اطلاعیه ترحیم

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت درگذشت حجت الاسلام والمسلمین آقای افضلی چهل باغتوی پشی را به عموم مردم قهرمان پشی، خانواده محترم وبازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض نموده برای ایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای همه­ای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .


میلاد پیامبر اعظم وامام صادق (ع)

گمشده ما آدم ها آرامش است  من الان مثل غنچه بي قرار و نا آرام هستم و گل که مي شوم قرار پيدا مي کنم تو يک وزشي به من داشته باش و يک نگاهي به من بکن . چرا دنيا اين حالت را دارد قرآن در يک جمله گفته است که کليد اين قفل ياد من است حالا اين ياد يعني چه و کجا بايد بروز پيدا کند و پيامبر چگونه اين را ايجاد کرده است چون خيلي صحنه هاي مضطرب کننده براي پيامبر زياد بود ، خود ايشان فرمود هيچ پيامبري به اندازه من اذيت نشد، روزها و ماه هاي اول زماني که حضرت زهرا کودک دو يا سه ساله اي بود نقل مي کند که ، يک عرب نا فهمي يک شکمبه شتر که پر از خون و کثافت بود در حال سجده روي شانه پيامبر انداخت، صورت و پهلوي پيامبر همه کثيف و آلوده شد، ايشان با دستهاي کوچک خود شانه و پهلوي پيامبر را پاک کرد و هنگامي که پيامبر مي نشيند فقط يک کلمه مي گويد خدايا اينها را هدايت کن اينها نمي فهمند، نه نفرين کرد و نه زبان به گله و شکوه گشود نه نگاه تندي به اين آدم انداخت گفت خدايا هدايت کن ايشان را، اين حضرت ابتدا بايد خودش آرامش داشته باشد و دريا باشد تا بتواند اينگونه برخورد کند. ما نيز بايد تلاش کنيم تلاشي دوگانه يکي اينکه به آن دريا نزديک شويم، قرآن گفته شما مي توانيد، هنگامي که يک نقاشي زيبا را شما تماشا مي کنيد ابتدا لذت مي بريد اين لذت بردن شما سند توانايي هاي شما است که من هم مي توانم مثل او بکشم. وقتي شما يک اخلاق خوب را مي شنويد و مي گوييد بارک اله يعني من هم مي توانم. خودِ لذت بردن سند اين است که من هم مي توانم و نا اميدي آخرين تير ترکش شيطان است که اگر به دلي خورد ديگر با هيچ چيز نمي توان درمان کرد.     

عرفه

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را  نيز بپذير، اي خداي عرفه 

عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت �عرفت� و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني �عرف� صبر و شكيبايي و تحمل است.

فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه� هو التَّوابُ الرّحيمْ

آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.

طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:

ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟

ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.

ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدايي نيست

لا الهَ الاّ اَنْتْ

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي

به گناه خود اعتراف مي كنم

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني

اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ


آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

حضرت ابراهيم (ع) در عرفات

در صحراي عرفات، جبرئيل، پيك وحي الهي، مناسك حج را به حضرت ابراهيم (ع) نيز آموخت و حضرت ابراهيم (ع) در برابر او مي فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

ادامه نوشته

را هكار پيشنهادي در رابطه با مدرسه ولي عصر (عج)

را هكار پيشنها دي ، دربا رة ساماندهي مدرسه حضرت ولي عصر (عج) منطقه پشي

1. به كارگيري و به روز رساني اندوخته هايي علمي وفرهنگي در قالب تكنولوژي هايي نوين آموزشي.

از آنجايي كه در عصر گسترش اطلاعات وفنا آوري پيشرفته ارتباطات در جهان امروز قرار داريم وجهان بواسطه اين ارتباطات پيشرفته به صورت يك دهكده در آمده است كه فر هنگ، باورهاي اعتقادي، وارزش هايي اصيل الهي وانساني از ناحيه فرهنگ هاي مسلط، مورد تهاجم وتضعيف قرار مي گيرد ، لازم است كه مديران، متوليان فرهنگي ومذهبي خود را از نظر انديشه، تفكر، و انتقال آموزه هايي ديني و اخلاقي  درقالب  بكارگيري وسائل اطلاع رساني وارتباطات نوين تبليغي؛ مهيا وآماده نمايند.

