میلاد آخرین منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود مبارک!

بنام خدا

ميلاد مسعود آخرين منجي عالم و دوازدهمين حجت الهي حضرت ولي عصر(عج) بر همه شما دوستان گرامي و همه منتظران عالم مبارگ باد!

انديشه منجي گرايي كه از آن در فرهنگ اسلامي به موعودگراي و مهدويت نيز تعبير ميشود ، قدمت طولاني دارد.تمام اديان الهي و آسماني و كليه فرقه هاي اسلامي به نوعي به اين انديشه اعتقاد دارند. هرچند كه در نحوه تفسير و تحقق اين انديشه در ميان نحله هاي يادشده اتفاق نظر كامل وجود ندارد. به اعتراف بسياري از انديشمندان روشن ترين ، مستدل ترين و منطقي ترين نمونه انديشه منجي گرايي تنها در فرهنگ شيعه اثناعشري وجود دارد.

حول محور انديشه مهدويت چند پرسش مهم مطرح است كه خوشبختانه پاسخ منطقي هريك از آنها در روايات اسلامي و فرمايشات بزرگان ديني ما وجود دارد ؟ سوالهاي مطرح در اين باب عبارتنداز : جهان در زمان قبل از ظهور چگونه خواهند بود؟ نشانه هاي قطعي ظهور چيست؟ جهان در زمان ظهور چگونه خواهد شد و يا به تعبير روشن تر ويژگيهاي جامعه مهدوي چيست؟

بنده در اين نوشتار به اختصار به سوال سوم پاسخ گفته و با توجه به روايات موجود در اين باب به ويژگيهاي دوران حكومت حضرت مهدي(عج) اشاره مينمايم.

ويژگيهاي عمده جامعه مهدوي

1ـ محو كامل ظلم و فساد و ايجاد عدالت فراگير:در حديث معروف نبوى (ص) كه از طريق تشيع و تسنن نقل شده است حضرت در اين مورد ميفرمايد: يملأُ الله الارض به قسطاً و عدلا كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً . يعني در جامعه مهدوي جهان از عدالت فراگير برخور دار خواهند شد به همان پيمانه كه قبل از ظهور پر از جور و ستم شده بود. حضرت امام علي (ع) نيز ميفرمايد...فيريكم كيف عدل السيرة و يُحيى ميت الكتاب و السنة  يعني او به هنگام قيام، عدالت اسلامى و دادگرى و روش پيامبر در عدالت را در چشم انداز جهانيان قرار خواهد داد و كتاب و سنت را كه پيش از او مرده اند، زنده خواهد ساخت.

2 ـ تكامل عقول و ظهور حكمتها : از ويژگيهاى عصر طلايى ظهور و فرجام شكوهمند تاريخ، تكامل عقول و بروز و ظهور حكيمان و عارفان و عاقلان است. حضرت امام باقر (عليه السلام) در روايتي كه از طريق ابوخالد كابلى نقل شده است مى فرمايد: اذا قام قائمنا وضع يده على رؤس العباد، فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم يعني هنگامي كه قائم ما قيام ميكند دست بر سر بندگان خدا ميكشد و در پرتو اين عنايت حضرت ، همه انسانها به كمال وبلوغ عقل مي رسند.

 3 ـ تكامل و پيشرفت علم : درحديث صحيح از حضرت امام صادق (عليه السلام) نقل شده است: العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جائت به الرسل حرفان ...فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفاً فبثّها فى الناس و ضمّ اليها الحرفين حتى يبثّها سبعة و عشرين حرفاً» دانش 27 حرف يا شعبه و شاخه است، تمام آنچه پيامبران براى بشريت آورده اند دو حرف بيش نبود و مردم نيز بيش از آن دو حرف را نشناختند، اما هنگاميكه قائم قيام كند 25 حرف ديگر را آشكار ساخته و در پرتو خورشيد وجودش در ميان مردم منتشر مى سازد و آن دو حرف را نيز بدان ضميمه ساخته تا همه علوم كامل و منتشر گردد.

4 ـ تكامل و پيشرفت گسترده صنايع و تكنولوژى: در حديثى كه مفضل بن عمر از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده در مى يابيم كه در آن عصر طلايى، بشر به آنچنان قدرت تكنولوژيكى دست مى يابند كه به طور كامل از نور خورشيد بى نياز مى گردند: «انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها و استغنى العباد من ضوء الشمس.» در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) از گسترش عظيم مخابرات و ارتباطات خبر داده مى شود بنحوى كه افراد در شرق و غرب عالم مى توانند همديگر را از دوردست ها نظاره كنند و باهم ارتباط تصويرى داشته باشند: «انّ المؤمن فى زمان القائم و هو بالمشرق ليرى اخاه الذى فى المغرب، و كذا الذى فى المغرب يرى اخاه الذى فى المشرق».

