شخصيت امام حسين(ع)
1 0 تولد آن حضرت
امام حسين (ع) در سال سوم [1] وبنا بر قولي در سال چهارم هجري در سوم ماه شعبان يا در پنجم همان ماه در مدينه ديده به جهان گشود و جهان را به شمع وجودش منور نمود، مدت امامت و رهبرى آن حضرت ده سال، عمر شريف حضرت، 57سال و محل دفنش كربلا مي باشد ، ابن شهر آشوبولادت آن حضرت را پس از ده ماه و بيست روز از ولادت برادرش امام حسن (ع)، در روز شنبه و يا پنجشنبه ماهشعبان سال چهارم از هجرت دانسته است، و نيز گفته شده است كه مابين آن حضرت (ع) و برادرش امام حسن (ع) فاصله نبوده مگر به اندازه حد اقل مدت حمل، يعني شش ماه [2] . در توقيع حضرت صاحب الامر (ع) بهقاسم بن علاء همدانى ولادت امام حسين روز پنجشنبه سوم ماه شعبان دانسته شده، بعضى برخلاف مشهور ماه ولادت آن حضرت را ماه ربيع الاول سال سوم هجرت دانسته اند. [3]
نام امام حسين عليهالسلام در تورات (شبير) و در انجيل (طاب) آمده است؛ كنيه هاي مباركش ، ابوعبدالله و ابو على، القاب مباركش ؛ رشيد، وفى، طيب، سيد، زكى، مبارك، تابع لمرضات الله، دليل على ذات الله، سبط، شهيد لكل اجل و سعيد مي باشند .[4] در كتاب وافى از امام حسن(ع) روايت شده است كه نقش نگين آن حضرت حسبى الله و از امام رضا(ع) روايت شده است كه »ان اللَّه بالغامره« بوده است .[5]
شيخ طوسى و ديگران به سند معتبر از امام رضا(ع) نقل كرده اند كه چون امام حسين (ع) متولد شد، پيامبر اكرم(ص) به اسماء بنت عميس فرمود: فرزندم را بياوريد، اسماء گفت آن نوزاد مقدس را در جامه سفيدپيچيده به محضر پيامبر اكرم(ص) بردم، حضرت او را گرفت در دامن قرار داد، در گوش راست او اذان و در گوشچپ او اقامه گفت، جبرئيل نازل شد و گفت: خداى بزرگ سلام مىرساند و مىفرمايد: نسبت حضرت على (ع) به تو به منزله نسبت هارون به موسى است لذا او را به اسم پسر كوچك هارون نام گذار كه(شُبَير) است و چون لغت عبري است او را حسين نام گذار[6] پس رسول خدا او را بوسه داد و گريست و فرمود : تو را مصيبتىبزرگ در پيش است، پروردگارا لعنت كن قاتل او را، فرمود: اى اسماء اين خبر را به فاطمه نگو، چون روز هفتم شد پيامبر اكرم(ص) فرمود: فرزند مرا بياوريد، و چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفندى براى امام حسين(ع)عقيقه كرد، يك ران قربانى را بقابله داد و سر نوزاد عزيزش را تراشيده و به وزن موى سرش نقره صدقه داد [7] پساو را در دامان خود قرار داد و فرمود: اى عبدالله چه بسيار گران است بر من كشته شدن تو، پس نبى اكرم(ص) گريهمىكرد، اسماء گفت پدر و مادرم فداى تو باد، اين چه گفتارى است كه در روز نخست ولادت بر زبان جارىكردى و امروز نيز فرمودى و گريه مىكنى؟ حضرت فرمود: مىگريم بر اين فرزند دلبند خودم كه گروهى ستمگر ازبنىاميه او را خواهند كشت: خدا نرساند به ايشان شفاعت ما را، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دين من خواهدكرد و به خداوند بزرگ كافر خواهد شد، بعد فرمود: خداوندا من مىخواهم در حق اين دو فرزندم آنچه كه ابراهيمدر حق ذريت خود، خواست ، خداوندا تو دوستدار ايشان را و دوستدار هر كه را كه دوست مىدارد ايشان را و لعنت كنهر كس كه ايشان را دشمن دارد لعنتى چندان كه آسمان و زمين پرشود. [8]
حضرت زهرا (ع) در موقع بازى با اطفالش به امام حسين (ع) درس شجاعت و دفاع از حق و خدا پرستى مىداد. و اين چهار نكته حساس را به كودكش القاء مىكرد: 1- مانند پدرت شجاع باش، 2- از حق دفاعكن، 3 - خدا را پرستش كن، 4- با افراد كينهتوز دوستىمكن. [9]
2 . سيماى امام حسين (ع) در آيات
در قرآن كريم آيات فراواني در شان اهل بيت پيامبر(ص) نازل شده است كه همگي حكايت از رفعت شان وعظمت مقام آن بزرگواران دارد وبه تبع حاكي از عظمت وبزرگواري شخصيت امام حسين عليه السلام نيز مي باشد براي اينكه امام حسين (ع) يكي از مصادق بارز اهل بيت (ع) مي باشد . وما در اين جا تنها به اشاره آيات مربوطه را ذكر مي كنيم كه عبارتند از :
1 _ آيه تطهير[10] كه خداوند در آن مي فرمايد : خداوند اراده كرده است كه رجس و آلايش را از شما خانواده نبوت ببرد، و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند.
ام سلمه مىگويد: آيه تطهير در منزل من مخصوص هفت نفر شده است: جبرئيل مكائيل، رسول الله، على، فاطمه،حسن و حسين(ع) سپس مىگويد: من در منزل بودم عرض كردم يا رسول الله، آيا من از اهل بيت توام؟ فرمود:خير تو از زنان پيامبرى [11]
ترمذى، از انس بن مالك روايت مىكند؛ كه از رسول خدا پرسيدم: كدام يك از اهل بيتبيشتر مورد توجه شماست؟ فرمود: حسن و حسين(ع) .
از وقتى كه آيه تطهير نازل شد قريب شش ماه هرروز رسول خدا در هنگام نماز در خانه فاطمه مىآمد و آيه تطهير را مىخواند،[12] حضرت در وقت نزول آيه فرمود:»اللهم اهل بيتى و خاصتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.« [13]
2 - آيه مباهله [14] كه مي فرمايد: بگو : بيائيد، ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم ، شما هم زنان خود را ؛ مااز نفوس خود دعوت كنيم ، شما هم از نفوس خو د؛ آنگاه مباهله كنيم؛ ولعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
3- سوره دهر يا هل اتى كه آيات متعدد آن در شان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) ازجمله در شان امام حسين(ع) نازل شده است.
4 - آيه 28 سوره مباركه فجر [15] كه در شان امام حسين(ع) نازل شده است كه صاحب نفس مطمئنه وراضيه ومرضيه است [16] .