مسلم است كه با تفكر وانديشه سنتي واستفاده از روش هاي قديمي ونا كار آمد در تبليغ وتدريس،ومديريت كانونهاي علمي و فرهنگي در عصر امروزي  شايد نتيجه مثبت وا هداف پيش بيني شده را بد نبال نداشته با شد وبا ادامه اين وضعيت شايد مخاطبان قديمي هم به مرور زمان از دست بيرود .

2. تغير روش درشيوة مديريت مدرسه .

مديريت وتصميم گيري بجا ومناسب در امورا ت كلي وجزئي مدرسه يكي از نكات مهم وبرجسته است و از شا خصه هاي يك مدير موفق به شمار مي رود كه با مديريت صحيح و بروز مي تواند با وجود مشكلات اقتصادي وفني  از امكانات موجود به نحو احسن استفاده نموده وخدمات علمي وفرهنگي مورد ا نتظار جامعه خود را بر آورده نمايد.

هرچند اسا تيد گرانقدر كه از ابتدايي تأسيس مدرسه تا كنون با وجود مشكلات وتنگنا ها در صحنه حضور داشته، ومردم خود را تنها نگذاشته ، تا حد توان در نشر وگسترش معارف اسلامي تلاش كرده اند قا بل تقدير وستايش فراوان است ودر نزد خداوند مأجور، اما شرائط امروزي تقا ضا مي كند كه افراد تازه نفس وآشنا به وسا ئل تكنولوژي نوين آموزشي وارتباطي درعصر حا ضر، در كنار اسا تيد محترم  همكاري ورا هنمايي هاي لازم را داشته با شند اسا تيد بومي منطقه هم از اين امر استقبال خوا هند نمود آن بزرگواران ادعايي مديريت ما دام العمر را ندارند مديريت مدرسه بايد بر اساس اقتضا ئات ونياز هاي امروز تغير پيدا كند.

3. تنظيم وفعال كردن امور مالي مدرسه .

تا آنجايي كه بنده در جريان هستم امور مالي مدرسه در طول سالهاي گذشته ضعيف عمل نموده است ، بسياري از اجناس واموال مربوط به مدرسه كه به ديگران فروخته شده در موعد مقرر قيمت آنها در يا فت نشده وبه مرور زمان به دست فراموشي سپرده شده ، هم چنين در مورد نحوه مصارف ومخارج طلاب وا ساتيد افراط وتفريط صورت گرفته است .

اين مسأله علاوه بر اينكه مسؤليت شرعي دارد در ميان مردم ومؤمنين هم انعكاس خوب نداشته وسبب بي اعتمادي مردم نسبت به مدرسه گرديده است و پيشنهاد بنده اين است كه بخاطر حفظ واستفاده درست از وجوهات شرعيه در نياز هاي ضروري مدرسه وجلب اعتماد عمومي ، مديريت امور مالي مدرسه فعال شود كه بعد از اخذ وجذب وجوهات شرعيه وسائر كمك هاي مردمي توسط نماينده مراجع واساتيد مدرسه ، زير نظر يك فرد مطمئن قرار بگيرد و درآمد هاي جنسي ونقدي  مدرسه را ياداشت وبه مصرف بيرساند.

4. فعال شدن بخش فرهنگي و اجتماعي مدرسه.

از آنجا كه كار وفعاليت فرهنگي درمنطقه ازوظائف عمده اساتيد وطلاب مدرسه است از اولويت هاي اساسي وبنيادي حوزه هاي علميه به شمار مي روند ، ضرورت ايجاب مي كند كه بخش فرهنگي با سياست گذاري جامع و اصولي، اولويت ها وضعف هاي فرهنگي را شناساي ودسته بندي نمايد وهمه در تحقق اهداف فرهنگي تلاش نمايند و با ملا امامان وعلماي مناطق پشي هماهنگي لازم را دراين زمينه بعمل آورند وبراي ايجاد هماهنگي وهمدلي و رفع معضلات فرهنگي واجتماعي هر چند ماه يكبار جلسه علما پشي در يكي از مناطق برگزار گردد كه انتظار مي رود مديريت وبرگزاري اينگونه جلسات ازطرف اساتيد ومديريت مدرسه ولي عصر (عج ) باشند كه متأسفانه تا كنون كدام فكر وتدبير براي فعاليت فرهنگي وكارهاي ديگر از طرف مديريت مدرسه انديشه نشده است وخلاء بخش فرهنگي درمدرسه ولي عصر (عج) بطور جدي احساس مي شود واگر بخواهيم مدرسه جايگاه واقعي خود را در ميان مردم پيدا كند وفعاليت علما وطلاب درسطح منطقه، نمود وظهوري داشته باشد بايد بخش فرهنگي مدرسه فعال وبرنامه هاي مشخص وقابل اجرا را روي دست داشته باشد .

