تشتت آراء

به نقل از نگاه فردا

تشتت آراء، نتیجه زود هنگام نظرسنجی پایگاه نگاه فردا، در انتخابات شورای ولایتی مالستان.
نزدیک به دو ماه از تایید نهایی اسامی کاندیدان شورای  ولایتی در ولسوالی مالستان می گذرد در طی این مدت تلاش های قابل قدری از سوی مقامات ولسوالی، دلسوزان، آگاهان و خیر اندیشان جامعه همراه با راهکارهای عملیاتی ممکن پیرامون تقلیل کاندیداها و تمرکز آراء میان چند کاندید ارائه گردید و انتظار آن می رفت که 12 کاندید ثبت نام شده در این مرحله بادرنظرداشت اهمیت این دور از انتخابات، مصالح عمومی مردم را در نظر گرفته به نفع یکدیگر کنار بروند و نیز انتظار مضاعف از هواداران و کامپیان گردانان آنان این بود که شرایط موجود را در ک نموده به مواضع خود اصرار و پافشاری نورزند اما متأسفانه این هشدارها و تذکارها نه تنها مورد توجه واقع نشد که اصرار و پایداری های کاندیداتوران بیشتر و بیشتر شد و نیز عدم حضور آنها در نشست های مشورتی طرح ریزی شده از سوی مقامات ولسوالی نشان از آن داد که گویا کسی بنا ندارد  از کرسی ثبت نام کاندیداتوری پایین بیاید و طی یک تصمیم معقول مصالح کلی و کلان مالستان را به منافع بسیار ناچیز جزئی و فردی خود ترجیح دهد و با کنار رفتن به نفع یکدیگر دل مردم را شاد و سهمی در موفقیت مردم مالستان در این مرحله حساس از انتخابات شوراهای ولایتی ایفاء نمایند.
این امر سبب شد
 تشتت آراء، نتیجه نظرسنجی انتخابات شورای ولایتی در مالستان
 گروه مطالعاتی نگاه فردا، نتیجه زود هنگام نظر سنجی خود را که چندی قبل در پایگاه اینترنتی خود طرح و پی ریزی کرده بود به نمایش بگذارد تا به همه کاندیداهای محترم و عموم مردم مالستان این خطر را گوش زد نماید که تشتت آراء میان 12 کاندید نتیجه نا امید کننده ای را نوید می دهد و اگر امر به همین منوال پیش برود سرنوشت تلخ مرحله دوم انتخابات بار دیگر تکرار خواهد شد و ناکامی دیگر در دفتر سرنوشت سیاسی مردم ما ثبت خواهدشد.
تهیه و تنظیم: عبدالعلی عادلی 

12 کاندید شورای ولایتی مالستان به روایت تصویر



حصه اول مالستان:
 1- بشیر علی شفق از مكنك 2- آصف پژواک از مكنك 3- آقای محمدنعیم توحیدی از خوردك زایده 4- آقای دادمحمدشاداب از خوردك زایده 5- آقای ابراهیم صالحی از غیغانتو 6- خانم لطیفه اكبری از رباط.
حصه دوم مالستان:
 7- كربلای عبدالقیوم جاوید از میرآدینه 8- خالقداد فطرت از میرآدینه 9- علی محمد جرار از میرآدینه 10- محمد یوسف امیری از قابجوی پشی 11- آقای محمدشریف حكیمی از ناوه پشی 12- آقای محمد انور قنبری از شیرداغ.
به نقل از گروه مطالعاتی فردا.http://nf89.mihanblog.com/

اخبار از مالستان

نگاه فردا: ثبت نام از کاندیداهای انتخابات شوراهای ولایت غزنی در ولسوالی مالستان آغازشد. گزارشها حاکی از آن است که این مرحله از انتخابات نیز هم چون دوره های قبل با استقبال زیاد مردم از مناطق مختلف مالستان مواجه شده است به نحویکه موجی از نگرانی ها را برای مقامات مسؤل در این ولسوالی به همراه داشته است. آقای ضامن علی هدایت ولسوال مالستان در این خصوص چنین اظهار نظر نموده است:

«هر روز تعداد كاندیدان احتمالی شورای ولایتی در این ولسوالی بیشتر وییشتر میگردد. قرار معلوم در اكثر مناطق و قریه جات بیش از چهار تا پنج نفر برای كرسی شورای ولایتی اعلام آمادگی كرده اند كه این كار نه تنها نتیجه نداشته بلكه باعث شكست وناكامی مانند دوره های قبل خواهد شد، گرچند در گرد همایی ومجلس شورای ولسوالی كه بتاریخ ٣٠ اسد در ولسوالی تدویر شده بود روی این موضوع" تقلیل كاندیدان" به صورت كافی بحث گردید و به مردم توصیه شد تا با اتحاد و همدلی موضوعاتی چون اختلافات سمتی، حزبی، قومی و گروهی را كنار گذاشته به كسی كه اهلیت، لیاقت، تحصیل، تجربه و شایستگی دارد رأی داده و انتخاب نمایند. بدینوسیله از تمام دوستان كه به این موضوع قادر به همكاری باشند لطف نموده جداً مردم خویش را یاری فرمایند تا انشأالله به نتیجه مطلوب برسیم».
اگرچه این اظهار نظر قابل تامل و درخور تحسین است اما به نظر می رسد دلایلی چند در ورای این استقبال وجود دارد که سبب شده تا بازار انتخابات در این ولسوالی گرم شود. اول اینکه این ولسوالی از ولسوالی های محروم و دور افتاده ولایت غزنی است و همواره مورد بی توجهی مقامات ولایت و دولت قرار داشته است لذا مردم با درک این موضوع و ثبت نام در انتخابات ضمن مطالبه حقوق خود حضور حداکثری خود را در مسایل سرنوشت ساز به اثبات می رسانند. دوم اینکه این انتخابات نسبت به دیگر انتخابات ها، برای مردم ما از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. چراکه منجر به انتخاب نماینده ای از خود مردم می گردد درحالی که بسیاری از انتخابات ها، در سطح وسیع تر انجام می گیرد و مردم نمی تواند از نماینده خاصی حمایت نماید. سوم اینکه بطور معمول در آغاز ثبت نام ها شور و شوق زیاد است اما رفته رفته این شور و شوق کاهش می یابد و کاندیداها بادرک شرایط، به نفع مردم مالستان و مصالح کلی کنار می روند و تعداد محدودی از کاندیداها در صحنه انتخابات باقی می مانند. لذا جای نگرانی چندانی نیست. افزون بر انکه تجربه انتخابات های قبلی و خرد جمعی مردم مالستان بحمدالله در این سطح رسیده است که در هنگام لزوم تصمیم های سودمندی را اتخاذ نمایند. (به نقل از نگاه فردا)

موفقیت دلیر مردان هزاره

موفقیت در گفت گوی سران هزاره و نمایندگان دولت پاکستان

در عکس العمل به انفجاری که به تاریخ ۱۶/۲/۲۰۱۳م، در هزاره تاون صورت گرفت و در نتیجه آن بیشتر از ۱۱۰ تن شهید شدند و زیادتر از ۲۰۰ تن زخمی اند، تا هم اینک یعنی ساعت شش و نیم شب ۱۹/۲/۲۰۱۳م، تحصن در کنار جنازه ها در کویته و همچنان در سراسر پاکستان و نیز در افغانستان، اروپا، آمریکا و استرالیا جریان داشت... تحصن کنندگان تقاضا هایی داشتند و می گفتند که تا تقاضاهای آنها برآورده نشود، آنها جنازه ها را دفن نخواهند کرد و تحصن آنها بر علاوه کویته در سراسر جهان جریان خواهد داشت. بعد از وارد شدن فشار های بسیار زیاد بر دولت، نخست وزیر یک کمیته ای را به کویته فرستاده بود، تا در مورد دفن جنازه ها و ختم تحصنی که سراسر پاکستان را فلج کرده بود، با وارثان شهدا و بزرگان هزاره های کویته صحبت کنند.

بعد از گفتگو در بین سران هزاره های کویته با گورنر و نمایندگان دولت که از مرکز نظر به هدایت نخست وزیر آمده بودند، هم اینک وزیر اطلاعات مرکزی آقای کایره با رسانه ها صحبت می کند. ایشان گفتند که نظر به درخواست تحصن کنندگان هم اینک عملیات بر ضد تروریستان جریان دارد و طی آن تا هنوز ۱۷۰ تن دستگیر شده اند، چهار تن کشته شده اند و به اندازه خیلی زیاد مواد منفجره به دست آمده است. همچنان وی گفتند که بر ضد تروریستان و لانه های آنها جوانان ارتش عملیات می کنند و این عملیات در سراسر بلوچستان صورت خواهد گرفت. کایره علاوه کرد، که دولت تمام تقاضا های تحصن کنندگان را پذیرفته است، لهذا من از شمایان خواهش می کنم، که جنازه ها را دفن کنید...