5 - آيه اصطفاء [17] كه خود امام حسين(ع) در موقع حركت فرزندش على اكبر به سوى ميدان جنگ اين آيه راتلاوت مىفرمود كه دلالت ضمنى دارد كه رهبران اسلام و ائمه ما منتخب الهى هستند و جهان بشريت درعرض نبوت مردان بزرگ خدا به رهبران آل ابراهيم و ائمه اطهار نياز دارد، و ائمه(ع)در تعقيب هدف ابراهيم(ع) و ايجاد مسالمت و تقوا و تحقق توحيد و يگانهپرستى هستند. [18]
6 - آيات 19 تا 21 سوره الرحمن كه مي فرمايد:"دو درياي مختلف را در كنار هم قرار داد، در حالي كه باهم تماس دارند؛ در ميان آن دو برزخي است كه يكي بر درگيري غلبه نمي كند . پس كدامين نعمتهاي پروردگارتان را انكارمي كنيد؟ از آن دو ، لولو ومرجان خارج مي شود "[19]
يحيى بنسعيد عطار مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: خداوند تبارك و تعالى در قرآن فرموده است؛ لؤلؤ ومرجان حسن و حسين(ع) هستند و على و فاطمه دو درياى بزرگاند، يكى بر ديگرى برترى ندارند. [20]
7 – اولوا الامر [21]كه در آيه شريفه آمده است يكي از مصادق شان امام حسين (ع) است كه اطاعت از او مثل بقيه افراد اولوا الامر در كنار اطاعت خدا وپيامبرش (ص) واجب است. چنانچه امام صادق عليه السلام در جواب سوال ابو بصير درباره آيه فرموده است : آيه در شان على بن ابيطالب (ع) و امام حسن(ع) وامام حسين(ع) نازل شده است. [22]
8 – طور سنين كه در سوره تين آمده است به نقل از علي بن ابراهيم در تفسير نورالثقلين مراد از تين، پيامبراكرم(ص) و مراد از زيتون حضرت على(ع) ومراد از طور سنين امامحسن(ع) و امام حسين(ع) و مراد از هذا البلد الامين ائمه عليهمالسلام مي باشند . [23]
علاوه براين آيات ، آيات ديگري هم در اين رابطه وجود دارد كه مجال ذكر آن با طول و تفصيل وجود ندارد لذا بهعنوان نمونه به اين آيات اشاره شد وبه همين مقدار اكتفا مي كنيم.
3 0 سيماي امام حسين(ع) در روايات
روايات زيادى كه از پيامبر اكرم(ص) از طريق فريقين رسيده است دلالت روشن وصريح به عظمت وبزرگوارى امام حسين(ع) دارد، امام حسين(ع) با داشتن صفات و كمالات انسانى فوقالعاده مورد مهر و علاقهجد بزرگوارش بوده و كلماتى كه در تمجيد و ستايش آن حضرت گفته شده است نشان از عظمت او دارد ، زيرا پيامبراكرم(ص) هيچگاه سخني به گزاف نگفته و قرآن هم فرمايشهاى حضرت را از پيروى هواى نفس به دور دانسته: »وما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى.« [24] وما دراين جا به نمونه اي از فرمايشات آن حضرت اشاره مي كنيم.
1 - حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسينا، حسين سبط من الاسباط« [25] حسين از مناست و من از حسينم، خداوند دوست بدارد هر كس كه حسين را دوست بدارد و حسين سبطى از سبطهاى مناست.
ابى حازم از ابو هريره نقل كرده است كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: هر كس حسن و حسين را دوست بدارد پس بهتحقيق مرا دوست داشته باشد و هر كس به آنها بغض و عداوت داشته باشد با من بغض و عداوت داشته است. [26]
2 - پيامبر اكرم(ص) فرمود: "الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه." [27]
3 - پيامبر اكرم(ص) فرمود: "الحسن والحسين امامان قاما او قعدا." [28]
امام حسن و امام حسين(ع) هر دو امامند، اگرچه يكى قيام كند و يكى بنشيند . به خاطر همين است كه وقتى امام حسن(ع) با معاويهصلح مىكند عدهاى از شيعيان تندرو آمد خدمت امام حسين(ع) از او خواست كه قيام كند، حضرت فرمود: فعلاً موقعش نيست، برادرم پيمان صلح امضا كرده است اين سكوت امام به خاطر اطاعت از امام خودش و براىعزت جامعه اسلامى بود.
4 - حضرت على(ع) فرمود: " الحسن و الحسين ريحانتا رسول الله " [29] پيامبر اكرم(ص) به حسنين اشاره فرمود و گفت: اينها دو گل من هستند در دنيا.
