پدیده بعثت
برسی وتحلیل حواد ث مهم وتاریخی بعثت رامی توان به دودوره مهم تقسیم کرد
1_ ازبعثت تاهجرت (13سال )
2_ازهجرت تارحلت پامبراسلام (10سال )
خوددوره اول نیز ازنظر مورخان به دوبخش تقسیم می شود :
1.دوران خفاء تبلیغ اسلام ورسالت که حدود سه سال طول کشید ؛
2. دوران علنی ! هرچند در مدت دوران خفاءاختلاف نظر وجود دارد ولی مدت آن را کمتر ازسه سال میدانند . ومرحوم طبرس درمجمع البیان ونیز مرحوم مجلسی دربحارالا نوار آن دوران را بسیار کمتر از سه سال می دانند [1] ولیکن اصل آن قابل پذیرش است که دوران خفاءتبلیغ داشته است به خصوص نزول سوره والضحی وآ یه ماودعک ربک وما قلی [2]رادلیل بر تأخر وحی می دانند که ممکن است همزمان با آغاز وحی یا بعد ها پیش آمده باشد . پس به طور اجمال در آغاز ، یک دوره خفاء بوده است که با نزول آیه فصدع بما تؤمر سوره حجر ،آیه [3] رسالت به مر حله جدید ی وارد شد .
بنا بر این هریک از این سه دوره (دوران خفاء ؛ دوران علنی ؛ دوران هجرت وپس ازآن ) مشخصات وویژه گیهای دارد که پس از تحلیل ( پدیده بعثت ) بیان می گردد .
( پدیده بعثت )
در اصل دریافت وحی ونزول سوره اقرء وباز گوکردن آن برا ی حضرت خدیجه (سلام الله علیها )وحضرت علی (سلام الله علیه ) توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله ) ونیزدرپذیرش وایمان این دو ،شکی نیست وهمه مورخان کم وبیش آن را نقل کرده است ولی برخی آن را طوری نقل کرده که تفاوت به چشم می خورد .
در صحیح بخاری روایت ازعرة بن زبیروعایشه ازخد یجه (سلام الله علیها ) نقل می کند که حاکی ازبار فشار جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) است به این نحوکه جبرئیل اورا به خواندن امر می کند ولی پیامبر (صلی الله علیه وآله ) نفی می کند ومی گوید : « ماا نابقاری .»
جبرئیل اورا تا 3ویا 4 مرتبه بافشار دادن به خواند امر می کند ، می گوید :« ماانا بقاری » ودر آخر می گوید : «حتی بلغ منی الجهد »،طاقتم طاق شده است واین نشانگر وحشت واضطراب ،وترس یا حتی تردید پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بود که مبادا شیطان وجن دراوحلول کرده باشد . اماخدیجه (سلام الله علیها ) به اودلداری می دهد که نترس ناموس اکبرکه برموسی وعیسی نازل می شد ،برتو نازل شده است وپیامبر (صلی الله علیه وآله ) نیز باور می کند .[4] تعبیرات زشت وزننده ای هم دربرخی روایات دیده می شود .
1ـ عروةبن زبیر موثق نبوده وروایات اومورد قبول مردم شیعه وسنی نیست ،زیرا اومتهم به جعل حدیث ودشمنی ودشنام به علی (سلام الله علیه ) است .
عروةدرحدیث ازعایشه نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به علی (سلام الله علیه ) وعباس عمویش فرمود : « ان هذین یموتان علی غیر ملتی »[5] این دوبرغیر ملت وبرغیرمذهب اسلام ازدنیا می روند که به طو ر مسلم این حدیث در نزد شیعه وسنی جعلی است ودر جعلی بودن آن جای تردید نیست وهیچ عاقل آن را نمی پذیرند .
2ـ همچنین درباره عایشه غلو می کند ،زیرا عروةپسر خواهر عایشه بود واونقل می کند که « مارأیت احداعلم بفقه ولا طب ولا شعر من عایشه .»
ازعایشه عالم داناتر در فقه وطب وشعر ندیدم [6]
3ـ هرروایتی درصحیح بخاری آمده است ،صحیح نیست . زیرا ابن حجر در مقدمه کتاب فتح الباری فی شرح صحیح بخاری می گوید که 110 حدیث در صحیح بخاری نقل شده که مورد تردیداست .