 

1. يكي از زير مجموعه هاي بخش فر هنگي مي تواند سامان دادن به امور اجتماعي مردم، دعوت عموم مردم به حفظ وحدت ويك پارچگي ، صيانت وپاسداري از آن درمقابل توطئه بد خواهان، كاستن از تنش ها وطرح دعواهاي بي مورد ، دعوت به صلح وگذشت در مورد دعواهاي حقوقي .

2. اعزام هيئت تبليغي  از طلاب مدرسه به همراه يكي از اساتيد در مناطق ومكاتب پشي به مناسبت هاي ديني ومذهبي ومناسبت هاي خاص كشور .

3. ارتبات مستمر ودائمي با معلمين وشاگردان مكاتب ، پاسخ دادن به دغدغه هاي ذهني واعتقادي، وشبهات مطرح درسطح جوانان ونوجوانان ، برگزاري جلسات پرسش وپاسخ درسطح معلمين وشاگردان مكاتب هرمنطقه، حد اقل درسالي يك بار. اين ارتبات درسال هاي گذشته يا نبوده ويا اگر بوده بسيار ضعيف ودر كل مكاتب نبوده است .

4. دعوت وتبليغ مردم به اقامه نماز جماعت درمساجد وبرگزاري نماز جمعه در مناطق ويا در يك نقطه مركزي ، پخش صداي آذان از مساجد در اوقات فرا رسيدن نماز ، متأ سفانه اكثر مساجد منطقه در اكثر ماه هاي سال با درب هاي بسته رو برو است فقط در چند روز ماه محرم باز مي شود وصد ها مسا ئل ديگر فرهنگي كه در منطقه وجود دارد و تبليغ صورت نگرفته است كه بايد اساتيد وطلاب مدرسه دراين موارد تصميم گيري وفعاليت خود را شروع نمايند .

5. با زنگري وجايگزيني مواد آموزشي مورد نياز طلاب براي بالا بردن سطح آگاهي .

تصميم گيري و انجام اين بخش بسيار ضروري به نظر مي رسد كه تنها ازعهده اسا تيد منطقه

خارج است و عزم عموم طلاب وعلماي منطقه را مي طلبد كه با كار كارشناسي ودر نظر گرفتن نيازهاي منطقه وطلاب مدرسه ، بطور دسته جمعي مشاوره وتصميم گيري نمايند وزمينه انجام اين كار را به مرور زمان فراهم ومواد آموزشي جديد كه لازم به نظر مي رسد دركنار متون اد بيات، فقه واصول قرار بد هند.

واگر تصميم در اين زمينه اتخاذ نگردد طلاب به فراگيري مواد آموزشي قديم و تدريس آن  به روش سنتي رغبت وانگيزه لازم را ندارند ، از نظر اطلاعات وسطح آگاهي عمومي وآشنا شدن به معارف اسلامي ومسا ئل مبتلابه ، زمان طولاني را در برخواهد گرفت وطلاب نمي توانند با آموزش تنها صرف ونحو، فقه واصول كه بيشتر به استدلال نظري استوار است جواب گوي مسائل ديني وفرهنگي وشبهات مطرح درسطح منطقه وكشور با شد.

6. بيان اهداف فراگيري علوم حوزوي وموقعيت اجتماعي طلاب علوم ديني در جامعه .

يكي از نكات مهم كه متأسفانه در طول ساليان گذشته مورد غفلت وفراموشي قرار گرفته عدم تبين اهداف برنامه مدرسه است ارزش وجايگاه علم ودانش بخصوص علوم ديني براي طلاب بيان نمي شود  واينكه از نظر قرآن كريم وآ حاديث اهل بيت (ع) كسي كه براي فراگيري علوم ديني قدم برمي دارد چه ارزش وجايگاه بلندي در نزد خداوند متعال دارد ، بيشتر افراد تازه وارد كه در مدرسه مي آيند ارزش وجايگاه خود را درك نمي كنند وطبق يك سنت معمول ،يا فشار واصرار والدين به مدرسه مي آيند اساتيد ومديران مدرسه بايد اين افكار وانديشه هاي نادرست را در ابتداي ورد طلبه برطرف نمايند .