5 ـ رشد فوق العاده اقتصادى: پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در اين باره مى فرمايد: «يتنعّم امّتى فى زمن المهدى (عليه السلام) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ...». امت من در زمان مهدى (عليه السلام) به رفاه و نعمتهايى دست يابند كه پيش از آن و در هيچ دوره اى دست نيافته بودند ...

6 ـ اجراى كامل اصل مساوات و برادرى : در اين مورد روايت صحيحه مي فرمايد:و يُسوّى بين الناس حتّى لاترى محتاجاً الى زكاة  يعني در عصر ظهور به اندازه ي مردم به مساوات و برادري رفتار ميكنند كه هيچ فردي محتاج در جامعه يافت نمي شود تا مردم به او زكات خود را بپردازد. حضرت امام باقر (عليه السلام) نيز درباره برادرى درعصر ظهور ميفرمايد: «اذا قام القائم جائت المزاملة و يأتى الرجل الى كيس اخيه فيأخذ حاجته لايمنعه» هنگامى كه امام قائم قيام كند، رفاقت و دوستى خالصانه (در ميان مردم) رايج مى گردد و اگر مردى دست در جيب برادرش فرو برد و به اندازه نيازش بردارد، برادرش او را منع نمى كند.

7 ـ رشدمعنويت ومحو فساد اخلاقي: حضرت امام على (عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: «... و بنا يدفع الله الزمان الكلب ... و لو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد، و اصطلحت السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بين العراق الى الشام ... على رأسها زبيلها لايهيجها سبع و لا تخافه.»به دست ما (حكومت ما) روزگار سختيها و تشنه كاميها سپرى گردد ... و چون قائم ما قيام كند كينه ها از دلها بيرون رود، حيوانات نيز باهم سازگارى كنند. در آن روزگار، زن با همه بارو بنه خويش، از عراق در آيد و تا شام برود و از هيچ چيز نترسد...

حضرت امام صادق (عليه السلام) نيز درباره ويژگيهاى آن عصر طلايى مى فرمايد: «...و يجمع الله الكلمة، و يؤلف بين القلوب مختلفة، و لا يُعصى الله ـ عزوجل ـ فى ارضه... يعني به اندازه ي مردم به رشد عقلاني وكمال مي رسند كه معصيت خدا را انجام نمي دهند.

8- مبارزه با خرافات و بدعتها: درباره سيرت اصلاحى مهدى (عليه السلام) به سخنان على (عليه السلام) در نهج البلاغه گوش ميدهيم كه حضرت در مورد شهادت پدر، در حق پسر ميفرمايد: چون مهدى در آيد، هواپرستى را به خداپرستى بازگرداند، پس از آنكه خداپرستى را به هواپرستى بازگردانده باشند. رأيها و نظرها و افكار را به قرآن باز گرداند، پس از آنكه قرآن را به رأيها و نظرها و افكار خود باز گردانده باشند ...

9 ـ قانونمندى كامل : امام باقر (عليه السلام) در بيان علت نامگذارى امام زمان به مهدى مى فرمايد: «انما سمى المهدى لانّه يُهدى الى امر خفىّ ... حتّى انّ احدهم يتكلّم فى بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار. يعني همانا به اين دليل، امام قائم، مهدى ناميده شده است كه به امر پنهان هدايت مى شود ... حتى كسى در خانه اش اگر حرفى بزند مى ترسد كه ديوار عليه او شهادت دهد.

10-  تشكيل حكومت فراگير جهانى: حضرت رسول اكرم (ص)در اين مورد فرموده است: و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب يعني دولت و سلطنت حضرت مهدى(عج) همه شرق و غرب جهان را در بر مى‏گيرد.

11- دين و آيين واحد جهانى : حضرت رسول‏اكرم (ص) در اين مورد مى‏فرمايد: تاهركجاكه تاريكى شب وارد شود، اين‏آيين مقدّس نفوذ خواهد كرد.

12- عدالت فرا گير جهانى: عدالت اقتصادى، قضايى، اخلاقى و سياسى يكى از آرمان‏ها، خواست‏ها و آرزوهايى است كه بنى آدم در طول تاريخ، به‏آن توجه داشته ودرتمامى عرصه‏هاى زندگى اجتماعى خود، به‏آن نيازمند بوده است. اين نياز دائمى انسان تنها در حكومت جهانى مهدوى(عج) برآورده خواهد شد و عدالت تنها با آمدن منجى موعود، تحقّق خواهد يافت و عدل و قسط و مساوات، نماد اصلى حكومت او خواهد بود.