بعد از آقای کایره، آقای علامه شهیدی صحبت کردند. ایشان طی سخنانی گفتند که قرار بر آن شده است که از طرف یک جهتی کونسل یک کمیته سه نفری ترتیب شود و آن کمیته به صورت مرتب همراه با روسای سازمانهای انتظامی عملیات دقیق را بررسی کنند. آقای شهیدی گفتند بعد از آنکه تحصن در کویته ختم شد، در سراسر پاکستان تحصن ختم خواهد شد و ما بر گورنر اطمینان داریم که نظر وعده ای که ایشان داده است، به صورت حتمی عملیات دقیق را انجام خواهد داد و امیدوارم بار دیگر اینگونه حادثه ای صورت نگیرد.

در آخر آقای سردار سعادت علی هزاره با آنکه ایشان شدیداً مریض اند، صحبت نموده و گفتند که تقاضاهای آنها تماما پذیرفته شده است و آنها تحصن شانرا ختم خواهند کرد... البته در مورد تدفین که حالا شود و یا فردا با علما و بزرگان مشوره نموده و در آن رابطه تصمیم می گیرند.

قابل یادآوریست که دقایق قبل محترم احمد علی کهزاد جنرل سکرتری ایچ دی پی، که در خارج بودند، بعد از شنیدن حادثه هزاره تاون سفر شانرا ختم نموده و دوباره به سوی کویته حرکت کردند. ایشان از سفر خارج به کویته رسیده اند و بعد از رسیدن ایشان به صورت مسقیم به امام بارگاه موسی ابن جعفر رفتند و هم اینک در مراسم تحصن اند و سخنرانی می کنند...

قابل یاد آوری می دانم که ایف سی طی عملیاتی، ساعتی قبل یکی از وزرای حکومت سابق بلوچستان به نام علی مدد جتک را با پانزده تن از محافظان اش دستگیر کرد. یکی از تقاضاهای تحصن کنندگان گرفتاری علی مدد جتک بود. همچنان به نوشته روزنامه قدرت، هم اینک یکی از رهبران جماعت و اهلسنت (سپاه صحابه قبلی) بلوچستان، کسی که هر روز دو بیانیه تهدید آمیز بر ضد شعیان و هزاره ها در روزنامه ها صادر می کرد، دستگیر شده است. این دستگیری وی طی علمیات بر مدرسه اش صورت گرفت است...

ادامه نوشته

ما عزاداریم

 ما عزاداریم
 انسانیت عزادار است

فاجعه اخیر کویته همه آنهایی را که اندک باوری به اصول و ارزشهای انسانی دارند سوگوار کرده است . این سوگواری توأم است با نگرانی نسبت به آینده و اینکه فردای این بغض و اندوه جانکاه چه سرنوشتی را برای جامعه انسانی رقم خواهد زد . 
جنازه های شهداء مظلوم کویته هنوز به خاک سپرده نشده و خیل بستگان و مردم سوگوار کویته در کنار تابوت های خون رنگ عزیزان شان غرق ماتم و شیون اند . درین بین جمعی نالان و سرگردان نشان از عزیزی گمگشته می جویند ...
اخباری که در فضای مجازی رد و بدل می شود حاکی از گردهم آمدن هزاره ها در چندین شهر و کشور جهان برای دادخواهی است . در تهران نیز قرار است جمعی از مردم  علماء وطلاب افغانستان وپاکستان در مقابل سفارت پاکستان به نشانه اعتراض تجمع کنند....
در چنین فضای غمبار و حزن انگیزی جمعی در پی این هستند که قربانیان این هجمه دهشت بار را چه بنامند ؟ هزاره ؟ شیعه ؟ ....
به عنوان یکی  عزاداران نکاتی را برای دوستان هم وطنم عرض می کنم :

 ارزش نهادن به انسان و تکریم کرامت انسانی او در بر دارنده رعایت حقوقش در همه زمینه هاست . همان گونه که یک انسان صرف نظر از تعلقات دینی و عقیدتی اش و بدون محاسبه وابستگی نژادی و قومی اش شایسته حرمت نهادن است؛ به همان پیمانه احترام گذاشتن به باور ها و اعتقادات او و انکار نکردن تعلقات تباری و قومی اش نیز بخشی از تکریم هویت انسانی او به حساب می آید. ازاین رو خرده گرفتن بر شعار های مذهبی عزاداران شهداء کویته و یا از سوی دیگر نفی هویت قومی جان باختگان کاری است ناشایست.
 باید به مردمی که در اوج مصیبت و بی پناهی به باورها  اعتقادی و دینی شان پناه برده اند حق داد؛ چرا که اولا این باورها تنیده در تا و پود وجودشان است و ناخودآگاه در چنین حوادثی ملجاء و پناهگاه شان می شود و ثانیا همین باورها تا حد زیادی باعث تسکین و تسلای آنها می گردد, به گونه ای که در سکولارترین جوامع هم می توان زلال ترین احساسات مذهبی و یا دین محوری را در مواقع این چنینی مشاهده کرد.
بیان هویت قومی یک انسان هم به هیچ عنوان نباید نمودی از اختلاف افکنی در صفی واحد به حساب آید. این واقعیت که اکثریت هزاره ها شیعه مذهب اند نمی تواند مجوزی باشد برای انکار هویت قومی و یا ملی آنها.
بیان سرنوشت غمبار یک مجموعه انسانی و استمداد نجات از تبعیض و خشونت, شایسته نیست که به تیر تهمت قوم پرستی و نژادگرایی مواجه گردد؛ زیرا لازمه مقابله با قوم پرستی و تعصب, تشریح وضعیت و آگاهی از سرگذشت قربانیان آن است. این کجا و قوم پرستی کجا.
 با همه این اوصاف ما باید مراقب باشیم که از فرو افتادن در دام های که صحنه گردانان این معرکه خون و جنون برای ما تدارک دیده اند بپرهیزیم. هرگونه شعر و شعاری که نفرت بپراکند و خصومت بکارد و بر کوره بنیادگرایی و خشونت بدمد, عاملین جنایت را خشنود و امیدوار خواهد ساخت و مردم  ما را آسیب پذیرتر می سازد . 
 در چنین شرائطی به راحتی نمی توان عاملین اصلی این جنایت ها را شناسایی کرد. در چنین فضایی باید نهایت کوشش را نمود تا از موج سواری های عوامل مشکوک و موج افکنی های کور و بی محاسبه جلوگیری کرد. با این حساب باید در متن ماجرا بود تا حاشیه نشینی نقادانه .
برادر وخواهر هم وظن!
در چنین هنگامه هایی رعایت همه جوانب و داشتن نگاهی به آینده کار مشکلی است. ممکن است برای بعضی از ما همراه شدن با جمعی که چون ما نمی اندیشند و یا شعاری می دهند که ما نمی پسندیم و یا عقیده ای دارند که با عقاید ما متمایز است و یا از تبار و قومی هستند که نسبتی با ما ندارد کار آسانی نباشد, اما همراه شدن با خیل عزاداران این فاجعه تلاشی باید باشد برای پاسداری از ارزشهای انسانی. ارزشهای که فراتر از قوم و نژاد ما را به دنیایی بهتر و ایمن تر رهنمون می سازد. 
بیاییم همه با هم در هرکجایی دنیا هستیم با شعار (( ما هم عزاداریم )) با انسانیت میثاقی مجدد بندیم

 

ادامه نوشته

خردسالترین شهید کویته

  1.  كودك بي‌گناه و  معصومي كه پرپر شده است و مادري و پدري كه براي هيچ و بدون هيچ جرمي

     بجز جرم بودن و زيستن در عزاي عزيزشان نشسته اند!


    براستي آيا اينها بي‌جرم اند؟ يا تاوان جرم‌ها و حماقت‌هاي كساني را مي‌پردازند كه خود بدون

     هيچ درد و رنجي از نعمات اربابان تبه‌كار و سيه‌روي شان برخوردار برخوردار برخوردارند؟


    خدايا به‌آبروي اين عصمت‌هاي بخون كشيده و معصومان گناه نكرده‌ي قصاص شده، اجر اين

     همه درد و رنج اين مردم را، بصيرت و درك درست قرار ده! تا در طي اين راه تاريك و طوفاني

     زندگي، از كمند و كمين هر چه رهزن و آدم‌كش، به هر شكل و شمايلش چه بصورت دوست يا

     دشمن، رهائي يافته و خود براي خود زندگي كنند!


    نگاره: ‏خردسال ترين شهيد كويته‏

واقعه ای کرانی رود کویته به روایت تصویر


     وب سایت ج س ت.