اهداف كوتاه مدت وبلند مدت برنامه آموزشي مدرسه براي طلاب توضيح داده نمي شود وطلاب با يك آينده مبهم ونا معلوم وارد مدرسه علميه مي شود لذا با مرور زمان همان انگيزه ضعيف كه براي طلبه شدن داشته هم از بين مي رود .

لازم است كه در ابتداي ورد طلبه ارزش وجايگاه علم ودانش ،موقعيت طلاب علوم ديني درميان مردم تبين ؛ واهدافي كه مدرسه براي تربيت و پرورش علمي وفكري طلاب دارد بيان گردد تا انگيزه كه براي كسب علم ودانش حوزوي داشته تقويت وتداوم داشته باشد، و از اين طريق طلاب بتوانند با يك آينده روشن ومعلوم براي خود هدف گذاري وبرنامه ريزي داشته باشد .

7. تغير روش در برخورد وتعامل با طلاب.

بدون ترديد تواضع  وبرخورد ملائم  وپدرانه با طلاب موجب جذب وگرايش بيشتر افراد به مدرسه خواهد شد ديگر برخورد پليسي وقهر آميز واز جايگاه استادي در اين عصر وزمان كارائي ندارد وبا يد را بطه حسنه وپسنديده در بر خورد با طلاب را در پيش گرفت البته قا طعيت وجديت در جاي خود لازم است اما نه انگونه كه موجب بيزاري وپشيماني از طلبگي شود .

به نظر بنده همين مواد كه آ جالتا به ذهن رسيده وخدمت دلسوزان به خصوص علما وطلاب منطقه پشي تقديم گرديد اگر تصميم جدي درمورد آن گرفته شود خيلي از معضلات موجود درمنطقه ومدرسه حل خواهند شد  . مدرسه با كمبود استاد ونيروي علمي مواجه نيست اما تغير رويكرد وكاركرد ها ضروري به نظر مي رسد، رهنماي وحمايت مادي ومعنوي علما وطلاب منطقه مقيم قم بطور جدي لازم است كه هدايت وحمايت خود را از آنان دريغ نفرمايند .

به اطلاع علما وفرهيخته گان منطقه  مي رسانم كه آنچه در اين نوشتار آمده نظرات وديدگاه هاي شخصي بنده است كه درطي مسافرت هاي متعدد كه درسال هاي گذشته درمنطقه داشته ام به ضعف ها ونواقص مديريت مدرسه پي برده ام كه اگر مدرسه ولي عصر كه سرمايه هاي زيادي از بدو تأ سيس تا بحال برايش هزينه گرديده، از حالت ايستائي وركود بيرون آمده وبه حالت پويايي وجايگاه واقعي خود بيرسد بايد درتغير وتحول آن بكوشيم اميدوارم كه علما وطلاب پشي با طرح نظرات وديدگاه هاي خود زمينه همفكري وهمكاري را لازم را فراهم و به معضلات ونواقص اهم مدرسه وبرنامه هاي  قابل اجرا با تصميم مشترك اقدام نمايند . والسلام عليكم ورحمت الله .

 

 

 

