بنام خدا

سالروز اكمال دين و اتمام نعمت، روز عيدولايت و امامت،عيدالله اكبر،برامت اسلامي و همه شيعيان و شما دوستان گرامي تبريك و خجسته باد!

درآخرين سال از عمر بابركت پيامبرگرامي اسلام(ص) و در سال حجه الوداع و روز 18 ذيحجه همان سال مهمترين واقعه ديني و تاريخي اسلام يعني اعلام ولايت و امامت حضرت علي (ع) صورت گرفت. اين روز را به دليل اين واقعه مهم ديني و تاريخي ،روز عيد ، آنهم بزرگترين عيدخدا "عيدالله اكبر" ناميده اند. در مورد اصل واقعه غدير و خطابه حضرت رسول اعظم(ص) كسي اختلاف نكرده است.حتي بيعت بزرگترين فرماندهان نظامي و ريش سفيدان قوم در آن زمان يعني ابوبكر و عمر و... با علي (ع) نيز در كتب تاريخي معتبر نقل شده است.اما پس از اين واقعه مهم كه روز شمار و وقايع آن ذيلا نقل خواهد شد برخي از همين فرماندهان بانفوذ نظامي همراه با برخي از ريش سفيدان همسو با خود ، كه با حضرت علي(ع) حسادت داشتند و خود دنبال كسب قدرت بودند، باهم تباني كردند و پس از رحلت حضرت رسول اعظم(ع) جامعه اسلامي را به سمتي سوق دادند كه موجب انحراف برخي و اختلاف و انشقاق بزرگ ميان امت اسلامي گشت.اين عده از فرماندهان نظامي پس از رحلت حضرت رسول الله (ص) و تشكيل شوراي چند نفره در سقيفه بني ساعده كه خود كودتاي بزرگ نظامي بود براي اينكه بتوانند به كار خويش مشروعيت دهند، آمدند، ابتدا در اصل واقعه غدير و سپس در دلالت فرمايشات پيامبرگرامي اسلام (ص) تشكيك كردند، و اين كار را به مرحله اي رساندند كه با سوزاندن احاديث نبوي و منع نقل حديث و در نهايت جعل حديث و... بر انحراف خويش پاي فشردند. كار اين عده از افراد باعث شد كه بسياري از مسلمانان در حيرت تاريخي و حتي ديني غرق شوند. اين عده از مسلمانان كه برخي از‌‌ آنها همزمان با خلفا و بي خبر از اصل ماجرا و تردستي كودتا گران بودند و برخي نيز از نظر زماني و تاريخي دور افتاده بودند از خود مي پرسيدند و مي پرسند كه بالاخره چه شد و حق با كيست و در روز عيد غدير چه اتفاقي افتاد؟ آيا با احاديث نبوي كه به صراحت بر جانشيني امام علي(ع) دلالت دارند چه كنيم؟ آيات قرآن كريم در اين مورد را چگونه تاويل و تفسير نماييم؟ و... و صدها سوال ديگر...

ازآنجا كه در اين مورد مطالب زياد وجود دارد و گنجايش توضيح همه مطالب در اين نوشتار كوتاه وجود ندارد و لذا خوانندگان گرامي را ارجاع ميدهم تا در مورد دلالت حديث غدير و مطالبي كه پيرامون آن وجود دارد به اين آدرس مراجعه نمايند(http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=130) كه حاوي مطالب بسيار مهم در مورد واقعه غدير و پاسخ به شبهات آن است.اما در اين جا به نقل خلاصه اي از واقعه غدير (با اقتباس ازغدير درآينه اسناد نوشته محمدباقرانصاري)و روز شمار آن بسنده مي كنم. تا باشد كه ببينيد اصل واقعه غدير چگونه اتفاق افتاده است و اتفاقات همراه با آن چه بوده است؟

خلاصه اي از واقعه غدير

واقعه اي غدير در جريان پس از برگزاري مراسم حج و در سال آخر عمر پيامبرگرامي اسلام(ص) اتفاق افتاده است. اين جريان با وقايع همراه بوده است كه ذيلا نقل مي شود:

1-     اعلان عمومى براى سفر حج : در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (عليهم السلام) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدير خم - كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروان ها بود ـ حضور يابند. سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.

2-     اجتماع عظيم در غدير : با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (صلى الله عليه و آله) صادر شد و مركب ها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد. به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند. هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر (صلى الله عليه و آله) بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر فراز منبر يك پله پائين تر در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.

3-     سخنرانى پيامبر اكرم (ص) :پيامبر اكرم (ص) نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند. اين سخنراني حاوي مطالب مهمي است كه آن را به اختصار درچند بخش خلاصه مينميايم.