    حادثه کویته

    تعداد شهدای انفجار کویته به صد تن رسید

    طبق آخرین اطلاعاتی که بعد از بازدید از صحنه حادثه دقایق قبل بدست آوردم، درحادثه انفجار امروز شنبه ۱۶/۲/۲۰۱۳م، در مارکیت میوه و سبزی فروشی که حوالی ساعت پنج و نیم شب صورت گرفت، در حدود هزار کیلوگرام مواد منفجره استفاده شده است. قابل یادآوریست که به احتمال زیاد مواد منفجره توسط تانک آب به ساحه مارکیت توسط یک انتحاری آورده شده و سپس انفجار داده شده بود. از تانک آب منفجر شده فقط پارچه های ماشین اش باقی مانده بود و دیگر چیزی وجود نداشت. شاید در تاریخ پاکستان انفجاری که در آن یک هزاره کیلوگرام مواد منفجره استفاده شده باشد، تا به امروز صورت نگرفته باشد.

    انفجار در ساعتی به وقوع پیوست که عابران، خصوصا دانش آموزان و کسانی که برای خریداری در مارکیت آمده بودند به تعداد خیلی زیاد در آنجا وجود داشتند. در نتیجه انفجار به اندازی دو متر عمیق و شش متر عریض چقوری به وجود آمده است. در نتیجه انفجار عده ای کثیری اعم از مردان، زنان و به تعداد خیلی زیاد اطفال جانهای شانرا از دست دادند... شبکه های تلویزیونی نظر به آماری که از شفاخانه ها حاصل می کنند، تعداد شهدا را ۷۵ تن ذکر می کنند، ولی به آنها چون اجازه داده نشده که در صحنه بیایند، آنها از آنعده کسانی که از آنها اثری باقی نمانده است و کسانی که تا هنوز در زیر آواری از خاک باقی اند خبر ندارند. مردم هنوز جنازه ها را از زیر سقف های کانکریتی که فروریخته اند می کشند. به احتمال زیاد تعداد شهدا مجموعا در حدود صد تن است و تعداد زخمی ها در حدود دو صد تن می باشد.

    گورنر بلوچستان آقای ذوالفقار علی مگسی با حضور در شفاخانه سی ایم ایچ، طی گفتگویی با رسانه ها در ضمن اظهار تاسف و هدردی با قربانیان حادثه، حادثه را ناکامی نیروهای اطلاعاتی ذکر نموده و از نیروهای اطلاعاتی شدیدا انتقاد کرد. وی گفت، در حالیکه سازمانهای اطلاعاتی از هر گونه ابزار برخوردار اند، چرا جلو این گونه حوادث را نمی گیرند. گورنر یاد آور شد که برای پولیس آزادی کامل داده شده است که به صورت فوری دست به دستگیری تروریستان سفاک بزنند. همچنان وی گفتند که به هر آنکسی که اطلاعات دقیق در مورد مسوولان حادثه بدهند، یک کرور کلدار انعام می دهد. گورنر بلوچستان، جهت معالجه بهتر زخمی ها امر کرد که توسط یک طیاره به صورت خصوصی فورا زخمی ها به کراچی انتقال داده شوند.

    حزب دموکراتیک هزاره و اکثر از احزاب دیگر فردا را در کویته هرتال عمومی اعلان کرده است. همچنان قرار است فردا به صورت رسمی به سوگ حادثه امشب بلوچستان رخصتی و بیرق اش نیم افراشته باشد. تقریبا تمام سران احزاب پاکستان حادثه را به شدت محکوم کرده اند. از طرف دیگر نهاد های اهل تشیع در شهر های مختلف دست به تظاهرات و تحصن زده اند و بعضی شاهراه ها را مسدود کرده اند.

    مسوولیت حادثه اسفناک امروز را سخنگوی لشکر جهنگوی با تلفون نمودن به بی بی سی و دیگر نهاد های رسانه ای مثل تمام حوادث قبلی به عهده گرفته است. سخنگوی لشکر جهنگوی ابوبکر صدیق گفته است که این دومین حمله ما بر شیعیان در سال ۲۰۱۳م، می باشد. در ضمن تهدید کرده است،که اگر گورنر راج نافذ شود و یا هم ارتش بیاید ما دست از عملیات خود نمی کشیم و حالا بیست موتر دیگر که پر از مواد منفجره است و انتحاری داخل آن نشسته اند، آماده امر اند که بر هزاره تاون و یا علمدار رود حمله کنند. امشب در زمانی که هزاره ها در حال جمع نمودن جنازه های عزیزان شان بودند و هزاره تاون خون می بارید، مردم شاهد شادیانه زدن های تروریستان نیز بودند که به شکل مرمی های روش انداز از اطراف، مرمی هایشان بر آسمان هزاره تاون قرار می گرفتند.

    جنازه ها هم اینک در شفاخانه عمومی شهر است. فردا قرار بود که مراسم چهلم شهدای دو حادثه پی در پی علمدار رود نیز برگزار گردد، ولی حادثه امروز تمام محاسبات را بهم زده است. قرار است فردا مردم تصمیم شان را در مورد جنازه ها و لایحه های عمل بعدی شان بگیرند.  (به نقل از: ج م س)

    حادثه کویته

    گزارش نشست علمی پژوهشی نقش حضرت زینب در دفاع از حریم ولایت

    بنام خدا

    فرارسيدن اربعين حسيني را به همه دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت و شما دوستان بازديدكننده تسليت عرض ميكنم.

    چند روز پيش و در آستانه اربعين حسيني نشست علمي پژوهشي از سوي انجمن علمي پژوهشي كلام در شهر مقدس قم و در مدرسه مباركه عالي فقه ومعارف تحت عنوان نقش حضرت زينب كبري(س) در دفاع از حريم ولايت برگزار گرديد.يكي از سخنرانان اين نشست بنده بودم كه گزارش آن را از سايت رسمي انجمن علمي پژوهشي كلام نقل و سپس متن قرائت شده توسط خودم در اين نشست را خدمت بازديدكنندگان محترم تقديم مينمايم.

    گزارش از نشست علمي « نقش حضرت زينب كبري(س) در دفاع از حريم ولايت»

    نشست علمي «نقش حضرت زينب كبري(س) در دفاع از حريم ولايت» برگزار شد. اين نشست كه تاريخ برگزاري آن از پيش تعيين شده بود در روز چهارشنبه 21/10/90 با شركت گسترده طلاب و پژوهشگران حوزوي در شهر مقدس قم و در مدرسه مباركه حجتيه در سالن شهيد مطهري (ره) برگزار گرديد.

    اين نشست علمي پژوهشي كه به همت انجمن علمي پژوهشي كلام و با همكاري معاونت پژوهش مدرسه عالي فقه ومعارف برگزار شده بود با تلاوت قرآن كريم توسط قاري محترم جناب آقاي محمدي آغاز شد. سپس جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي افضلي يكي از اعضاي فعال انجمن علمي پژوهشي كلام ضمن خوش آمد گويي به حضار، برنامه را آغاز نمود.

    ايشان در ابتدا فرارسيدن اربعين حسيني را به حضار تسليت گفت و سپس به عنوان طرح موضوع «نشست علمي پژوهشي » به ايراد سخن پرداخت. آقاي افضلي در سخنان خود گفت كه موضوع ولايت به عنوان مهمترين و محوري ترين گفتمان تشيع از صدر اسلام تاكنون مطرح بوده است. ايشان ولايت را يكي از شئون عملي امامت دانسته و در اين مورد به آياتي از قرآن كريم و روايات اسلامي نيز اشاره كرد. آقاي افضلي در ادامه سخنان خود اضافه نمود كه از همان صدر اسلام «گفتمان ولايت» در برابر گفتمان شوري و خلافت مطرح بوده و از همان ابتدا مورد هجمه دشمنان نا اهل و دوستان نادان بوده است. ايشان اضافه كرد كه براي حفظ حريم ولايت زحمات زيادي كشيده شده كه اولين فداي اين سنگر حضرت زهرا (س)‌ بوده است. ايشان همچنين نقش ساير امامان معصوم و نيز حادثه كربلا و شخص حضرت زينب كبري (س) را در حفظ حريم ولايت بسيار مهم و برجسته توصيف كرد.

    سپس از سخنران اصلي نشست حضرت آيت الله سيد محمد كاظم مصطفوي نيا كه از علماي برجسته حوزه علميه قم مي باشد دعوت كرد تا در زمينه موضوع نشست به ايراد سخن بپردازد.

    در اين نشست علمي پژوهشي حضرت آيت الله مصطفوي نيا به ايراد سخن پرداخت. ايشان فمودند كه: در تاريخ سه خط اصلي وجود داشته است و هر يك نيز داراي منشاء پيدايش، فرهنگ و اهداف خاص خودش بوده است.