13- امنيت و صلح جهانى: از اخبار روايات استفاده مى‏شود كه:به واسطه حضرت ولى عصر(عج) راه‏ها آن قدر امن مى‏شود كه شخصى - حتى ضعيف‏ترين مردم - از مشرق به مغرب سفر مى‏كند، از احدى به او آزار و اذيت نمى‏رسد

14- پيشرفت و رفاه جهانى: در دولت كريمه مهدى موعود(عج)، وضع اقتصاد و معيشت عمومى، خيلى خوب خواهد شد و اوضاع اقتصادى و مالى مردم، سامان خواهد يافت. در آن عصر، نعمت‏هاى الهى افزون، آب‏ها مهار، زمين‏ها حاصل‏خيز و معادن ظاهر خواهد شد. هيچ فقيرى باقى نخواهد ماند تا از بيت‏المال، كمك مالى دريافت كند.

15- رضايت و خشنودى جهانى: از آنجا در زمان حكومت حضرت مهدي (عج) همه نقاط زمين پر از عدل و داد ميگردد در آن زمان تمام  اهل آسمان و زمين، حتى پرندگان آسمان نيز خشنود مى‏شوند.

به اميد تحقق وعده الهي و فرارسيدن هرچه زودتر آن زمان .

از خداوند متعال توفيق درك حكومت و شهادت در ركاب آن حضرت را مدام استدعا دارم.والسلام علي مولينا و عليكم و علي جميع عبادالله الصالحين

دلائل غیبت وفلسفۀ وجود امام زمان (عج)

بسم تعا لی. ولادت باسعادت خورشید ولایت،منجی عالم بشریت امام زمان(عج) برعاشقان مبارک باد.

اعتقاد به مهدویت ورهبری معنوی وجهانی امام عصر(عج) یکی ازمسلمات وضروریات دین مقدس اسلام است ومورد اتفاق مسلمانان اعم ازشیعه واهل سنت می باشد. چرا که کامل ترین وبهترین تفسیر ازجهان هستی این است که خداوند متعال نسبت به هدایت وکمال انسانیت عنایت ولطف ویژه دارد. لطف عام خداوند درمورد موجودات این عالم در قالب هایی مختلفی نما یانگراست اما درمورد انسان که موجودی دوبعدی وترکیب از امیال وغرائز حیوانی وروح الهی وانسانی است حساب ویژه دارد وتمام موجودات بخاطر هدایت وکمال انسانی آفریده شده است همانطور که درحدیث قدسی آمده است:« خلقت الاشیاء لاجلک وخلقتک لاجلی » تمام اشیا را برای تو آفریدم وتو را برای خود م. ودرنهایت بسوی من برمی گردی یا در بهشت جاویدان مقیم وبه انواع نعمت های ابدی نائل می شوی ویا اینکه سرنوشت تو بخاطر طغیان وانحراف از مسیر انسانیت جهنم است که به انواع عذاب وکیفر اعمال خود گرفتار می شوی. ولذا برای اینکه حجت الهی بر بندگانش تمام وفردایی قیامت افراد به جهل وقصور وتقصیر خود تمسک نجویند، حجت هایی متعدد اعم از حجت باطنی وظاهری را بسوی بشر ارسال نموده که درسایۀ آن راه درست وصحیح را تشخیص داده وبه سوی کمال درحرکت باشد. یکی ازحجت های ظاهری خداوند که درکنار حجت باطنی یعنی عقل قرار دارد وجود مقدس امام زمان (عج) است که دراین عصراز پشت پردۀ غیبت به راهنمای وهدایت بشر می پردازد ومردم از عنایات وفیوضات آن حضرت بهره مند می شوند، وزمین خدا هیچ گاه از حجت خدا خالی نخواهد بود چنانکه درحدیثی از امام صادق (ع) نقل گردیده است:« ولولا مافی الارض منا لساخت بأهلها.» اگرکسی از ما برروی زمین نباشد زمین اهلش را فرومی برد [1] وآفرینش بدون وجود انسان کامل، تفسیر صحیح وخرد پسندی ندارد وبه منزلۀ جسم بدون روح است وانسان کامل به منزلۀ قلب وروح آد میان به شمار می رود. امروز که جهان درعصر غیبت به سر می برد حجت ابن الحسن العسکری (عج) بعنوان امام وراهنمای بشر محسوب می گردد وعلی (ع) می فرماید :« اللهم بلی لاتخلو الارض من قائم لله بحجته اما ظاهرا مشهورا واما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله وبیناته.»[2] آری ، هرگز زمین ازحجت الهی خالی نخواهد شد خواه ظاهر وآشکار باشد یا ترسان وپنهان ازدیده ها واین بدان جهت است که دلائل ونشانه های الهی باطل نگردد.