بیاد شهدای مظلوم عاشورای 1390 کابل

                                                              بسمه تعالی

سید شهیدان، پنجمین مصداق اهلبیت که آیه شریفه تطهیر در شأن آنان نازل شده اند، پنجمین شخصیتی که در آیه شریفه مباهله از او به ابن النبی (ص) نام برده شده، شخصیتی که پنجمین فرد یاران کسا بود، شخصیتی که در آیه شریفه مودت خداوند دستور به ابراز محبت و دوستی را نسبت به او داده است، شخصیتی که یکی از مصادیق آیه شریفه اطعام در سوره مبارکه دهر است، شخصیتی که مصداق اتم «مظلومیت» در آیه شریفه «بای ذنب قتلت» در سوره تکویر می باشد، شخصیتی که ریحانه و گل خوشبوی پیامبر (ص) بود، شخصیتی که از او به عنوان عدل قرآن در حدیث ثقلین که مورد اتفاق خاصه و عامه نام برده شده، شخصیتی که در حدیثی از پیامبر (ص) به عنوان سرور جوانان اهل بهشت معرفی گردیده است که این حدیث نیز مورد اتفاق خاصه و عامه می باشد، شخصیتی که سومین پیشوای مسلمانان در زبان پیامبر شناخته شده است، شخصیتی که به اتفاق فریقین برای اصلاح امر امت جدش رسول خدا قیام کرد و خود با یاران در این راه به شهادت رسیدند، شخصیتی که در مظلومیت او نه تنها انس و جن بلکه ملائک آسمان و زمین، پرندگان هوا ماهیان دریا حیوانات بری و بحری و... حتی اسبهای دشمن در مرگ او گریستند شخصیتی، که به گفته امام  صادق (ع) شهادت او آتش در دل دوستانش افروخته است که تا سر انجام این جهان هرگز بی فروغ نخواهد شد، شخصیتی که الگوی آزادیخواهان و آزادگان جهان در طول تاریخ و نماد مبارزه با بیدادگری شناخته شده و ملتها با بهره گیری از مکتب او اشغالگران زورگو را از خانه و کاشانه اش به بیرون انداخته و از نعمت آزادی و آزادگی برخوردار گردیده اند از مکتب او یاد گرفتند که چگونه در سایه آزادی با ابزار تفکر و تعقل در هر زمینه به  پشرفت و تمدن برسند

درست فهمیدی او حسین است همان حسینی که مادرش فاطمه دختر رسول خدا ست پدرش علی مرتضی است همان حسینی که در کودکی جبرئیل گهواره جنبان او بود همان حسینی که جایش در آغوش جدش رسول خدا بود  حسین کربلا را می گویم همان حسینی که در صورت بیعت نکردن به یزید دستور کشتنش را داده بود

آری رویاروی حق و باطل ایجاب کرده است که  آدم وابلیس، هابیل وقابیل، ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون، محمد(ص) و ابولهب، علی و معاویه، حسین و یزید، حسینیان و یزیدیانٍ؛ به دیگر سخن جهل و عقل نور و ظلمت در برابر هم قرار گیرند و یک جریان تاریخی را تشکیل دهند.

از حسین شهید می نوشتم، خون پاک او و یارانش در زمین سوزان کربلا ریخت، در بستر تاریخ به جریان افتاد، در زمینی که به چنگال فریب و نیرنگ، واپس گرایی، تحمیق خود و دیگران، ظلم و بیدادگری، پستی و جهالت گرفتار شده بود  اثر گذاشت؛ از آن، لاله ها روئید و جای جای ظلم آباد زمین، به مانند فصل گل سرخ بلخ و مزار تبدیل به لاله زار گشت این گلستان چنان جذابیتی در تماشا گرانش ایجاد می کند که آنان نیز گلستانی شده و به قافله کربلائیان می پیوندند

عاشورای گلگون و گلستان ارغوانی کابل، کابل زیبا را زیبا تر کرد سیل اشکهای که بر مظلومیت گل سر سبد گلهای پرپر شده گلستان کربلا جاری شده بود وقتی به محله مرادخانی کابل در برابر درب ورودی زیارتگاه منسوب به سقای کربلا ابوالفضل العباس (ع) رسید به رنگ لاله های خونین رنگ کربلا بدل شده و به آن پیوستند، اینان نیز در بستر تاریخ آزادی و آزادی به جریان افتاد  ومی رود تا این بارکاسه و کوزه حماقت، بی خردی، جهل، تبعیض، ظلم و تاریکی را از سر زمین ستم کشیده افغانستان عزیز برای همیشه پاکسازی نماید وجرثومه های یزیدیان زمان را به زباله کشهای تاریخ انداخته تا سوزانده شود و دیگر هیچگاه به شهر و دیار حسینیان برنگردد.