    1. خط اول مربوط است به سلاطين و زمامداران سياسي: اين خط چه در زمان قبل از اسلام و چه در دوران بعد از اسلام وجود داشته است.

    - ويژگي اين خط در پيدايش شان نه اصالت خانوادگي و شايسته سالاري بلكه زور و قدرت خواهي بوده است.

    - فرهنگ اين خط زورگوي، ظلم و ستم بوده است.

    - هدف اصلي اين جريان رسيدن به مطامع دنياي و قدرت بوده و به همين دليل اين جريان هرگز در صدد خدمت به مردم برنيامده بلكه در صدد اشباع غرايز خود و شهوت‌راني بوده است. نمونه بارز آن اين است كه داراي حرم‌سراها بوده‌اند. نمونه اين جريان در زمان ما حكومت آل سعود است كه براي حفظ قدرت خويش به هر جنايتي دست مي‌زند.

    2. خط دوم مربوط به دانشمندان است.

    - منشاء پيدايش اين جريان و خط فطري و انساني است.يعني اينها براساس نياز فطري كه انسان فطرتا علم دوست و دنبال كشف مجهولي هستند دنبال علم رفته اند.

    - فرهنگ اين جريان ثبت شده نيست. و بسياري از آنها در قدرت و شهوت پرستي كاري نداشته اند.برخي از آنها اهل شرب خمربوده اند.

    - هدف اينان نه خدمت به جامعه انساني بلكه سكرعلمي بوده است و بعضا هم برخي از آنها دنبال خدمت بوده اند.

    3. خط سوم مربوط به خط انبياء و اولياء است.اين خط همه تاريخ را در برميگيرد و دركنار ساير جريانها هميشه وجود داشته است.

    - منشاء پيدايش اين جريان خدا است.امامت و ولايت نيز چنين است.

    - فرهنگ اين جريان وخط از ابتدا تا انتها واحد بوده است و همه روش واحد و رويكرد واحد داشته اند.مثل برقراري عدالت و ظلم ستيزي، خدمت به مردم، فراهم نمودن آسايش براي مردم. دريك كلمه زنده كردن انسانيت و كرامت انساني بوده است.

    - هدف اصلي اين جريان دعوت بسوي خدا و عبوديت الهي بوده است.

    تنها خط سوم است كه با هيچ معادله ي تطبيق نمي كند.اگر اين خط نمي بود از كرامت انساني و اخلاق خبري نبود.

    خط سلاطين خط ضلالت است . خط دانشمندان نيز لابشرط است. اما خط انبيا خط هدايت بوده است.

    اين ولايت خرج هم داشته است.اينها آمده اند تا باظلم مبارزه كنند. تاريخ انبياء پر است از زحمات و مشقات كه آنها در راستاي اهداف الهي خود كشيده اند.

    قيام حضرت ابي عبدالله (ع) چون خط ولايت است از اين گونه بوده است.

    نقش حضرت زينب (س) در حفظ حريم ولايت بسيار برجسته بوده است.ايشان از همان ابتدا شريكه الحسين بوده است و در روز عاشورا و از مدينه تا كربلا همواره با امام حسين و مورد مشورت او بوده است. حتي ايشان از ابتدا در ازدواج خود شرط ميكند كه بايد از امام حسين(ع) جدا نگردد. در كوفه سخنراني كرد و نقش ولايي خود را اثبات كرد.در شام نيز بانفسهاي ولايي خود توانست يزيد را رسوا نمايد.

    اين بود خلاصه اي از گزارش نشست علمي پژوهشي «نقش حضرت زينب كبري (س) در حفظ حريم ولايت ».گفتني است كه سخنراني آيت الله مصطفوي نيا به زودي از نوار پياده و در همين سايت در اختيار عموم علاقه مندان قرار خواهند گرفت.

     متن سخنراني بنده در اين نشست

    باسمه تعالي

    قال الله تعالي في قرآن الكريم : إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (سوره مايده آيه 55)

    هرجريان سياسي، اجتماعي ،ديني و مذهبي داراي گفتمان ويژه ي است كه حامل مفاهيم راهبردي ، و مبين ماهيت و اهداف آن جريان به حساب مي آيد.فلسفه وجودي و همچنين عملكرد اين جريانها با محوريت گفتمان خاص آنها قابليت تبيين و توجيه دارد. جريانهاي مذهبي اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست و هركدام از آنها داراي گفتمان اعتقادي ويژه خود مي باشد. گفتمانهاي نظير «گفتمان ولايت» و «گفتمان خلافت و شوري» از اصلي ترين گفتمانهاي رايج در ميان فرق اسلامي است.

    گفتمان غالب ميان فرق اهل سنت «گفتمان شوري و خلافت» مي باشد در حاليكه گفتمان تشيع از همان صدر اسلام «گفتمان ولايت» بوده است كه برگرفته از آيات قرآن و روايات معتبر نبوي است و با دلايل منطقي و اصول مستحكم عقلاني نيز پشتيباني ميگردد

    در فرهنگ گران سنگ شیعه، واژه‌هایی هم چون ولی، ولایت، و امام، از واژه هاي هستند كه بيانگر گفتمان شيعي است و از قداست ویژه‌ و ارزشی خاص برخوردار است.زيرا اين مفاهيم برگرفته از قرآن كريم و بيانگر پيوند مقام زعامت ورهبري سياسي و ديني جامعه اسلامي با خداوند متعال است.دركلام شيعي از اين مقام به امامت تعبير ميگردد كه تداوم بخش مقام نبوت و از عهود و پيمانهاي الهي است.

    ولایت، بعد عملی امامت و یکی از شئون امام است. ولایت، پرتو ولایت الهی است. آيات شريفه قرآن كريم نظير آيه 55 سوره مايده كه مي فرمايد: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ و نيز آيه شريفه 6 سوره احزاب كه مي فرمايد «النّبِیّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ و همچنين آيات ديگري كه در مورد ولايت هستند و نيز روايات معتبره نبوي كه در اين زمينه هستند همچون حديث شريف من كنت مولاه فهذا علي مولاه همگي دلالت صريح براهميت و الهي بودن اين منصب دارند.

    در منظومه اعتقادي مذهب حقه تشيع مقام امامت و پیشوایی مسلمين چیزی نیست که برای هرکسي قابل دسترسی باشد. زيرا اين مقام پيمان الهي است كه به افرادي خاصي اعطا ميگردد. از این رو است كه،هنگامی که بشارت الهی در خصوص امامت ابراهیم بدو رسيد، از شدت وجد و اشتیاق عرضه داشت كه: قالَ وَ مِنْ ذُرِّیّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ (سوره بقره آيه  124).

    اهميت ولايت دراسلام و فرهنگ تشيع به حدي است كه در میان شعایر اسلامي، از ولایت با عنوان «ستون اصلی دین» یاد شده است. امام باقر(ع) می فرماید: بُنِيَ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هَذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَة (اصول کافی، ج2، ص18)

    حضرت امام صادق(ع) نیز فرمود: أَثَافِيُّ الْإِسْلَامِ‏ ثَلَاثَةٌ الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ وَ الْوَلَايَةُ لَا تَصِحُّ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلَّا بِصَاحِبَتَيْهَا يعني سنگ های زیرین اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از اینها بدون دیگری صحیح نیست(اصول كافي جلد2ص18).

    براساس گفتمان ولايت ، صاحبان اصلي منصب امامت و ولايت پس از حضرت رسول اعظم (ص) به تصريح قرآن كريم و روايات نبوي فقط دوازده امام معصوم (ع) به عنوان حجج الهي و مفسرين اصلي وحي و قرآن كريم هستند.در زمان غيبت كبري ولايت فقيه به عنوان نيابت از امام معصوم غايب ممثل اين منصب مي باشد.برهمين اساس بود كه حضرت امام خميني(ره) فرمود: ولايت فقيه همان ولايت رسول الله(ص) است.

    گفتمان ولايت از همان صدر اسلام و بخصوص پس از رحلت نبي مكرم اسلام (ص) مورد هجمه و تعرض دشمنان نا اهل و دوستان نادان بوده است. برنامه هاي منع نقل حديث و حديث سوزي و سپس حديث سازي يكي از شيوه هاي دشمني با اين گفتمان بوده است.

    براي حفظ حريم اين گفتمان اعتقادي زحمات زيادي كشيده شده است.تلاشهاي حضرت رسول اعظم (ص) در واپسين روزهاي زندگي مبارگش را ميتوان در همين راستا دانست. اولين فداي اين سنگراعتقادي برترين زنان عالم ، دخت نبي مكرم اسلام(ص) ، حضرت زهرا (س) بوده است. امامان معصوم(ع) ما نيز يكي پس از ديگري سعي در حفظ حريم ولايت داشته اند.آنان با تدبير و درايت خويش و گاهي با تحمل فشارهاي همه جانبه و حتي گاهي با خون خويش توانسته اند اين گفتمان اعتقادي را از تعرض دشمنان نااهل و دوستان نادان ، حفظ نمايند.