علت وفلسفۀ غیبت امام زمان (عج)

ازآنجا که مسألۀ غیبت امام زمان (عج) ازطرف ائمۀ اطهار(ع) مطرح گردیده ازهمان زمان این مسأله مورد بحث وکفتگو میان مسلمانان قرار گرفته است وراجع به علت آن ازائمه (ع) سؤال شده است وآن بزرگواران پاسخ هایی را را جع به این مسأله داده است که به آنها اشاره خواهد شد اما برای روشن شدن این پرسش لازم است نکاتی را یاد آوری نمایم :

1-     تکلیف مبتنی بر اختیار واراده انسان است وکسی را می توان مکلف نمود وبه او امر ونهی کرد که بتواند آن کار انجام دهد ویا آن را ترک نماید بنابر این مکلف نمودن انسان مجبور لغو وبیهوده است.

2-     امام زمان (عج) آخرین حجت خداوند برروی زمین است واو است که احکام الهی را به طور کامل اجرا خواهد کرد وحکومت عدل وبرابری را در کل جهان برپا خواهد نمود  ودلیل این مطلب احادیثی فروان ومتواتری است  که از رسول خدا(ص) وائمه معصومین (ع) روایت شده است.

3-     سیره وروش پیامبران ورهبران الهی درمعاشرت وبرخورد با افراد جامعه وحل وفصل امور، مبتنی برروش متعارف ومعمول میان انسانها بوده است واستفاده ازمعجزه وروش های خارق العاده ، امری استثنائی بوده وبهره گیری ازآن به موارد ویژه اختصاص دارد زیرا که درغیر این صورت ، غرض از تکلیف، هدایت وارشاد، آزمایش انسانها، ورشد وتعالی آنان که  از روی اختیار است عملی نخواهد شد. هم چنین امداد های غیبی که درزندگی دینداران ومؤمنان رخ داده است درحد شایستگی وقابلیت هایی بوده است که آنان از طریق عبادت وبندگی خدا فراهم ساخته است.

4-      باتوجه به اینکه وجود وحضور امام زمان (ع) خطر جدی برای ستمکاران وتبهکاران می با شد بدهی است که آنان به شدت با آن حضرت خصومت ورزیده ووجود آن حضرت را تحمل نخواهد کرد ودرصدد نابودی وقتل آن حضرت برمی آیند به همین جهت بود که خلفای عباسی جاسوسانی را گماشته بودند تا آنان را ازتولد حضرت مهدی (عج) با خبرسازند تا آن حضرت را از مسیر راه خود بردارند ولی خداوند متعال آثار بارداری را درمادر حضرت مهدی (عج) آشکار نساخت تا د شمنان ازراز وجود او آگاه نشوند وحجت خدا با قی بیماند.

5-      تشکیل حکومت عدل جهانی: تشکیل حکومت فراگیر وجهانی با توجه به رعایت اصل اختیار واستفاده ازروش های عادی زندگی ، مصونیت ودرآمان بودن ازخطر د شمنان، درصورتی امکان پذیر است که همه ملت ها ازنظرروحی وفکری پذیرایی چنین حکومتی با چنین رهبری باشند ومردم از حکومت ها وسیاست هایی مبتنی برآراء واندیشه های بریده از وحی ورهبری غیر الهی ، مأیوس ونا امید گردیده وبرای آمدن منجی کل وامام عدل وفضیلت ، لحظه شماری نمایند ودر چنین شرائطی است که اراده وخواست ملت ها مجال هرگونه توطئه را از قدرت های شیطانی می گیرد وحجت خدا با تکیه بر مشیت خداوند  وبه پشتوانه ای خواست عمومی ملت ها می تواند حکومت عدل جهانی  خود را برپا نمایند.

نگاهی به روایات که درباب فلسفه غیبت امام زمان وارد شده است:

برخی ازنکات مذکوریعنی تشکیل حکومت عدل جهانی ، آزمایش انسان ها وخوفت ازقتل، دراحادیثی که از ائمه معصومین (ع) دررابطه با غیبت امام زمان (عج) وعلت آن وارد شده، مطرح گردیده است وبه خصوص خوف از قتل که آحادیثی بسیاری را به خود اختصاص داده است که مرحوم علامه مجلسی دربحار الانوار نقل کرده ودربیش ازده روایت خوف ازقتل ، به عنوان علت غیبت حضرت مهدی (عج) معرفی شده است . هم چنین احادیث مربوط به اینکه حضرت مهدی آخرین حجت الهی است ومأمور تشکیل حکومت عدل جهانی است درحد تواتر است وازطریق شیعه واهل سنت روایت شده است.