5 - پيامبر اكرم(ص) براى حضرت على(ع)، فاطمه(س)، امام حسن (ع) و امام حسين(ع) فرمود: "انا سلم لمنسالمتم و حرب لمن حاربتم" [30]
4 . محبت پيامبر اكرم(ص) به حسين (ع)
با توجه به سيره عملي پيامبر اكرم(ص) در مورد اظهار مهر ومحبت به امام حسن وامام حسين (ع) نظير درآغوش گرفتن، بر دوش خود سوار نمودن وگفتن اينكه فرزندان عزيز! مركب شما چه خوب مركبى است و شما چه سواران خوبى هستيد [31] يا در سجده وقتي بردوش پيامبر(ص) سوار مي شدند حضرت آنها را با آهستگي وبا مهرباني به زمين مي گذاشت ، [32] همه اين كارهاي پيامبر(ص) نشان از بزرگواري آن بزرگواران دارد كه عملاً به مردم نشان مي داد.
5 . نظر دانشمندان درباره شخصيت امام حسين ( ع )
راز بقاى امام حسين (ع)
امام حسين(ع) به واسطه شخصيت عالى قدر و به واسطه شهادت قهرمانهاش، مالك قلبها و احساسات صدهاميليون انسان است. اگر كسانى كه براى اين مخزن عظيم و گرانقدر احساسى روحى گمارده شدند، يعنى سخنرانانمذهبى بتوانند از بين مخزن عظيم در جهت هم شكل كردن و هم رنگ كردن روحها با روح عظيم حسينى بهرهبردارى كند، جهان اصلاح مىشود.
راز بقاء امام حسين(ع) منطقي بودن نهضت مقدسش مي باشدكه از ناحيه منطق حمايت مىشود و از سوى ديگر درعمق احساسات و عواطف راه يافته است. ائمه اطهار كه به گريه بر امام حسين(ع) سخت توصيه كردهاند،حكيمانهترين دستورها دادهاند، اين گريههاست كه نهضت امام حسين(ع) را در اعماق جان مردم وارد مىكند بهشرطى كه گروهى كه بر اين مخزن عظيم گمارده شدهاند بدانند چگونه بهرهبردارى كنند. [33]
بايد مردم از تراژدى كربلا درس عبرت، عزت، افتخار و سرافرازى را بياموزد زيرا امام با تعداد نفرات كم بدونترس و دلهره در برابر انبوهى از لشكر قرار مىگيرد مردانه از كيان اسلام، و از عظمت اسلام براى سربلندى،سرافرازى، عزت و كرامت جامعه اسلامى دفاع مىكند كه مزارش تا ابد قبلهگاه عاشقان است، ولى در مقابل اثر ازدشمنان باقى نيست اين خودش درس عبرت براى جامعه بشرىاست.
" و اَىّ عبرهٍ ِلاُولى الاَبصار اَعظمُ مِن كَونِ ضَرِيح الحسين(ع) حرَماً مُعَظَّماً و قَبرُ يَزيد بنِ معاويهمزبله."[34]
چه عبرت براى صاحبان بصيرت بزرگتر از اين كه حرم حضرت امام حسين(ع) بزرگ و با جلالتر است، و يزيدآن روز سلطنت ظاهرى را صاحب بود، ولى آثار از او باقى نمانده و قبر وى مزبله ي بيش نيست.