    نقش حضرت امام حسين (ع) در اين زمينه بسياراساسي است.از اين رو ، حادثه كربلا نه يك حادثه تاريخي و سياسي صرف كه مكمل تلاشهاي رسول الله (ص) بوده است. به همين دليل حضرت امام حسين(ع) به آن مقام والاي دست مي يابد كه وارث تمام انبياء و اوصياء لقب ميگيرد. و در مصيبت او ملايك آسمان به گريه مي افتند. «بكت عليه ملايكه السماء».

    يكي از كساني كه در پيام رساني حادثه عاشورا و حفظ حريم ولايت نقش داشته است و توانسته است حريم ولايت را از گزند و آسيب دشمنان و نا اهلان حفظ كند حضرت زينب كبري (س) است. در اين مورد به پاي صحبتهاي عالمانه و درر بار حضرت آيت الله مصطفوي نشسته و از صحبتهاي ايشان استفاده خواهم برد.

    نتیجه ابتدای انتخابات ولسی جرگه89

    بنام خدا

    بالاخره پس از یکماه انتظار نتیجه ابتدای انتخابات پارلمان افغانستان در سال جاری روی سایت کمسیون مستقل انتخابات قرار گرفت.نتیجه ابتدای اگر به همین منوال باقی بماند و به عنوان نتیجه نهایی نیز اعلام گردد برای مردم هزاره در مجموع و برای مردم ولایت غزنی بخصوص بسیار خوشحال کننده و مسرت بخش است.زیرا بحمدالله در این دوره از انتخابات پارلمان تعداد بیشتری از نمایندگان هزاره در پارلمان راه خواهند یافت . به عنوان مثال تنها از ولایت غزنی طوری که در لیست آمده است تمامی یازده نفر از کاندیدان موفق در این دوره متعلق به ملیت هزاره است. چهار نفر از این تعداد مربوط به ولسوالی جاغوری است که یکی از آنها جناب آقای علی زاده نامزد مورد حمایت مردم منطقه چهل باغتوی پشی و بابه است.این موفقیت را به آقای علی زاده و مردم شریف و متدین چهل باغتوی پشی و بابه تبریک میگویم. البته حقا و انصافا باتوجه به حجم جمعیت  ولسوالی جاغوری همین تعداد نماینده حق همیشگی این منطقه بوده و هست.سه نفر هم مربوط به ولسوالی مالستان است.نتیجه سایر ولایات نیز رضایت بخش است. این موفقیت را به همه کاندیدان محترم و حامیان آنها تبریک عرض نموده و از خداوند متعال برای آنها آرزوی موفقیت دارم.

     اسامی نامزدان راه یافته در پارلمان از ولایت غزنی و آرای ماخوذه آنها را ذیلا مشاهده فرمایید:

     شماره     نام کاندیدا                    آرای ماخوذه

    1

     علی اکبر قاسمی

     ١٤,١٥٣

    2

     استاد محمد علی اخلاقی

     ٩,٦٨٧

    3

     دوکتور شاه جهان

     ٩,١٤٥

    4

     محمدعلی علی زاده

     ٨,٤٩٧

    5

     استاد محمد عارف رحمانی

     ٦,٨٦٥

    6

      داکتر عبدالقیوم سجادی

     ٦,٨٤٦

    7

     الحاج خداداد عرفانی

     ٦,٦٥٧

    8

     چمن شاه اعتمادی

     ٥,٨٧٤

    9

     انجنیر نفیسه عظیمی

     ٦,٢٤٠

    10

     هما سلطانی

     ٦,٢٠٠

    11

     شاه گل رضایی

     ٣,٦٧٨

     قابل یادآوری است که در ولایت هلمند نیز جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای غفاری نامزد مورد حمایت قوم پشی به پارلمان راه یافته است.این موفقیت را به شخص جناب آقای غفاری و مردم شریف قوم پشی و سایر حامیان وی تبریک گفته و از خداوند متعال توفیق خدمت گزاری ایشان و سایر نامزدان راه یافته در پارلمان کشور را به اسلام ومسلمین و مردم ستمدیده و زجرکشیده افغانستان عزیز استدعا مینمایم.

    پشی از دیدگاه شوکت علی محمدی

    اين مقاله از وبلاگ جامعه نو متعلق به جناب آقاي شوكت علي محمدي كپي برداري شده است، لذا راجع به صحت و سقم آن ايشان پاسخ گو خواهد بود.*** براي مشاهده اصل مقاله اينجا كليك كنيد

    مجوز نامه صاحب مقاله

    جناب آقای رحیمی عزیز! نوشته های جامعه وقف عام است هیچ گونه محدودیت جهت کپی اعمال نشده است؛ با دادن لینک و حفظ امانت اشکاال ندارد اگر در وبلاگ پشی هم منتشر شود!


    قصد این نوشته معرفی سرزمین­ های هزاره نشین نیست، بلکه تلاشی برای یافتن ریشه­ های تاریخی این سرزمین­ ها و هویت شناسی باشندگان آن است. این قلم در این نوشتار سراغ مناطقی را گرفته است که ارتباط روشن تاریخی با گذشته­ ی تاریخی باشندگان آن دارد. برای آن که بدانیم سرزمین تاریخی «پشین» در کجا واقع شده و پیوست تاریخی به چه تمدن و مردمی دارد؛ نا گزیر، سرزمین «پشی» کنونی را معرفی می­کنم. پیش از همه، دو نکته­ی روش شناسی فهم و رمز گشایی کتاب­های تاریخی - به ویژه دوره­ی اسلامی- را یاد آوری می­کنم؛

    ۱-  به دلیل آن در گذشته حرف­های نوشتاری نقطه نداشته، حرف­هایی که شبیه همند و تنها از روی نقطه شناخته می­شوند؛ اشتباه می­شده و به همین دلیل نوشته­های قدیمی دارای چند احتمال ذکر شده است.

    ۲ - با تسلط عرب­ ها و عربی نویس­ ها؛ بسیاری از واژه­ های دری، که دارای حروفی بوده­ اند که در زبان عربی نیست؛ آن را به گویش و تلفظ عربی آن نوشته­ اند؛ مثلا حرف «پ» را «ب»؛ حرف «چ» را «ج»؛ حرف «گ» را «ج» و حرف «ژ» را «ز» نوشته­ اند. مثلا: منظقه ­ی «پشین» تاریخی را «بشین»؛ منطقه­ ی «پُشت» را «بُست»؛ نام «کی­ پشین» را «کی­ بشین»؛ و.... نوشته ­اند. بدون توجه به این نکات ریز و ظریف نمی­توان حقایق تاریخی را فهم و کشف کرد.

    معرفی مختصری از منطقه­ ی کنونی پشین:

    این منطقه در اصطلاح مردم محلی به صورت «پشی» گفته و نوشته می­شود؛ اما به استنباط من، این منطقه، نام تاریخی ولایت «پشین» تاریخی را در خود محفوظ داشته و بخش کوچک شده­ی همان ولایت «پشین» و یا به تعبیر عربی نویسان، «بشین » است. مردم این منطقه از نظر قومی، از قوم جاغوری و در کل، زیر مجموعه­ی قوم «دای میرکشه» هستند اما از نظر اداری، مربوظ به ولسوالی «مالستان» است.

    حدود جغرافیایی این منطقه در نوشته­ی یکی از اهالی آن چنین آمده است: «منطقه "پشی" از سمت مشرق از سلسله کوه­هـای چهل بـاغتوی پشی و چهل بـاغتوی اوقی، مشرف به قريه­ی چهل دختران المیتو و دهن دوره از توابع ولسوای جاغوری، و از سمت شمال ازسلسله کوه­های مرآدينه و زردگ مربوطه ولسوالی مالستان، و پيیگ ازتـوابع ورازگان خاص، و از غرب متصل به منطقه شيرداغ، چوره، سلسله کوه­های جاغ، خيرو؛ ازتوابع ولسوای مالستان. ازسمت جنوب امتداد پيدا می­کند به دره رودبار غوغه، ايچه و سلسله کوه­های مرتفع آن از توابع ولسوای جاغوری. منطقه"پشی" از نظرتشکيلات اداری در زمان­های قبل مربوط به مرکز جاغوری بوده، ولی در تشکیلات اخير حکومت ظاهر شاه، از نظر بست اداری، مربوط بـه ولسوای مـالستان گردیده است. مرکز"پشی"(جاکه) تا مرکز ولسوای مالستان(مرادینه) 30 کيلو متر فاصله دارد، و از مرکز ولسوالی جاغوری (سنگ­ماشه) 39 کیلو متر فاصله دارد.  منطقه "پشی" در نقشه به شکل  ذوذ نقه مانند واقع شده است، کـه طـول آن تقريباً 55 کيلو متر می­باشد.»