مسأله ابتلا وآزمایش نیز دربعض ازروایات به عنوان فلسفه غیبت امام زمان (عج) مطرح گردیده است ویاد آوری این مسأله نیز قابل دقت است که مسأله غیبت امام زمان (عج) را می توان از رازهایی غیبی خداوند متعال دانست که آگاهی به حقیقت واسرار آن فراتر ازتوان وظرفیت فکر بشر است وبا استناد به دلائل عقلی ونقلی می دانیم که همه افعال الهی مشتمل برحکمت ها ومصالحی است که تضمین کننده سعادت بشری می با شند هرچند علم وآگاهی بشر ازدرک کامل آن نا توان وعاجز است بنابراین بعد از اثبات حکمت وعدل خداوند ولزوم وجود امام وعصمت او، درمسأله غیبت امام زمان (عج) با مشکلی مواجه نخواهیم شد ونیاز به بحث تفصیلی دراین باره ندارد زیرا که علم اجمالی به حکیمانه وعالمانه بودن این کار ودربرداشتن مصلحت عمومی بشر برای اعتقاد به آن کافی است چنان که بسیاری ازاحکام الهی وحل برخی امور برهمین پایه استوار است.

آثاروفوائد وجود امام عصر (عج)

دراینکه مردم ازوجود امام عصر(عج) بهره می برند شکی نیست  واین بهره مندی ممکن است به صورت های مختلف اتفاق بیفتد:

1-     وجود امام زمان (عج) نمونۀ ازیک انسان کامل وتمام عیار است وفلسفۀ حیات وزندگی است واگرچنین انسانی درروی زمین نباشد زندگی به منزلۀ بدنی  بی جان وبیابانی خشک وسوزان است ووجود آن حضرت سبب غائی دوام حیات وزندگی است براین اساس همه ی انسانها اعم ازمؤمن وکافر درزندگی خویش وامدار وجود مبارک آن حضرت می باشند.

2-     ازبرخی روایات استفاده می شود که امام زمان (عج) درمیان افراد جامعه حضور می یابند هرچند کسی او را نمی شنا سد ویکی ازجاهایی که آن حضرت به صورت نا شناس حاضرمی شوند مراسم حج می با شد وامام (ع) می تواند معارف ومطالب مهم ورهنمود هایی تعین کننده خویش را به مردم منتقل نمایند چنانکه همین سنت درمورد حضرت یوسف وبرادرانش اتفاق افتاد که برادرانش حضرت یوسف را نشناختند تا اینکه خداوند اذن به معرفی داد وقتی حضرت یوسف خودش را به برادران معرفی کرد آنان با تعجب گفتند آیا تو یوسفی؟ چه مانعی دارد که خداوند متعال همین سنت را درمورد حجت خود جاری نماید .

3-     درمیان مؤمنان وشعیان خالص آن حضرت کسانی هستند که دراثر تزکیه نفس وصفای با طن، شایستگی ملاقات ودیداربا اورا پیدا می کنند وازاین طریق از فیض معنوی امام زمان (عج) بهره مند می گردند وجامعه نیز ازطریق آنان به بهرمندی وهدایت الهی نائل می شود.

4-      علم به اینکه امام (ع) به اذن ومشیت الهی بر اعمال وکارهای افراد نظارت دارد وازسوی دیگر هرلحظه احتمال ظهور او می رود، عامل مؤثری درخود داری ازگناه ورعایت احکام الهی خواهد شد.

5-     فقیهان عادل وپارسا درزمان غیبت امام زمان (عج) رهبری وزعامت جامعه بشری را بعهده دارند که به عنوان نائب عام امام زمان (عج) درزمان غیبت نیازمندیهای علمی ومادی افراد بشررا برآورده می سازند. درنتیجه اینگونه نیست که امام عصر(عج) جامعۀ بشری را به کلی به حال خود رها کرده وهیج گونه نظارت وتصرف وتأثیری درسرنوشت آنان نداشته باشد .