1 - محمدعلى جناح موسس كشور پاكستان مىگويد: هيچ نمونهاى از شجاعت و فداكارى و شهامت بهتر از آن كهامام حسين(ع) نشان داد در جهان پيدا نمىشود، به عقيده من تمام مسلمانان جهان بايد از شهيدى كه خود را درسرزمين عراق قربانى نمود پيروى كنند و از مكتبش سرمشق بگيرند.[35]
2 - عبدالله علائلى دانشمند معروف اهل سنت مىگويد: هر كس در زندگى دو روز دارد، روز زنده شدن و روزمرگ، ولى تو اى حسين تنها يك روز داشتى، روز زنده شدن و حيات، زيرا تو هرگز نمردى، تو جان شيرين خودرا بر سر عقيده پاك و هدف بزرگ و آرمان مقدس خويش نهادى به همين دليل تا حق و حقيقت و اسلام در جهانزنده است توهم زندهاى. [36]
3 - شيخ محمد محمود مدنى استاد و رئيس دانشكده شريعت دانشگاه الازهر مىگويد:
امام حسين(ع) شهيد نمونه وبرجسته مجاهدان راه خدا، ديد بال و پرِحق شكسته و باطل از چهار سو راه را بر آن بسته است، خود را ديد كه شاخ درخت نبوت و پسر آن امام شير دل است كه هرگز از بيم و ذلت سر به زير نينداخت، خود را ديد كه برطرفكردن اين حزن و اندوه و از ميان بردن اين تاريكىها از او خواسته شده است، صدايى از اعماق دلش او را ندامىكرد، تو اى پسر پيامبر، براى رفع اين شدائد هستى، خدا با جد تو تاريكىها را برطرف و حق را ظاهر و باطل را باطل ساخت تا بر او اين آيه نازل شد اذا جاء نصرالله و الفتح مردم گروه گروه دردين خدا وارد شدند پدر تو همان شمشير برندهاى بود كه در نيام نرفت تا گردنهاى مشركان را ذليل توحيدساخت، برخيز اباعبدالله مانند پدر و جدت جهاد كن، پس چه كسى اين همه گرفتارى و پريشانى و فشار ظلم وستم را برطرف مىسازد اگر تو برطرف نسازى؟ و چه كسى براى نجات امت قيام مىكند اگر تو قيام نكنى؟ گوئىامام حسين(ع) اين صدا را از اعماق دلش مىشنيد كه او را به اين نداى موثر ندا مىكرد و شب و روز به او اصرارمىورزيد، پس امام حسين(ع) چارهاى جز پاسخ به اين ندا و اجابت اين صدا نداشت و به كسانى كه او را از قيامباز مىداشتند و مىترساندند التفاتى نكرد و شدت و قساوت دشمن او را از جهاد در راه خدا باز نداشت، زيرا اومجاهدى بود كه به امر خدا قيام كرد، و برايش تفاوتى نداشت كه به ظاهر مغلوب باشد يا منصور، چون در هر دوحال برايش كرامت، سعادت، شرافت، و عزت بود.
خداوند در قرآن مىفرمايد: "هل تربصوا بنا الا احدى المحسنين "[37] پس او در راه خدا و حق شهيد شد او بهبزرگترين درجات در نزد خدايش رستگار شد، كه نام و ياد او و ياران باوفاى او در بلنداى تاريخ فروزان است. [38]
4 - يكى ديگر از نويسندگان اهل سنت پس از آنكه تفاوت شرائط و اوضاع عصر امام حسن(ع) با عصر امامحسين(ع) شرح داده مىگويد: ما نمىتوانيم بگوئيم امام عازم بود با يزيد بيعت نكند اگر چند كشته شود، زيرا ممكننبود امام با يزيد بيعت كند، و اگر بيعت مىكرد ، مردم يزيد را امام به حق مىشمردند و او براى تغيير دين فرصتمىيافت از اين جاست كه گفتهاند:" ان الحسين فدى دين جده بنفسه و اهله و ولده و ما تزلزلت اركان دوله بنى اميه الا بقتل الحسين " . امام حسين(ع) جان خود و اهل و اولادش را فداى دين جدش كرد و اركان دولت بنىاميهمتزلزل نشد مگر به كشتن امام حسين(ع) همين نويسنده در جاى ديگر مىگويد: دولت بنى اميه پس از شهادت آنحضرت دير نپائيد و شصت و چند سال را به پايان نرساند، كشتن امام درد كشندهاى شد كه در اندام حكومت آنانجا گرفت تا سرانجام آنان را هلاك كرد و خون خواهى امام فريادى بود كه دلها و گوشهاى مردم با آن فتحمىشد، با توجه به اين مصالح و اوضاع و احوال و ملاحظه مقام امام، آيا كسى مىتواند در ضرورت اين قيام ترديدكرد؟
آيا حتى با قطع نظر از مقام امامت اشكالى دارد كه امام همين برنامهاى را كه اجرا كرد با پيشبينى عاقبت كار انجامدهد تفاوت نمىكند كه فوائد و آثار نتايج قيام را بگوييم يا هدف بشماريم ممكن است بگوييم اين فوائد و آثار،حكمت تعبد و تكليف امام به شهادت است، و ممكن است بگوئيم: اين فوائد و آثار، هدف و قيام و قبول شهادتاست چنانچه شاعر دردمند علامه اقبال لاهورى مىگويد:
آن امـــام عـــاشـقـان پــور بـتـول سـرو آزادى ز بـسـتان رســول
چون خلافت رشته از قرآن گسيخت حريت را زهر اندر كام ريخت
خواست آن سر جلوه، خــير الامــم چون سحاب فيله باران از كرم
بــر زميـن كـــربـــلا بـاريــد رفـت لاله در ويرانهها كاريد و رفت
تــا قـيـــامــت قــطـع اسـتبداد كرد موج خون او چمن ايجاد كرد
تـيــغ بـهـر عـزت ديـن است و بس مقصد او حفظ آئين است بس
خـون او تغيـيـر ايـن اسـرار كــــرد مـلـت خـوابـيـده را بيدار كرد
تيـغ چـون لا از مـيـان بـيرون كشيد از رگ ارباب باطل خون كشيد
نـقـش الا الـلــه در صحرا آموختيم ز آتـش او شـعـله ها انـداختيم
شـوكـت شـام و فــرا بـغـداد رفـت دولـت قـرنـاطه هـم بر باد رفت
تـا زه مـا از خيـمهاش سرزان هنوز تـازه از تـكبير او ايـمان هنــوز
اى صبـا اى پـيـك دور افـتــادگان اشـك مـا را بــر مزار او رسان [39]
اين چكيده از نظرات دانشمندان بود كه درباره امام حسين(ع) گفته اند.
6 - نظر دانشمندان غير مسلمان در مورد شخصيت امام حسين(ع)
1 - مهاتما گاندى بنيانگذار هند نوين مي گويد : من براى مردم هند مطلب تازهاى نياوردهام تنها نتيجهاى را كه ازمطالعات دامنهدار خود در تاريخ زندگى قهرمانان كربلا به دست آوردم به ملت تقديم كردم، و اگر بخواهم هند رانجات دهيم بايد همان راهى را بپيمائيم كه حسين(ع) پيمود. [40]
2 - ل م بويد مىگويد: در طى قرون، افراد بشر هميشه جرات، پردلى و عظمت روح و بزرگى قلب و شهادت وشهامت روانى را دوست داشتهاند و در اثر همينها است كه آزادى و عدالت هرگز به نيروى ظلم و فساد تسليمنمىشود اين بود شهامت، و اين عظمت امام حسين(ع) و من مسرورم كه در چنين روزى با كسانى كه اين فداكارىعظيم را از جان و دل ثنامى گويند شركت كردهام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است. [41]
3 - واشنگتن ارونيك مورخ آمريكاى مىگويد: براى امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگى خود را با تسليم شدن بهاراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوائى و نهضت بخش اسلام اجازه نمىداد كه او يزيد را به عنوانخلافت بشناسد، او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنىاميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى تفتيده عربستان، آرميد، روحت فناناپذير استاى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من اى حسين(ع) . [42]
4 - سرفردريك جمى مىگويد: درس امام حسين(ع) و هر پهلوان شهيد ديگرى اين است كه در دنيا اصول ابدىعدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيراند و همچنين مىرساند كه هر گاه بدى مقاومت كند و بشر درراه آن پافشارى نمايد آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند. [43]
5 - پروفسور ادوارد براون مىگويد: آيا اقليتى پيدا مىشود كه وقتى درباره كربلا سخنى مىشنود آغشته باحزن و المنگردد؟ حتى غير مسلمان نيز نمىتوانند پاكى روحى كه اين جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انكاركنند. [44]
6 - گيبون مورخ مشهور مىگويد: در طى قرون آينده بشر در سرزمينهاى مختلف شرح صحنه حزنآور مرگحسين(ع) موجب بيدارى قلب خون سردترين خوانندگان خواهد شد. [45]
و همچنين او مىگويد: بزرگترين دليل براى اين كه حسين به قتلگاه رفت و ابدا قصد سلطنت و رياست نداشتاين است كه امام حسين(ع) با آن علم و سياست و تجربه كه در عهد پدر و برادر در مقاتلت با بنىاميه حاصل نمودهبود مىدانست كه با عدم موجودى اسباب خود و آن همه اقتدار يزيد مقاومت با او ممكن نيست. ديگر اينكه امامحسين(ع) بعد از پدرش گوى از كشته شدن خود مىنمود و از آن ساعتى هم كه از مدينه حركت كرد بىپرده بهآواز بلند مىگفت: كه من براى كشته شدن مىروم و به جمع همراهان خود همين را محض اتمام حجت بيانمىكرد كه هر كس به طمع جاه و مال با او بيعت كرده ترك همراهى او را گيرند ورد زبانش اين بود: من راه قتلگاهدر پيش دارم.