    پشین

    پشین/ بشین/ابشین/ افشین/ نشین/ بشیر/ پشی

    این کلمه در متون تاریخی به صورت­های گوناگون ثبت شده است. به دلیل همان مشکل بی نقطق بودن حرف­ها و نیز عربی نویسی نویسندگان آن روزگار، واژه­ی «پشین»، «بشین»  ثبت شده است.

    در متون تاریخی، دو ولایت برای غرجستان ذکر شده، یکی سورمین و دیگری «بشین». به دلیل این که آن زمان حروف نقطه نداشته­اند و نیز به دلیل آن که صنعت چاپ گسترش نداشته؛ واژه­های بسیاری با این مشکل موجه شده است.

    در باره­ی املای درست  «پشین» یا «بشین»، با همه­ی اختلافاتی که ذکر شده، یک نکته روشن است و آن غرجستانی بودن و هزاره نشین بودن آن است. این نکته از آن جهت ذکر شد که در صحبت­های شفاهی، دوستانی، پشین تاریخی را با منطقه­ی «پیشین» اشتباه می­گرفته و بر من خرده می­گرفتند. آقای عبدالحی حبیبی در حاشه­ی کتاب ارزشمند ظبقات ناصری، اختلاف املایی این کلمه را یاد آور شده است: «مخفى نماند: كه در نسخه مطبوع مسالك الممالك اصطخرى (ليدن ص 271) در متن نشين و سورمين طبع گرديده و در حاشيه از روى نسخ مقدسى و ابن اثير و قزوينى اشكال مختلف كلمتين از قبيل (سير، افشين، شمن، بشين، اسين، بشير، ابشين، انستن، سين، و سورمين، شورمين) ضبط گرديده است» (طبقات‏ناصرى،ج‏2،ص:379)

    کلمه­ی پشین، در ادبیات گفتاری هزاره­ها، پشی گفته می­شود. در لهجه­ی هزاره­ها واژه­هایی که به «ی» و «ن»(ین) پایان می­یابد؛ «نون» آن حذف می­شود، مانند: زمین= زمی؛ پیشین= پیشی(نماز پیشین= نماز پیشی)؛ پسین= پسی؛ نگین= نگی؛ آگین= آگی، سرگین= سرگی؛ دوربین= دوربی؛

    پشین در متون تاریخی

    مقدسی:

    شمس الدين ابو عبد الله محمد بن احمد بن ابى بكر بناء شامى مقدسى (بدون تشديد با تخفيف دال) بيارى؛ نویسنده­ی كتاب جغرافياىی «احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم» در اواخر قرن چهارم هجرى (دهم ميلادى) است كه آن­را در سال 375 هجرى تأليف كرده در باره­ی ولایت «بشین» می­نویسد:

    «و هي [غرجستان] ناحية واسعة كثيرة القرى بها عشرة منابر اجلّها ابشين [6] و فيها مستقرّ الشاريّين» (مقدسی؛  احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، ص 309)                     

    نویسنده­ی گوزگانی «حدودالعالم»:

    بشین (ب َ) قصبه­ی ناحیت غرجستان است به خراسان. (حدود العالم : 30، 44، 93 و 95)

    اصطخرى:

     «غرج الشار دو شهر دارد؛ نشين و سورمين» (الاصطخرى ص 272)

    ياقوت:

     «به قول اصطخرى غرج دو شهر داشت، يكى بشين و دوم سورمين (معجم البلدان، ج 6: 277)

    ناصر خسرو :

     ناصر خسرو  قباديانى متوفى 481 هجری، نام بشين را با شار، پادشاه آن چنين آورده است:

    استاده به باميان شيرى  ......  بنشسته به عز، در بشين، شارى‏ (ديوان: 468)

     موقعیت جغرافیایی پشین

    در کتاب­های تاریخی به حدود جغرافیایی بشین نیز اشره شده است که تا حدودی می­توان با اطمینان بیشتری موقعیت کنونی آن را تشخیص داد.

    در برخی منابع، بشین را در غرب جوزجان ذکر کرده؛ اما آقای حبیبی، به نظر می­رسد به اشتباه، «بشین» را مربوط به جوزجان دانسته است. من تا کنون از وجود منطقه­ای به نام «بشین» در جوزجان آگاهی نیافته­ام.

    در حدود العالم، در باره­ی جغرافیای گوزگانى آمده است: «گوزگانان ناحيتى است آبادان و با نعمت بسيار و با داد و عدل، تا به حدود باميان، و جنوب وى آخر غور است، و حد بُست. و مغرب وى حدود غرجستان است و قصبه بشين است، تا به حدود مرو، و شمال وى حدود جيحون است، و پادشاى اين ناحيت از ملوك اطراف است اندر خراسان او را ملك گوزگان خوانند، و از اولاد افريدون است» (طبقات‏ناصرى،ج‏2: 226) پشین کنونی نیز جزو غرجستان تاریخی و در غرب گوزگان موقعیت دارد. 

    در برخی از منابع بشین را در مسیر «مرو رود» دانسته که با منطقه­ی «پشین» مورد بحث ما تطبیق ندارد؛ اصطخرى گويد: «غرج الشار دو شهر دارد؛ نشين و سورمين كه در بزرگى بهم نزديكند و در ان جائى براى سلطان نيست. و شار كه مملكت بدو منسوب است در قريه‏اى نشيند بر كوه بلكيان (بكنكان، بلكتان، بليكان) و هر دو شهر آب­هاى روان دارند، و از نشين برنج خيزد، كه به بلاد ديگر برند، و از سورمين مويز زياد، و بين نشين و دره مرورود يك مرحله است، و از نشين تا سورمين نيز يك مرحله است به طرف جنوب در كوه، و آب مرو از نشين مروالرود آيد» (الاصطخرى: 272)   

    اما آن چه در منابع تاریخی تصریح شده؛ بشین را شهری در غزنین دانسته است که با منطقه­ی «پشین» کنونی در اولسوالی مالستان مطابقت دارد و در غزنین منطقه­ی دیگری به نام وجود ندارد. مقدسی در سال 375 هجری نوشته است: «ابشين حضرة الشار و مدينة بغزنين» ( احسن‏التقاسيم،ص:26). ممکن است، دو منطقه به نام بشین وجود داشته است.

    پیوست تاریخی پشین

    به نظر نویسنده، گونه­ی درست «بشین» تاریخی غرجستان، «پشین» است که در موج عربی نویسی و با کم دقتی، این نام تحریف اجباری شده است؛ یعنی منظور شان همان «پ» سه نقطه بوده؛ اما زبان عربی قابلیت ثبت آن را نداشته و بعدها، دری نویسان، آن را به گونه­ی عربی آن ثبت کرده­اند که نمونه­های فروانی از این دست وجود دارد؛ مانند آن که گوزگان را عربی نویسان جوزجان نوشتند و ما تا کنون آن را به گونه­ی عربی آن می­شناسیم؛ پمنطقه­ی تاریخی «پُشت» غرجستان را «بست» نوشتند و اکنون کمتر کسی از ریشه­ی آن خبر دارد؛ گرگان را جرجان کردند و....

    ریشه ­ی تاریخی  و نسبت این واژه به «کی پشین» بر می­گردد که «پشین یا کی پشین» فرزند کی­قباد، از شاهان کیانی نیز هم به گونه­ی «پشین» و هم به گونه­ی «بشین» ثبت شده است.

    «پشین»(پ َ ) (اِخ ) نام پسر بزرگ کی­قباد است و سهراب و لهراسب پسران اویند و بعضی گویند پسر سومین کی­قباد است. (برهان قاطع). نام پسر کی­قباد که «کی­پشین» گویند. (فرهنگ رشیدی ). نام پسر سوم کیقباد برادر خرد کیکاوس که لهراسب پدر گشتاسب پسر اوست . (فرهنگ سروری)
    پشین بود از تخمه­ی کی­قباد
    خردمند شاهی دلش پر ز داد.(دهخدا، ذیل واژه پشین)

    «کی پشین» ( ک َ پ َ ) (اِخ ) نام یکی از چهار پسر کی­قباد است ، و به جای بای فارسی نون مکسور هم به نظر آمده است(برهان ) (آنندراج ). نام پسر سوم از چهار پسر کی­قباد. (ناظم الاطباء). در اوستا، کوپیشینه  . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
    کنون از بزرگان زنی برگزین
    نگه کن پس پرده­ی «کی پشین» - فردوسی .