وهمچنین اومی افزاید که درصحیح مسلم ،بیشتر از این هم وجود دارد .[7]
4ـ علت جعل حدیث از خدیجه (سلام الله علیها ) وبیان فضیلت برای ورقه بن نوفل ،پسر عم خدیجه (سلام الله علیها ) توسط عروة فضیلت تراشی برای خاندان آل زبیر در برابر خاندان بنی هاشم ،بنی عباس وحتی بنی امیه بود چون ابن زبیر در مکه داعیه خلافت داشت .
5ـ لازمه صحت حدیث ،پذیرش شک وتردید پیامبر (صلی الله علیه وآله ) دروحی است می دانیم که انبیا هرگز دروحی شک نداشته اند « آمن الرسول بما انزل الیه من ربه »[8] پس حدیث که ذکر شد ،خلاف قران است .
6ـ لازمه صحت حدیث ،آگاهی وایمان بیشتر خدیجه (سلام الله علیها )وورقه بن نوفل نسبت به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) است که هر گز آنها بیشتر ازپیامبر (صلی الله علیه وآله ) ایمان ندا شته اند .
7ـ ترس واضطراب پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) [9] آن هم تاحد اقدام به خود کشی ،باور نکردنی است که در یک از اشعار مولوی در کتاب مثنوی ،ص 1003 آمده است نشأت گرفته ازهمین نقلها است [10]
8ـ براساس نقل مورخان اهل سنت سن عایشه در هنگام مرگ خدیجه (سلام الله علیها ) بیش از پنج سال نبود . بنا بر این چگونه وچه وقت ممکن است این همه مطالب را ازخدیجه (سلام الله علیها ) فراگرفته باشد .
9ـ چرا این همه مطالب را عایشه از شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله )نقل نکرده است وچرا جزئیات بعثت را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) نپرسیده است تا صحیح بودن یا نبودن آن اشکار شود ،
10ـ خداوند وجبرئیل برامی بودن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) آگاهی داشتند ،پس چه ضرورت داشت که جبرئیل چندین بار آن هم بافشار شدید از او بخواهد تا بخواند ،تا آنجا که اوهر بار بگوید « طاقتم طاق شد وجانم به لب رسید ؟ [11]
11ـ زراره ازامام صادق (سلام الله علیه ) پرسید : « آیا هنگام که نخستین بار بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) وحی نازل شد ،اونتر سید واحتمال نداد که ممکن است از جانب شیطان باشد ؟ » حضرت فرمود : «نه،خداوند بنده ای را به رسالت انتخاب می کند که وقتی وحی بر قلب اونازل می شود مانند آن باشد که به چشم خود می بیند ؛»[12]
( اولین مومن )
شواهد بسیار ی ،در مورد اینکه اولین مومن علی (سلام الله علیه ) است وبعد خدیجه ( سلام الله علیها ) دردسترس داریم ازجمله : سیره ابن هشام ،ج 1؛الکامل ابن اثیر ،ج 2 ؛تاریخ یعقوبی ؛ج 2 ؛ذخائر العقبی ،ص 58 و59 ؛خطبه قاصعه حضرت علی (سلام الله علیه ) وخطبه 88 نهج البلاغه ازفیض الاسلام وصبح صالح ،ص300 بعد ازآن دوجعفر بن ابیطالب وزید بن حارث .
لازم به یادآور ی است که علی (سلام الله علیه ) حتی در هنگام نزول نخستین آیات وحی وابلاغ رسالت با پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله )بوده است وپیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) در پاسخ به سوال علی (سلام الله علیه ) که این صدا چست ،به اوفرمود : « انک تسمع ما اسمع وتری ما اری الا انک لست بنیی لانک لوزیر[13] » تومی شنوی وتو می بینی آنچه را من می بینم ولی تو نبی نیستی ولی وزیری . وپیامبر (صلی الله علیه وآله ) فرمود : « علی اولین کسی است که با من نماز خواند [14]ابن اثیر در اسد الغابه وابن عبد الربه در استیعاب وذخائر العقبی ،ص174 ،اسلام آوردن حمزه را در سال دوم بعثت وایمان ابوبکررا درسال پنجم بعثت وایمان آوردن عمر را در سال ششم بعثت وحد اقل بعد از ایمان آوردن 40 مرد و11زن وحتی بعد ازهجرت اول مسلمانان به حبشه می داند .