·         حضرت با حمد و ثناى الهى سخنان خود را آغاز كرد و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

·         حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب عليه السلام ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

·         امامت دوازده امام (عليهم السلام) را تا آخرين روز دنيا اعلام نمودند.از نكات مهم اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسان ها در طول زمان ها و در همه مكان ها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود.

·         پيامبر (صلى الله عليه و آله) با دست هاى مبارك بازوان اميرالمؤمنين (عليه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پيامبر قرار گرفت. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بوده ام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.»

·         سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه (عليهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.

·         سپس حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه (عليهم السلام) سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى كند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه اى از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) را متذكر شدند.

·         سپس حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بيان چند پايه مهم عقيدتى بود: از جمله اين كه چون بيان همه حلال ها و حرام ها توسط من امكان ندارد با بيعتى كه از شما درباره ائمه (عليهم السلام) مى گيرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كرده ام. ديگر اين كه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر، تبليغ پيام غدير درباره امامان (عليهم السلام) و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است.

·         در آخرين مرحله خطابه، بيعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرائط  غير عادى زمان و مكان و عدم امكان بيعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبان هاى شما اقرار بگيرم.»

4-     بيعت عمومى: پس از اتمام خطابه پيامبر (صلى الله عليه و آله)، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين (عليه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه حضرت مى شدند و پس از بيعت و تبريك، در خيمه اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور مى يافتند و با آن حضرت بيعت مى كردند و تبريك مى گفتند.

5-     چگونگي بيعت مردان : مردان حاضر در واقعه غدير در خيمه حضرت امير المؤمنين(ع) مي آمدند و به عنوان بيعت دست مى دادند و تبريك و تهنيت مى گفتند. جالب اين است كه مردم با حضرت علي (ع) به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبر(ص) بيعت مى كردند و با لقب «امير المؤمنين» بر آن حضرت سلام مى كردند، و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مى گفتند. برنامه بيعت و تهنيت تا سه روز ادامه داشت و حضرت اين مدت را در منطقه غدير اقامت داشتند. در تاريخ آمده كه خليفه دوم بعد از بيعت، اين كلمات را بر زبان مى راند: «افتخار برايت باد، گوارايت باد، اى پسر ابى طالب! خوشا به حالت اى اباالحسن، اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده اى»!!!

6-     چگونگي بيعت زنان با اميرالمومنين : بيعت زنان حاضر در صحنه غدير بدين صورت بود كه به دستور پيامبر اكرم (ص) دستور ظرف آبى آورده و پرده اى بر روى آن زدند. امير المؤمنين(ع) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى ديگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بيعت مي كردند. يادآورى مى شود كه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در غدير حضور داشتند، و كليه همسران پيامبر (صلي الله عليه و آله) نيز در آن مراسم حاضر بودند.

7-     عمامه سحاب پيامبر:در اين مراسم، پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين (عليه السلام) گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.

8-     شعر غدير :در مراسم پر شور غدير، حسان بن ثابت از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) اجازه خواست تا به مناسبت اين واقعه عظيم شعرى درباره اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) بسرايد. حضرت فرمودند: بگو به بركت خداوند. حسان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: «اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاى پيامبر (صلي الله عليه و آله) گوش كنيد.» سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند.

9-     معجزه غدير :امضاى الهى بر غدير، معجزه اى بود كه پس از اعلام ولايت توسط پيامبر(صلي الله عليه و آله) به وقوع پيوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسيد: آيا اين ولايت كه امروز اعلام كردى از جانب خدا بود؟ پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود: آرى از جانب خدا بود.در اينجا حارث خطاب به خداوند گفت: «خدايا! اگر آنچه محمد مى گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست!!»همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از پشتش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد.با اين معجزه، بار ديگر بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منكرين آن مستحق عذاب اند.

10-پايان مراسم غدير : پس از سه روز، مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در ذهن ها نقش بست. گروه ها و قبائل عرب، پس از وداع با پيامبر(صلي الله عليه و آله) و معرفت كامل به جانشين آن حضرت راهى شهر و ديار خود شدند و پيامبر(صلي الله عليه و آله) عازم مدينه گرديدند.خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد، و بدينگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد.

اما پس از واقعه عده اي برضد اين واقعه توطئه كردند و عده ي ديگر سكوت كردند و عده اي اندك از آن دفاع كردند و از آنجا كه فرماندهان نظامي با توطئه چينان بودند و حاكميت را با كودتا به دست گرفتند جريانهاي ديگر ضعيف شدند و غدير در تاريخ مظلوم ماند.

از خداوند بخواهيم ما را در راه دين ما ثابت قدم نگهدارد مبادا كه با تهديد هرظالمي دست از دينداري خود برداريم و يا با چشم بستن بر وقايع مهمي كه با سرنوشت ديني ما در ارتباط هستند برخود و آيندگان خود جفا نماييم.

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين علي ابن ابيطالب و ايمه المعصومين(ع)