    نخستین چو کاوس با آفرین
    کی آرش دوم بد، سوم «کی پشین» - فردوسی .
    اگر پیشکین برنویسند راست
    بود کی پشین حرف بر وی گواست
    سزد گر بود نام او «کی پشین»
    که هم کی نشان است و هم کی نشین .- نظامی

     (اقبالنامه چ وحید ص 11؛ یشت­ها تألیف پورداود صص 224 - 226 )

     «کی نشین» (ک َ / ک ِ ن ِ ] (نف مرکب ) آن که بر جای کیان نشیند. آن­که جانشین شاهان بزرگ است:
    سزد گر بود نام او «کی پشین»
    که هم «کی نشان» است و هم «کی نشین» .

    «کی نشین»(ک َ / ک ِ ن ِ ) (اِخ ) مصحف کی پشین است . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی تألیف معین ص 352). رجوع به کی پشین شود.

     «بشین» ( ب ِ) (اِخ ) نام پسر کی­قباد بوده و او را «کی بشین» نیز گفته اند. و اروند پسر او بود که پدر لهراسپ است . (انجمن آرا) (آنندراج ). نام پسر کی­قباد که کی بشین نیز گویند. (ناظم الاطبا)

    بُد «اروند» از گوهر «کی بشین»
    که خواندی پدر بر «بشین» آفرین

     همان گونه که دیدید؛ همان گونه که در ثبت «پشین/ بشین/ نشین و...» صورت­های گوناگونی وجود دارد؛ در ثبت واژه­ی «پشین/ بشین/ نشین/ کی پشین» نیز همان اختلافات آمده که تا حدی زیادی روشن می­کند که این دو واژه ریشه و قرابت تاریخی دارد. در پایان به این نکته تأکید می­کنم که پشین کنونی بخش کوچکی از بشین یا پشین تاریخی غرجستان است. من اصراری ندارم که بشین تاریخی همین منطقه باشد؛ تا زمانی که دلیل روشن تری یافت نشود؛ این نظر از قوت بیشتری برخوردار است. نکته­ی مهم پیوست تاریخی این منطقه و ریشه نام و این واژه به دوره­ی کیانی است که در نزدیکی همین منطقه؛ یعنی در «هژیرستان» ویرانه­ی قلعه­ی تاریخی «هژیر بن گودرز» وزیر کی­کاوس، از شاهان کیانی موجود است؛ در بخش «هژیرستان» در نوشته­ های پیشین آمده است.  

    نگارش shavkat ali mohammadi ghoriani

     http://jameahnew.blogfa.com

     

    لست ابتدايی کانديدان ولسی جرگه سال 1389 ولايت غزنی

    برای دیدن تصاویر کاندیدای غزنی اينجاکلیک کنید

    اسم کانديد                                   اسم در ورق رای دهی                  نوع کانديداتوری

    1. استاد نوروزعلی کريمی               استاد نوروزعلی کريمی    ( پشي)          مستقل
    2. داکترعبدالاحمد زاهدی                 داکترعبدالاحمد زاهدی نی قلعه               مستقل
    3. الحاج خيال محمد حسينی               الحاج خيال محمد حسينی                    مستقل
    4. دوکتور علی جان جمال                  داکتر علی جان جمال                          مستقل
    5. محمد علی افضلی                       محمد علی افضلی                                 مستقل
    6. انجنيرنفيسه عظيمی                      انجنير نفيسه عظيمی     حزب وحدت اسلامی مردم  افغانستان
    7. علی ياور                                    علی ياور حسين زاده                               مستقل
    8. حاجی محمد ابراهيم عباسی           حاجی عباسی                                     مستقل
    9. مامور عبدالجبار شلگری                 مامور عبدالجبار شلگری                           مستقل
    10. حسن رضا يوسفی                       حسن رضا يوسفی                                  مستقل
    11. استاد محمد عارف رحمانی              استاد محمد عارف رحمانی                      مستقل
    12. الحاج عبدالحليم                          عبدالحليم حميدی                                    مستقل
    13. قادر داد                                   الحاج عبدالقادر سعادت غزنوی                       مستقل
    14. امير محمد دفتاڼی                    امير محمد دفتاڼی امرحرکات                           مستقل
    15. محمد عارف شاه جهان               دوکتور شاه جهان                                        مستقل
    16. خداداد فقيهی                           خداداد فقيهی                                            مستقل
    17. محمدعلی علی زاده                   محمدعلی علی زاده        حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان
    18. علی اکبر قاسمی                      علی اکبر قاسمی                                        مستقل
    19. شاه گل رضايی                     شاه گل رضايی                                                مستقل
    20. محمد داود سلطان زوی           محمد داود سلطان زوی                                     مستقل
    21. عبدالاحمد                           استاد فياض جاغوری                                          مستقل
    22. الحاج لله نظر ضيايی             الحاج لله نظر ضيايی                                           مستقل
    23. چمن شاه اعتمادی                 چمن شاه اعتمادی                                        مستقل
    24. محمدجان                         حاجی محمدجان رضايی                                      مستقل
    25. احمد حسين جاغوری                        احمد حسين جاغوری                            مستقل
    26. سيد مير عبدلله عالمی                          سيد سردار عالمی                            مستقل
    27. الحاج لونگ فيضان لله فيضان                  فيضان لله فيضان                                 مستقل
    28. محمد عالم                                       محمد عالم اخلاقی                              مستقل
    29. احمد سنجر                                      احمدسنجر ازاد زوی                             مستقل
    30. هما سلطانی                                      هما سلطانی                                   مستقل
    31. انيسه اميری                                          انيسه اميری                                  مستقل
    32. عبدالقادر واحدی                              عبدالقادر واحدی                                     مستقل
    33. داکتر غلام سخی ملک زاده رباطی        داکتر غلام سخی ملک زاده رباطی           مستقل
    34. حسن نوری                                      استاد نوری                                          مستقل
    35. آمنه                                            آمنه مجاهد                                              مستقل
    36. شمايل                                      شمايل نيگزاد اميری                                      مستقل
    37. محمد علی اخلاقی                       استاد محمد علی اخلاقی                          مستقل
    38. محمداصف امينی                           محمداصف امينی                                     مستقل
    39. حاجی نجيب لله                          الحاج نجيب لله گلستانی                             مستقل
    40. کبرا سادات غزنوی                        کبرا سادات غزنوی                                     مستقل
    41. سيد محمود حسام الدين گيلانی      سيد محمود حسام الدين گيلانی    حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان
    42. عبدلله                                      استاد فياض رئيسي                                     مستقل
    43. محمد عيسی اخلاقی                    الحاج محمد عيسی اخلاقی                       مستقل
    44. حسين علی شفائی                        حسين علی شفائی                              مستقل
    45. عبدالقيوم سجادی                         داکتر عبدالقيوم سجادی                            مستقل
    46. محمد عارف                                محمد عارف اکبری                                      مستقل
    47. ډګروال عبدالولی طوفان تره کی      ډګروال عبدالولی طوفان تره کی                      مستقل
    48. فاطمه نوری                               فاطمه نوری                                                 مستقل
    49. عبدالعلی محمدی                       عبدالعلی محمدی                                       مستقل
    50. فريدون                                  دوکتور فريدون الماس                                        مستقل
    51. عبدالخالق                               عبدالخالق آزاد                                               مستقل
    52. سيد براتعلی حکيمی موسوی        سيد براتعلی حکيمی موسوی                        مستقل
    53. داکتر عبدالمجيد ناصری               داکتر عبدالمجيد            ناصری حزب وحدت اسلامی افغانستان
    54. شکرلله                                    شکرلله حيدری                                               مستقل
    55. محمدشريف حبيبی                    شريف حبيبی                                              مستقل
    56. محمدشريف نظری                    محمدشريف نظری                                          مستقل
    57. محمدهادی بشارت                    محمدهادی بشارت                                       مستقل
    58. محمد عارف                           محمد عارف رضائی                                         مستقل
    59. اجمل سلطانې                        اجمل سلطانې                                             مستقل
    60. الحاج خداداد عرفانی                 الحاج خداداد عرفانی             حزب وحدت اسلامی افغانستان
    61. عبدالملک حبيبی                   عبدالملک حبيبی                      حزب وحدت اسلامی افغانستان
    62. محمد هاشم فصيحی                 محمد هاشم فصيحی             حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان
    63. احمد علی ناصری                      احمد علی ناصری                                        مستقل
    64. قطب الدين                            انجنيرقطب الدين تره کی                                   مستقل
    65. حاجی شاه محمد اميری             حاجی شاه محمد اميری                                مستقل
    66. عزيز آغا محمائی                      عزيز آغا                                                       مستقل
    67. الحاج فضل احمد تولواک              فضل احمد                                                   مستقل
    68. عبدالحسين                              عبدالحسين رفيعی                                       مستقل

    نگاهي گذرا به منطقه «پشي»

    مقدمه 

    ازآن جا كه نام اين وبلا گ «پشي » است وپشي  درعين حال كه اسم يكي ازگروهها وطوايف نژاد هزار ه درافغا نستان  مي باشد (دراين باره انشاالله در آينده خواهيم نوشت) منطقه‌ي كه اين قوم درآن ساكن است نيز به نام  «پشي» ياد مي شود؛ همچنين به احتمال زياد بعضي ازباز ديدكنندگان محترم اين وبلاگ اطلاعي از وضعيت جغرا فيايي ـ اجتماعي فر هنگي و ... آن سا حه ندارند ازاين رو تصميم گرفتم كه (به خواست خدا) به معرفي آن   ( هر چند مختصر )  به خوآنند گان وباز ديد كنند گآن مشتاق وعلا قمند به اين نقطه از سر زمين افغا مستان بپردازيم .