خورشید پشت ابر

امام زمان (عج) دراحادیث اسلامی به خورشید پس ابر تشبیه شده است همانگونه که انسان ها ازخورشید پس ابر بهره مند می شوند امام زمان (عج) نیز همانند خورشید پشت ابراست که انسان درزندگی خود ازوجود آن حضرت بهره مند می شوند چنان که امام صادق (ع) درپاسخ «سلیمان اعمش» که مردم چگونه ازحجت غایب بهره مند می شوند ؟ فرمود:«همانگونه که ازخورشید پشت ابر نفع می برند»[3] این تشبیه بیانگراین نکات است که :

1-     همانگونه که مردم ازنوروگرمای خورشید – هنگامی که پشت ابراست- به کلی محروم نیستند ازنوروجود ومعنویت خورشید ولایت به کلی محروم نمی باشند.

2-     چنان که پنهان شدن خورشید ازناحیۀ خورشید نیست بلکه به دلیل ابرهاست که میان دیدگان انسانها وخورشید قرار می گیرند، غیبت امام زمان (عج) نیز ازناحیه اونیست بلکه موانعی درکار است که وجود قدرت های ظالم وستمگر وعدم آمادگی روحی وفکری توده های مردم ازآن جمله اند.

3-     خورشید همیشه پشت ابرباقی نخواهد ماند وپنهان شدن آن درپشت ابرمایۀ یأس ونا امیدی نیست هم چنین نباید دراثر طولانی شدن غیبت امام عصر (عج) ازظهوراو مأیوس گردید بلکه باید با امید به ظهوراوخود را برای بهره مند شدن ازانواروجودش به طورکامل آماده ساخت. درپایان قطعه شعری را به عنوان استغاثه به امام زمان (عج) تقدیم میدارم.

یابن الحسن بیا که دلها درد دارد.  جهان عدالت کم دارد

حال مارا مگرنمی بینی             دل ما خون جگرنمی بینی

خبرازما چرا نمی گیری            یا که درما خبرنمی بینی 

درد مارا مگرنمی دانی             یا که دوا را اثرنمی بینی   

زیرتیغ برهنه جلاد                  برگلو آن قدرنمی بینی   

گرگ برگله ات زند هرشب        ای شبان این ضرر نمی بینی.

اللهم عجل لولیک الفرج.

 



[1] - مجلسی ، بحار الانوار، ج 23 ، ص 5.

[2] - نهج البلاغه ، حکمت 147.

[3]  - علامه مجلسی ، بحارالانوار، ج 25 ص 92.

زوایایی از زندگی وبعثت رسول خاتم (ص)

زوایایی از زندگی وبعثت رسول خاتم (ص)

تحلیل وبررسی زندگی پیغمبران الهی وبازخوانی سرگذشت رهبران بزرگ الهی، اهداف تربیتی واخلاقی را درابعاد مختلف زندگی فردی واجتماعی ، و درتمام اعصار بخصوص برای نسل امروز جامعه بشری بدنبال داشته ودارند. چرا که انسان هایی برگزیده وفرستادگان الهی برای هدایت بشر، الگوی کامل از یک انسان خدایی که به تمام معنی خدا را شناخته وبه دستورات واحکام الهی آگاهی یافته ونقش سازندگی وتربیتی واخلاقی آن را درساختن وآگاه کردن انسانها به حقایق هستی واهداف زندگی واسرارهای نهفته دروجود انسان را درک کرده اند ؛ می باشند. وبه درد ها ورنج های نا علاج امراض روحی وروانی بشر درصورت عدم شناخت وهدایت الهی، اطلاع وآگاهی کامل پیدا کرده اند.

لذا جهان امروز که دربطن خود بیماریهای صعب العلاج وامراض ناشناخته روحی وروانی دارند ودرمنجلاب ازسقوط وحیرت وسرگردانی به سر می برند ومأیوسانه به دنبال درمان بیماریهای خود هستند، بیش ازهرزمان دیگری اقتضا می کند که به سرگذشت پیغمبران وامت های گذشته تاریخ بشر درنگ کوتاهی نموده واز آن عبرت بگیرند ، و دقت کنند که بندگان صالح خدا وپیام آوران الهی چه داروئی را برای درمان بیماریهای امت خود تبلیغ وترویج می کردند؟ وکدام اقدام ورفتارهای خلاف دین وفطرت انسانی، مخرب پایه های زندگی ومنشاء بیماریهای متعدد فردی واجتماعی می شوند؟ بدون تردید سنت پایدار الهی  هیچ گاه تغیر وتحول پذیر نیست ودرتمام ادوار زندگی انسان درصورت وجود زمینه هایی آن درجهت مثبت ویا منفی جاری وساری خواهد بود. درمیان رسولان الهی بعثت پیغمبر اسلام (ص) ازامتیازات وویژه گیهای خاص برخور دار است ودر واقع آمدن همۀ پیغمبران الهی زمینه ساز بعثت رسول گرامی اسلام است وبا بعثت رسول خاتم (ص) شرایع ومکاتب آسمانی پغمبران گذشته به اتمام وتکمیل نهائی رسید.