( آغاز دعوت علنی )
بانزول آیه 214سوره شعرا ء،وانذر عشیر تک الا قربین[15] خویشاوندان نزدیک خود را ازنافرمانی خدا وند بیم وهشدارده ،پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) به علی (سلام الله علیه ) دستور داد که مقدمات دعوت را فراهم کند وغذای تر تیب دهد وسران بنی ها شم را دعوت کند . هر چند مقدار غذا کم بود ،ولی قرار بود که نخستین دعوت بانوعی کرامت همراه باشد تاهمه سیر شوند وبا زغذا باقی بماند همین کرامت سبب شد که ابولهب ،عموی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) تهمت سحر وجادو به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) بزند . در آن مجلس یا مجلس دوم پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) با مقدماتی رسالت خویش را بلاغ می کند وپس ازدعوت به یکتا پرستی حتی مسئله جا نشینی خود را بیان میدارد . ومی فرماید : «لان الرائد لا یکذب اهله » سپس می گوید « ایکم یوازدنی علی هذالامر علی ان یکون اخی ووصی وخلیفتی فیکم »[16]
( دعوت عمومی وهمگانی )
دعوت عمومی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) طبق نقل صاحب مجمع البیان با نزول آیه یا ایها المد ثیر ،ولی طبق نقل مشهور دیگر ی با آیه فاصدع بما تومر واعرض عن المشرکین 94[17] انا کفینا ک المستهزئین [18] آغاز می شود . پیامر اکرم (صلی الله عله وآله ) درمحفل عمومی قریش ،در کنار کعبه وبالای کوه صفا وبه نقل در ابطح ،دعوت خود را علنی می کند :
( فشار وشکنجه )
باعلنی شدن دعوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) وگرایشات گروهی ،فشار وشکنجه نسبت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) با چوب وسنگ ز دن وریختن خاکروبه وشکمبه شتر وگوسفند بر سرش ادامه دا شت تاروزی که حمزه عموی شجاع پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ( ،اسلام آوردن خودراازسال دوم بعثت شروع شده بود ،آشکار کرد . بعد ازاین دوران دور سوم که آغاز هجرت باشد شروع می گردد.
[1] مجمع البیان ،ج،9 ص 386 ،سحار الانوار ،ج،18 ص،167
[2] سوره ضحی ،آیه 3
[3] سره آیه ،آیه 94
[4] الکامل ابن اثیر ،ج 2،ص 31 سیره ابن هشام ، ج 1، ص 255
[5] شرح نهج البلاغه ،ابن ای الحدید ،ج4،ص 64و300
[6] اسد الغا به ،ج 5 ،ص4،والاصابه ،ص349
[7] فتح الباری فی شرح البخاری ،ج 1،ص21
[8] سوره بقره ،آیه 285
[9] الکاا مل ابن اثیر ،ج2،ص31
[10] الصحیح من السیره ،ج2،ص216و223
[11] النص والا جتهاد والصحیح من سیرةالنبی ،ج 1،ص 216و224
[12] تفسیر عیاشی ،ج2،ص 201
[13] نهج البلا غه ،صبح صالح ،خطبه 92 ،ص 301 ،شرح نهج دالبلا غه این ابی الحدید ،ج16
[14] کنز العمال ،ج 11،ص 616
[15] سوره شعرا، آیه ، 214
[16] مسند احمد ،ج1،ص111،تفسیر طبری ،ج19 ،ص 68 تذکره سبط ابن جوزی ،ص 44،ینابع الموده ،ص 105
[17] سوره حجر ّآیه ّ94
[18] سره حجر ،آیه 95
راه اندازي سايت «پشي» با توجه به ضرورت ها ونيازها ي امروز وفرداي كشور ومنطقه طراحي وبرنامه ريزي شده است ومقدمه اي است براي همكاري وهمگرايي نزديك محصلين منطقه پشي به سرنوشت ومسائل آيندهي نسل جوان كشور ومنطقه و رفع خلأ هاي فرهنگي واجتماعي و پاسخ گويي به سؤلات ونيازهاي فكري و فرهنگي مردم و نسل جوان كشور ومنطقه.