جهت  اطلاع:

شهدای فاجعه عاشورای کابل از مناطق ولایت کابل دره پنجشیر دره غوربند بامیان بهسود بغلان پروان پنجاب ولسوالی خوشی ولایت لوگر ولسوالی چهار آسیاب، ولایت غزنی ولسوالی ناهور قره باغ ولسوالی جاغوری مهاجری که از ایران برگشته بود ولایت غور ولسوالی لعل و دیگر مناطق وطن عزیز ما بودند

شهدای خونین کابل از شهید حسین جان 2ساله از باغ علی مردان کابل گرفته تا شهید محمد نظر 55 ساله پنجشیری و شهیده ملالی 55 ساله از کابل بوده است، در میان شهدا سه زن و یک شهید گمنام و بقیه مرد بوده اند.

خانوادهای محترم شهدا و مجروحین عاشورای 1390کابل از سوی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیه الله العظمی حکیم (مدظله العالی) مورد تفقد قرار گرفته و پیام تسلیت معظم له از جوار بارگاه امیر مومنان (ع) همراه با هدیه مرجعیت به آنان اهدا گردید.

 ارواح طیبه تمامی شهدای اسلام شاد.

سال نو مبارك

 

بننده عزيزسال نو مبارک

بهتر است بگویم بهار طبیعت مبارک

امیدوارم در این بهار طبیعت دلتان نیز بهار را تجربه کند

امیدوارم که از این تحوٌل عظیم جهان هستی ما نیز بی نصیب نباشیم

ما نیز بهاری شویم

دل را از غبار شرک ، کفر، منیٌت، غرور، شهوت، نسیان و نفاق پاک کنیم

و آنگاه دلی خواهیم داشت که لایق است اسم مهدی را صدا کند و برای غریبی او بگرید

آری بیائید با تحوٌل خود کمی از تنهائی آقایمان بکاهیم

بیائید اصل خود را که در زرق و برق های دنیا گم کرده ایم دوباره بیابیم و آنرا صیقل دهیم

سالهاست که در لحظه تحویل سال این دعا را زمزمه می کنیم

یا مقلٌب القلوب و البصار

یا مدبٌر اللیل و النهار

یا محوٌل الحول و الاحوال

حوٌل حالنا الي احسن الحال

از خدا می خواهیم که حال ما را به بهترین احوال تغییر دهد

دستان پرنوازش بهار ، طبيعت خفته را از خواب بيدار مي سازد، و زمين و درخت رازهاي رنگارنگ و عطرآگين خويش را نثار نگاه ما مي كنند. در سال جديد خورشيدي، سبزي ، شادي ، كاميابي، بهره وري، اثربخشي فعاليتها و بهروزيتان را از درگاه ايزد منان آرزومندم.

 

رحلت فاطمه معصومه (س)

مطاف عشق  

جذبه محبت كريمه، امان فكر كردن به غير را از تو گرفته است. هنوز نگاهت خيره به گنبد است و «گلدسته ها» كه آواى «ربنا» از قنوتشان جارى است. توان ايستادن ندارى، تا لحظه اى ديگر بر دروازه حرمش خواهى بود.  
بيقرار، بيخود از خود، دل هواى پرواز مى كند، بى تاب از ماندن. چشم ها بهانه باريدن مى گيرند. زبان زمزمه نيايش پيدا مى كند و دست هايت تشنه قنوت دعا مى شوند. ضرب آهنگ قلبت با پايت درهم مى آميزد, كسى تو را به خود مى خواند...     
 بر آستان دركه پا مى گذارى بى اختيار دلت مى لرزد. حس مى كنى در دريايى از نوز غوطه ور شده اى. «صحن و سراى» با صفايش روح تو را سرشار از لطافت و مهر مى كند. نگاهت از لابه لاى گلدسته ها مى گذرد.
نسيم هر لحظه بر «پرچم سبز» گنبد طلايى اش بوسه مى زند.«كبوتران حرم» اين ساكنان هميشگى دسته دسته بر گرد حرم طواف مى كنند و به او سلام مى دهند. دست بر سينه مى گذارى، صداى هق هق قلبت را مى شنوى. چشمانت  بى اختيار اشك ورود به حرمش را از خدا و پيامبر و ملائكة الله و خود كريمه مى طلبى،چرا كه ورود به اين مكان مقدس بى اجازه نشايد.   

سالروز وفات كريمه اهلبيت فاطمه معصومه سلام الله عليها را به محضر مبارك ولي عصر عج الله تعالي فرجه الشريف وشما بننده عزيز تسليت عرض مي كنم      .