ازآنجای که درآستانۀ سال روز بعثت رسول اکرم (ص) قرار داریم که با مبعوث شدنش، زندگی نوین وحیات طیبه را برای مردم جهان به ار مغان آورد، بهانه ای شد که مروری کوتاه به گوشه های از زندگی آن حضرت انداخته ودل وجان خود را به پیروی ویادآوری واخلاق کریمانه والهی آن بزرگوار، طراوت تازه بی بخشیم هرچند که قلم ما عاجز است از اینکه بتواند تصویرواقعی وکامل از شخصیت آن حضرت را به نمایش بگذارد اما به قول شاعر که می گوید: آب دریا را اگرنتوان کشید  هم به قدر تشنگی باید جشید.

بنده هم قلم بدست گرفته وبقدر فهم وتوان خود شمه ای اززندگی آن دریای بیکران را دراختیار علاقمندان قرار می دهم.

خاتم انبیاء

پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله درسال( 570 میلادی) به دنیا آمد او پیش از تولد، پدر گرامی اش را از دست داد وهنوزشش سال از بهار عمر آن حضرت نگذشته بود که مادر عزیز خود را از دست داد ودرسن شش سالگی تحت کفالت جدش عبد المطلب قرار گرفت وبعد از دوسال جدش نیز از دنیا رفت. وتحت کفالت عمویش ابوطالب قرار گرفت.آن حضرت همانند اکثریت مردم مکه امی ودرس نخوانده بود« فآمنوا باالله ورسوله النبی الامی»[1] ایمان بیا ورید به خدا ورسولش که نبی امی ودرس نخوانده است.

رسول گرامی اسلام(ص) در محیطی تکامل یافت که آلوده به شرک وبی دینی، جهل وفسادو بی بند باری مطلق بود اما عوامل محیطی هیج گونه تأ ثیری بر وجود وشخصیت آن حضر ت نگذاشت، وبقدری درتعهد وآمانت داری ومسیر درست انسانی وفادار بود که به محمد امین معروف گردید وآوازه اش به محیط مکه واطراف آن پیچید وعده کثیری را به خودش جلب کرد. ودرسن چهل سالگی ودر(27 رجب المرجب) دریک روز که طبق معمول برای عبادت به غار حرا رفته بود از جانب خداوند به پیامبری مبعوث ورسالت جهانی او آغاز گردید .دعوت آن حضرت به خدای یگانه ویکتا پرستی درمرحله نخست از خانواده اش شروع وبه تدریج به قبیله ومردم جزیرة العرب ودر نهایت به همه ای جهان گسترش یافت. معجزه برتر وجاودانی آن حضرت در کنار سائر معجزاتش، آیات دلنشین قرآن کریم بود که مخالفانش را دربهت وحیرت وسردرگمی عمیق فروبردند وانواع تهمت والقاب زننده را به حضرت نسبت دادند تا آنجایی که رسول خدا (ص) فرمود:« ما ُاِذی نبیًا مثل ما ُاذیتُ.» هیچ پیغمبری همانند من ازدست امت خود مورد آزار واذیت قرار نگرفت.

نمونه های از سیرة رسول اکرم.

درحدیث مشهور ازپیامبر اکرم (ص) آمده است« آدًبنی ربی فأحسن تأدیبی» [2] پروردگارم مرا آدب کرد وچه نیکو آدب کرد. بنابراین پیامبر (ص) شخصیت وتربیت الهی داشته وتحت تربیت وعنایت خاص خداوند قرار داشته ویگانة آفرینش بود تمام اعمال ورفتارش رنگ الهی داشت درروایتی آمده است که خداوند پیغمبرش را با بهترین وجه تربیت کرد وهنگامی که تربیت او را کامل کرد فرمود :« انک لعلی خلق عظیم.» همانا تو دارای اخلاق بزرگوارانه هستی. به این دلیل امر دین وامت را به او واگذار کرد تا بندگان را رهنمای وتربیت کند [3]