    اميد واريم اين نوشتار مقدمه و آغاز ي با شد براي معر في جامع وكا مل  اين خطه‌ي قهرمان پرور  توسط افراد آگاه وبا ذوق واهل قلم .

     از نويسند گان وپژوهشگران ارجمند كه دراين موضوع تحقيق كرده واطلاعاتي در اختيار دارند تقا ضا داريم كه مارا در انجام اين امر مهم ياري نموده وعيوب وكاستيها ي اين مختصر ر با ارا ئه ي معلومات واظهار نظرها ونقاديي ها ي عالمآنه وسازنده يي خويش مر تفع سازند.

     هدف از معرفي

     آگاهي از اوضاع فرهنگي ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ اجتماعي  جغرافيايي و ... يك منطقه ونيز شيوه زندگي مردمان آن صرف نظر از اينكه دانش ومعلومات مارا در باره يي آن نقطه ا ز كشور افزايش مي دهد  ممكن است در امر برنامه ريزي واقدامات عمراني وانكشافي دولت براي آن ناحيه موثر واقع شود. براين اساس ما در انجام اين كار دو هدف را مد نظر قرار داده ايم:

     1.      افزايش سطح آگاهي آندسته از جوانان  دانشجو يان و افراد كه ازقوم پشي اند اما بر اثر سا لها دوري از وطن و مهاجرت به كشور ها ي مختلف جهان اطلاعات كاملي از اوضاع وشرا يط جديد وسابقه‌ي فرهنگي وتاريخي ونيازها وتوانمنديهاي آن سامان ندارند ولي علاقمند به سر نوشت قوم،  وطن و زاد گاه آبا واجدادي خويش هستند ودوست دارند در فرايند توسعه وپيشرفت كشور ومنطقه سهيم باشند ونيز معرفي آن براي آن گروه ازمخا طبان وباز ديد كنندگان محترم اين وبلاگ  كه مايلند در اين زمينه تحقيق كند و اطلاعاتي را بدست آورند.

     2.شناخت وبازگويي گره ها، آسيب هايي اجتماعي، معضلات ونابسامانيهاي فرهنگي وآموزشي، تنگنا ها ومشكلات اقتصادي ومعيشتي وبررسي مطالبات ونيازهاي اصلي مردم ونيز معرفي فرصتها توانمنديها وسرمايه هاي موجود درآن خطه درابعاد گونا گون علمي فرهنگي  اقتصادي و...وانعكاس آن به مسؤلان ودست اندر كاران مربوطه در دولت.                                                                                                       در اينجا لازم مي دانيم دوباره به اين نكته اشاره كنيم كه بدون شك دستيابي به اهداف فوق كه يكي از آرزو وآر مانهاي ديرينه‌ي ما ومردم ما به حساب مي آيد ومي توان آن را از اهداف بلند مدت به شمار آورد بدون مشاركت فعال وراهنمايي عالمان  نخبگان  دانشجويان وبزرگان قومي وملي كه در اين موضوع صاحب نظر واهل اطلاع اند  ميسر نخواهد شد. از اين رومابه صراحت اعلام مي كنيم كه اين كار تنها آغاز وشروع گام نهادن در مسير طولاني وپر پيچ وخمي است كه پيمودن آن بدون همياري كمك وپيشنهاد ونقدهاي راهكشا ودلسوزانه‌اي شما سروران وبزگواران ممكن نيست 

     موقعيت جغرا فيا يي

    «پشي» (به فتح اول و كسر ثاني!)  . منطقه‌ي به شكل تقريبا مثلث كه در مجاورت ولسوالي جاغوري  ( ازتوابع ولا يت غزني) واقع شده وفاصله‌ي كوتاهي با ولا يت ارزگان دارد ودر تقسيمات اداري دولت، بخشي از آن جزء ولسوالي جاغوري وقسمت عمده اي آن جزء ولسوالي مالستان به شمار مي آيد 

     «پشي» ناحيه اي كوهستاني با مناظر زيبا وديدني وخطه اي سر سبز ـ مخصو صا در ايام بهار وتا بستان ـ وديار مرد مان نجيب، سختكوش، شجاع، صادق وصميمي مي باشد.

     اين منطقه از شرق وشمال شرق به ولسوالي جاغوري واز غرب به منطقه اي شير داغ واز شمال به ميرادينه ( مر كز ولسوالي مالستان) وسبز دره وازجنوب به منطقه‌اي هيچه وزمين شيرداغ محدود است.

     «پشي» منا طق وقريه هاي مختلفي دارد كه اطراف آن واطراف هر يك ازمنا طق را رشته كوههاي نسبتا مر تفعي به شكل حصاري استوار احاطه كرده اند كه اين وضعيت دردوران بحراني ونا امني يك امتياز بحساب مي آيد ومنطقه را براي مهاجمان تسخير ناپذيرقرار مي دهد وهر يك از كوهها درميان مردم نام، مخصوص خود را دارد. آب وهواي اين منطقه در فصل خزان وزمستان سرد وبرفي ودرفصل بهار معتدل وكوهستاني ودر فصل تابستان نسبتا گرم وخشك مي باشد.

     برف هاي زمستان وباران هاي بهاري باعث خرمي وسر سبزي كوهها ودامنه ها وسرازير شدن آب قنات وچشمه ها از دل كوه در نهر و جلگه هايي آب مي گردد كه آب شرب وزراعي مردم را تأمين مي كند.

     بسياري ازكوهها وتپه هاي اين منطقه در اكثر فصول سال پوشيده ازسبزه، چمن، علف وگياه است كه منظره‌ي دل انگيزي را پديد مي آورد. زمين هاي هموار ودامنه هايي تپه وكوه براي كاشت وبرداشت محصولات زراعي وباغي وساخت خانه هاي مسكوني مورد استفاده قرار مي گيرد.

     مشاغل مهم مردم عبارتند از: كشاورزي، دام پروري، تجارت وبرخي شغل هاي مر تبط با اينها.

     ازميان محصولات زراعي وباغي اين منطقه مي توان به محصولات ذيل اشاره كرد:گندم، جو، عدس، گردو، زرد آلو، سيب، سيب زميني و...

     جمعيت

    چنانكه همه مي دانيم  افغانستان از زمان تجاوز ومداخله‌ي مستقيم نظامي وسياسي امپرا طوري مضمحل شده‌ي! شوروي سابق سالهاست كه دستخوش نا آرامي، جنگ، خشونت ودرگيري بوده وبا بحرانهاي مزمن وفراگير سياسي اجتماعي واقتصادي روبرو مي باشد ودرآن حكومت ودولت مقتدر ونيرومند كه تمام بخش هاي كشور را تحت اختيار وكنترل خود داشته باشد ونهاد وسازمانهاي دولتي مشغول انجام وظيفه وخدمت رساني به مردم باشند وجودندارد. درنتيجه در افغانستان طي چند دهه‌ي اخير دولت توفيق انجام آمارگيري ازجمعيت مردم را پيدا نكرده است! براين اساس فعلا آمار رسمي ودقيق ازنفوس مردم افغانستان دردست نيست. منطقه ما هم از اين قاعده مستثني نمي باشد!  يعني آمار رسمي ازتعداد جمعيت آن وجودندارد. با اين وجود اما برخي افراد ومنا بع غير رسمي مدعي آمار گيري وبدست آوردن تعداد نفوس ويا براورد وتخمين جمعيت آن شده ‍وآمار وارقام متعدد ومختلفي را ارائه داده اند. بالاترين آمارارائه شده ازطرف اين افراد وگروهها 7000وكمترين آن 5000 خانوار است كه به نظر مي رسد با احتساب جمعيت مهاجر آن منطقه گزينه‌ي صحيح همان 7000 خانوار باشد.

     

    ادامه دارد.