9 - آثار وجودى امام حسين(ع) در نظر دكتر "جوزف"
دكتر جوزف مستشرق معروف فرانسوى در كتاب خود»الاسلام والمسلمين« شرح مبسوط و عميقي در فسلفه عزادارى سيد الشهدا(ع) روضهخوانى و هيئتهاىعزادارى نگاشته و به فوايد اين مراسم از جنبه سياست و اخلاق و تربيت و كمال و مركزيتى كه ايران در جامعهشيعه دارد اشاره كرده و پيشرفت و بقاى مذهب شيعه را به خصوص در بعضى نقاط مثل هند مربوط به سوگوارى سيدالشهداء دانسته و اظهارنظر كرده كه با حفظ اين مراسم جمعيت و شوكت ترقى شيعه در آينده بيشتر خواهدشد، اين شرقشناس ضمن اشاره به اوقاف و وجوه بسيار شيعه در راه برگزارى عزادارى حسينى صرف مىكند مىگويد: مذاهب ديگر به اندازه شيعه در راه تبليغ و دعوت در دين بذل مال نمىكنند و مصارفى كه شيعه شايد سهبرابر مصارفى باشد كه ساير فرق اسلام در اين راه مصرف مىكنند. و اگر يك نفر شيعه در دورترين نقاط هم باشد يك نفرى اين مراسم را از تشكيل مجالس روضه و انفاق به فقرا و احكام و غيره اجرا مىكند و در حقيقت بهدعوت و تبليغ مىپردازد. منبر و موعظه و خطابه در تربيت خطباء و وعاظ و گويندگان توانا و پرورش اخلاق عوامو آشنا كردن به علوم و معارف موقعيت خواصى دارد: تمام مسائل در دنيا مطرح مىشود به نوعى كه عوام شيعه ازساير فرقهها به عقايد و مذهب خود آشناتر و اگر در قطار عالم نظر كنيم در هيچ جامعهاى مانند شيعه زمينه ترقىعلمى و اقتصادى فراهم نيست، و شيعه پيشرفتهترين فرقه و آمادگى آنها براى كسب علوم صنايع جديد بيشتراست؛ چنانچه تعداد كارگر در ميان شيعه به نسبت جميعت بيشتر است، شيعه دين خود را با شمشير پيش نبردهبلكه با نيروى تبليغ و دعوت پيشرفت كرده و اهتمام آنها به برگزارى مراسم سوگوارى موجب شده كه تقريباً دوسوم مسلمانان و بلكه گروههاى از اديان ديگر نيز با آنها در عزادارى حسين(ع) شركت كند [46]
بر اين اساسممكن است كه بگوئيم جمعيت شيعه در آينده از ساير فرق بيشتر مىشود سپس راجع به هيئتها و پرچمها وعلامتها عزادارى و فوائد آن شرحى مىنگارند و تأثير اين شعائر در اتحاد و زيادتى شوكت و استقلال و اتحادمتذكر شده است مىگويد:
از امور طبعى و فطرى كه مؤيد شيعه است كه هر كس به طبع فطرت خود طرفدار مظلوماست و مايل است مظلوم را يارى كند اين نويسندگان اروپايى هستند كه در كتابهايشان تفصيل شهادت امامحسين(ع) و اصحابش را مىنويسند و مظلوميت امام حسين(ع) و اصحابش و ستمگرى و بىرحمى كشتگانها راتصديق مىكنند، هيچچيز نمىتواند جلو اين امر فطرى و ادراك وجدانى بشر بايستد و مانع پيشرفت مذهب شيعهشود. [47]
10 - گفتار مادام انگليسى در مظلوميت امام حسين(ع):
مقاله مفصلى از خانم دانشمند انگليسى با عنوان (سه شهيد) آمده است و اظهارنظر كرده است كه سه نفر در تاريخ بشريت براى اعلاى كلمه حق جانبازى و فداكارى كردند كهاز ساير فداكاران و جانبازان گوى سبقت ربودند.