1-   عبادت : پیامبر اسلام (ص) درعبادت وعبودیت خداوند سر آمد روز گار بود بگونة که اکثر اوقات شب را به شب زنده داری ونافله شب وقرائت قرآن کریم سپری می کرد و از طرف خداوند مأمور بود که پاسی از شب را بیدار وبه عبادت بیپردازد که از این طریق به مقام محمود وشایسته نائل می شوی. وبالاترین افتخار پیامبر (ص) این بود که عبد خدا باشد وخداوند متعال درقرآن کریم از او بعنوان عبد خود یاد کرده است.[4] حضرت قبل از رسالت نیز بخشی از وقت خود را درغار حرا به عبادت خدا می پرداخت وگاهی چنان از خوف خدا گریه می کرد که بی هوش می گردید به او می فرمود: مگر خداوند گناهان گذشته وآینده ات را نیامرزیده است؟ در جواب می فرمود: آیا بنده شکر گزار خدا نباشم! [5] درنتیجه پیغمبر خدا (ص) در اطاعت وعبودیت خداوند نمونه والگوی کامل برای جامعه بشری ومسلمانان است که خودش را در برابر خداوند هیچ می داند وتمام نعمت های مادی ومعنوی را از آن خدا می داند وشکرش را لازم. امیدواریم که ما نیز چنین باشیم.

2-    مدارا ومردم داری : مدارا یعنی نرم خوی وملایمت وگذشت از لغزش وخطای مردم در برابر تند خوی وغضب دربرابر دیگران. مدارای پیغمبر (ص) نقش مهم واساسی را در جذب افراد معاند داشت ودشمنان درموارد زیاد با آزار واذیت می خواستند که خشم وغضب پیغمبر (ص) را در میان دوستان ودشمنانش نشان دهند اما پیغمبر (ص) آن قدر از خود صبر وحوصله ومدارا نشان می داد که مورد تمجید وستایش خدای متعال قرار گرفت وفرمود : به سبب رحمت خداوند است که با آنان نرم خو هستی واگر خشن وسخت دل بودی هر آینه مردم  از اطرافت پرا کنده می شدند. [6] مدارای آن حضرت موجب شد تا دلها به سوی او گرایش پیدا کنند و از افراد خشن وسنگدل، انسانهای رئوف ومهربان تربیت نماید.

3-    نظافت وآراستگی : نظافت وپا گیزگی وآراستگی در دین اسلام مورد تأکید وسفارش قرار گرفته است تا جای که نظافت جزء از ایمان انسان معرفی شده است واین دلیل براین است که خود رسول خدا (ص) که مبلغ و آورنده دین اسلام است الگو ونمونه است نظافت وآراستگی ظاهری را به تمام معنی در زندگی خود مراعات می فرمود هم درمحیط خانه وخانواده، وهم وقتی  درصحنه اجتماع حاضر می شد وبه دیدار اصحاب ویارانش می رفت ومی فرمود: خدا دوست دارد وقتی که بنده اش برای دیدن برادرانش از خانه بیرون می رود خود را مهیا وزینت نماید.[7]

4-    اعتدال ومیانه روی : یکی از صفات برجسته بندگان خدا اعتدال است که درتمام امور زندگی اعم از امور مادی ومعنوی اعتدال ومیانه روی داشته باشد وراه افراط وتفریط را در پیش نگیرند وکسانی که به مکتب اسلام آشنائی ندارند و به احکام ودستورات دینی جاهل ونادان است در زندگی خود افراط وتفریط می کنند اما کسی که خود را امت پیامبر (ص) وپیرو او می داند باید به رهبر وپیشوای خود اقتدا نماید که رسول خدا (ص) درتمام عمرش از راه اعتدال ومیانه روی منحرف نگردید. در دوستی ها ودشمنی های خودش حد وسط وعدالت را رعایت می کرد و امت پیغمبر (ص) درقرآن امت وسط که به راست وچب انحراف ندارند نام گذاری شده است اعتدال ومیانه روی از صفات برجسته رسول خدا (ص) بود وکسانی را که درامور زندگی از مسیر اعتدال ومیانه روی منحرف می شدند به شدت مذمت وتقبیح می فرمود. امیدواریم که مانیز این صفات نیکو وخدای را درزندگی فردی واجتماعی خود پیاده نموده واز پیروان راستین رسول خدا (ص) باشیم ودر نواقص وکاستی های مان از شفاعت کبرای آن حضرت بهرمند باشیم . وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.



سوره  اعراف ، آیه 158.

 2 – طبرسی ، مجمع البیان ، ص 333.

[3] - کلینی ، اصول کافی ، ج1 ص 266.

[4] - سوره اسراء، آیه 1.

[5] - سید رضی ، نهج البلاغه ، حطبه 192، ص 300.

[6] - آل عمران ، آیه 159.

[7] - مجلسی ، بحار الانوار ، ج 16، ص 249.