؤمنون لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»[2]: و ای مؤمنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، شاید رستگار شوید.

نکته ی حائز اهمیت پیرامون موضوع توبه آن است که اگر ما شاهدیم بارها خداوند گنهکاران را مورد خطاب قرار داده و آنها را به توبه و انابه دعوت نموده، بی تردید به دنبالش پذیرش توبه را نیز قسمت و روزی آنها خواهد ساخت، چرا که از شأن و منزلت خداوند متعال به دور است که به چیزی که عمل نمی کند وعده دهد.

بنابراین اگر گنهکار امر الهی را اطاعت نموده و توبه را با شرایطش انجام دهد، بی شک خداوند توبه اش را پذیرفته و مُهر پاکی و پیراستگی را در پرونده ی عملش خواهد زد چنانچه خود در این باره فرموده است: «و هُو الَّذی یَقبَل التَّوبةَ عَن عباده یَعفوا عَنِ السَیّئات و یعلَم ما تَفعلون»[3] و اوست که توبه را از بندگان خود می پذیرد و از بدی ها در می گذرد و هر چه می کنید می داند.

گفتگوی شیطان با خدا

مهرورزی خداوند بی همتا در موضوع توبه به اندازه ای وسیع و گسترده است که ذهنِ هر شنونده ای را به تعجّب و شگفتی واداشته، به گونه ای که چراغ عقل و اندیشه اش در این زمینه خاموش و بی فروغ می گردد.

در منابع دینی آمده است: زمانی که ابلیس دچار لعنت خدا شد، از خداوند برای بقایش تا روز قیامت مهلت خواست، به او مهلت دادند، از او سوأل شد این مهلتِ گسترده را برای چه می خواهی؟! جواب داد: خداوندا به عزتت از کنار بنده ات نمی روم، تا جان از بدنش بیرون رود، خطاب رسید، به عزّت و جلالم قسم من نیز درِ توبه را به روی بنده ام تا فرارسیدن مرگش نمی بندم.[4]

بنابراین مطابق روایت فوق، انسان می تواند در این دنیا از فرصت طلایی و ارزشمند توبه استفاده نموده و از این طریق به جنگ شیطان رفته و نقشه های دلفریبش را بر باد فنا دهد. 

اگر ما شاهدیم بارها خداوند گنهکاران را مورد خطاب قرار داده و آنها را به توبه و انابه دعوت نموده، بی تردید به دنبالش پذیرش توبه را نیز قسمت و روزی آنها خواهد ساخت، چرا که از شأن و منزلت خداوند متعال به دور است که به چیزی که عمل نمی کند وعده دهد

توسّل رمز قبولی توبه

آنچه پیرامون موضوع «توبه» می توان گفت آن است که: خداوند بی همتا به منظور ارتباط بندگان و اتصال آنها به منبع فیض و رحمت بی پایانش، همواره پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) را بین خود و مردم واسطه قرار داده، تا آنها در سایه ی ارتباط با آن هادیان راه حق، راه عبادت و بندگی را پیموده و فضای جان و روح خویش را از آلودگی گناه و معاصی پیراسته نماید.

در روایتی هفتمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت موسی بن جعفر(علیه السلام) پیرامون این امر می فرماید: «خیری در زندگی نیست مگر برای دو کس، یکی کسی که هر روز کردار نیکش را زیاد می کند، دیگری فردی که گناهانش را به وسیله توبه جبران می کند ولی توبه کجاست؟ به خدا سوگند اگر آنقدر سجده کند که گردنش قطع شود خدا توبه اش را نمی پذیرد، مگر به ولایت و دوستی اهل بیت پیغمبر(صلی الله علیه و آله). آگاه باشید هر کس حق ما را بشناسد، و امیدوار ثواب درباره ی ما باشد، و به روزی خود راضی باشد، و شرمگاه خود را بپوشاند، و به وسیله دوستی ما به خدا نزدیک شود، پس او در روز قیامت در امان باشد»[5]

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: در حرم خدا، کنار مقام ابراهیم نشسته بودم، پیرمردی آمد که تمام عمرش را به گناه گذرانده بود، به من نظر انداخت و گفت: برای اهل گناه، شفیع خوبی نزد خداوند هستی!

آنگاه پرده ی کعبه را گرفت و اشعاری به این مضمون زمزمه کرد:

«ای خدای مهربان، به حق جدّ امام ششم، به حق قرآن، به حق علی، به حق حسن و حسین، به حق زهرا، به حق امامان، به حق مهدی، از خطاهای بنده ی گنهکارت بگذر!»

شنید هاتفی می گوید: ای پیرمرد! گرچه گناهت عظیم بود ولی همه آن را به حُرمت آنان که مرا به آنها سوگند دادی بخشیدم، اگر عفو گناه تمام اهل زمین را از من درخواست می کردی می بخشیدم ، مگر پی کننده ی ناقه ی صالح و قاتلان انبیاء و ائمه (علیهم السلام)



[1] . فرازی از نامه ی 31 نهج البلاغه، ص 528، ترجمه محمد دشتی

[2] . سوره نور، آیه 31

[3] . سوره شوری، آیه 25

[4] . روح البیان، ج2، ص182

[5] . ارشاد القلوب، ترجمه رضایی، ج1، ص428