1 . سقراط حكيم يونانى در آتن
2 . حضرت عيسىبن مريم(ع) در فلسطين، البته برخلاف نظر مسلمين و به تصريح قرآن كه حضرت عيسى(ع)مسلوب و مقتول نگرديده خداوند در قرآن مىفرمايد: و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه بهم. [48]
3 . امام حسين(ع) فرزندزاده محمد(ص) پيغمبر مسلمانان.
آن گاه نوشته است تاريخ حالات و چگونگى شهادتو جانبازى و فداكارى امام حسين(ع) از آن دو نفر (سقراط و عيسى) قوىتر و مهمتر بوده است، به همين جهت بهسيدالشهدا ملقب شد، زيرا سقراط و عيسى تنها در راه حق به تفديه جان خود حاضر شدند، ولى امام حسين(ع)جلاى وطن كرد در بيابان دور از جمعيت در محاصره دشمن واقع شد و عزيزترين عزيزانش را كه از دست دادنهر يك از آنها از سر دادن خودش مهمتر بوده فداى حق كرده به دست خود مقابل دشمن فرستاد و همه آنها راقربانى راه حق نمود، بزرگترين دليل بر اثبات۱۰ " اِنَمَا يُرِيدُ الله لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيت وَ يُطَهِّرُكُم تَطهِيراً.« احزاب ، آيه 34.
۱۳ احمد ابن حنبل، مسند احمد، ج 6، ص 304، تفسير برهان، ج 3، ص 319، الفصول المهمه، على ابن محمد، بن صباغ مالكى، ص 26؛ مجموعة ورّام، تنبيه الخواطر، ص 18
.. فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونسائكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين. 4 آل عمران، آيه 61
۱۵ "ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ذريته بعضها منبعض و الله سميع عليم« آل عمران،32
۱۷ مَرَج البَحرَين يَلتقيان بينهما برزخ لايبغيان فباي آلاء ربكما تكذبان، يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان« الرحمن آيه 19 و20
[25]6 ابن طاووس ، كامل الزيارات، ص 52؛ متقي هندي ، كنزالعمال،ج5، ص 220؛ خوارزمي، مقتل خوارزمي،ج1، ص 66؛ مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج11، ص 265 تا 279
۲۴ طبري، ذخاير العقبي، ص 123؛ كشف الغمّه ، ج2، ص 216؛ اندلسي، عقد الفريد، ج3، ص 94؛ بحراني، مدينه المعاجز،ج3، ص 334.


راه اندازي سايت «پشي» با توجه به ضرورت ها ونيازها ي امروز وفرداي كشور ومنطقه طراحي وبرنامه ريزي شده است ومقدمه اي است براي همكاري وهمگرايي نزديك محصلين منطقه پشي به سرنوشت ومسائل آيندهي نسل جوان كشور ومنطقه و رفع خلأ هاي فرهنگي واجتماعي و پاسخ گويي به سؤلات ونيازهاي فكري و فرهنگي مردم و نسل جوان كشور ومنطقه.