1 0 تولد آن حضرت

امام حسين (ع) در سال سوم [1] وبنا بر قولي در سال چهارم هجري  در سوم ماه شعبان يا در پنجم همان ماه در مدينه ديده به جهان گشود   و جهان را  به شمع وجودش  منور نمود، مدت امامت و رهبرى آن حضرت ده سال، عمر شريف حضرت، 57سال  و محل دفنش كربلا مي باشد ،  ابن شهر آشوب‏ولادت آن حضرت را پس از ده ماه و بيست روز از ولادت برادرش امام حسن (ع)، در روز شنبه و يا پنج‏شنبه ماه‏شعبان سال چهارم از هجرت دانسته است، و نيز گفته شده است كه مابين آن حضرت (ع) و برادرش امام حسن (ع) فاصله نبوده مگر به اندازه حد اقل مدت حمل،  يعني شش ماه  [2] . در توقيع حضرت صاحب الامر (ع) به‏قاسم بن علاء همدانى ولادت امام حسين روز پنج‏شنبه سوم ماه شعبان دانسته شده، بعضى برخلاف مشهور ماه ولادت آن حضرت را ماه ربيع الاول ‏سال سوم هجرت دانسته اند. [3]

نام امام حسين عليه‏السلام در تورات (شبير) و در انجيل (طاب) آمده است؛ كنيه هاي مباركش ، ‏ابوعبدالله و ابو على، القاب مباركش ؛ رشيد، وفى، طيب، سيد، زكى، مبارك، تابع لمرضات الله، دليل على ذات الله، سبط، شهيد لكل اجل و سعيد مي باشند .[4]   در كتاب وافى از امام حسن(ع) روايت شده است كه نقش نگين آن حضرت حسبى الله  و از امام رضا(ع) روايت شده است كه »ان اللَّه بالغ‏امره« بوده است .[5]

شيخ طوسى و ديگران به سند معتبر از امام رضا(ع) نقل كرده اند كه چون امام حسين (ع) متولد شد، پيامبر اكرم(ص) به اسماء بنت عميس فرمود: فرزندم را بياوريد، اسماء گفت آن نوزاد مقدس را در جامه سفيدپيچيده به محضر پيامبر اكرم(ص) بردم، حضرت او را گرفت در دامن قرار داد، در گوش راست او اذان و در گوش‏چپ او اقامه گفت، جبرئيل نازل شد و گفت: خداى بزرگ سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: نسبت حضرت على (ع)  به تو به منزله نسبت هارون  به موسى است لذا  او را به اسم پسر كوچك هارون نام گذار كه(شُبَير) است‏ و چون لغت عبري است او را حسين نام گذار[6]   پس رسول خدا  او را بوسه داد و گريست و فرمود : تو را مصيبتى‏بزرگ در پيش است، پروردگارا لعنت كن قاتل او را، فرمود: اى اسماء اين خبر را به فاطمه نگو، چون روز هفتم شد پيامبر اكرم(ص) فرمود: فرزند مرا بياوريد، و چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفندى براى امام حسين(ع)عقيقه كرد، يك ران قربانى را بقابله داد و سر نوزاد عزيزش را تراشيده و به وزن موى سرش نقره صدقه داد  [7] پس‏او را در دامان خود قرار داد و فرمود: اى عبدالله چه بسيار گران است بر من كشته شدن تو، پس نبى اكرم(ص) گريه‏مى‏كرد، اسماء گفت پدر و مادرم فداى تو باد، اين چه گفتارى است كه در روز نخست ولادت بر زبان جارى‏كردى و امروز نيز فرمودى و گريه مى‏كنى؟ حضرت فرمود: مى‏گريم بر اين فرزند دلبند خودم كه گروهى ستمگر ازبنىاميه او را خواهند كشت: خدا نرساند به ايشان شفاعت ما را، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دين من خواهدكرد و به خداوند بزرگ كافر خواهد شد، بعد فرمود: خداوندا من مى‏خواهم در حق اين دو فرزندم آنچه كه ابراهيم‏در حق ذريت خود، خواست ، خداوندا تو دوست‏دار ايشان را و دوست‏دار هر كه را كه دوست مى‏دارد ايشان را و لعنت كن‏هر كس كه ايشان را دشمن دارد لعنتى چندان كه آسمان و زمين پرشود. [8]

 حضرت زهرا (ع) در موقع بازى با اطفالش  به امام حسين (ع) درس شجاعت و دفاع از حق و خدا پرستى مى‏داد. و اين چهار نكته حساس را به كودكش القاء مى‏كرد: 1- مانند پدرت شجاع   باش، 2- از حق دفاع‏كن، 3 - خدا را پرستش كن، 4- با افراد كينه‏توز دوستى‏مكن. [9]

 

2 . سيماى  امام حسين (ع) در آيات

در قرآن كريم آيات فراواني در شان  اهل بيت پيامبر(ص) نازل شده است كه همگي حكايت از رفعت شان وعظمت مقام آن بزرگواران دارد وبه تبع حاكي از عظمت وبزرگواري شخصيت امام حسين عليه السلام نيز مي باشد براي اينكه امام حسين (ع) يكي از مصادق بارز  اهل بيت (ع) مي باشد . وما در اين جا تنها به اشاره  آيات مربوطه را ذكر مي كنيم كه عبارتند از :

 1 _ آيه تطهير[10] كه خداوند در آن مي فرمايد : خداوند اراده كرده است كه رجس و آلايش را از شما خانواده نبوت ببرد، و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند.

ام سلمه مى‏گويد: آيه تطهير در منزل من مخصوص هفت نفر شده است: جبرئيل مكائيل، رسول الله، على، فاطمه،حسن و حسين(ع) سپس مى‏گويد: من در منزل بودم عرض كردم يا رسول الله، آيا من از اهل بيت توام؟ فرمود:خير تو از زنان پيامبرى [11]

ترمذى، از انس بن مالك روايت مى‏كند؛ كه از رسول خدا پرسيدم: كدام يك از اهل بيت‏بيشتر مورد توجه شماست؟ فرمود: حسن و حسين(ع) .

 از وقتى كه آيه تطهير نازل شد قريب شش ماه هرروز رسول خدا در هنگام نماز در خانه فاطمه مى‏آمد و آيه تطهير را مى‏خواند،[12] حضرت در وقت نزول آيه فرمود:»اللهم اهل بيتى و خاصتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.« [13]

 2 -  آيه مباهله  [14]  كه مي فرمايد: بگو : بيائيد، ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم ، شما هم زنان خود را ؛ مااز نفوس خود دعوت كنيم ، شما هم از نفوس خو د؛ آنگاه مباهله كنيم؛ ولعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

3- سوره دهر يا  هل اتى كه آيات متعدد آن در شان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) ازجمله در شان  امام حسين(ع) نازل شده است.

4 -  آيه 28 سوره مباركه فجر [15] كه در شان امام حسين(ع) نازل شده است كه صاحب نفس مطمئنه   وراضيه ومرضيه  است [16] .

5 -  آيه اصطفاء [17] كه خود  امام حسين(ع) در موقع حركت فرزندش على اكبر به سوى ميدان جنگ اين آيه راتلاوت مى‏فرمود كه ‏دلالت ضمنى دارد كه رهبران اسلام و ائمه ما منتخب الهى هستند  و جهان بشريت درعرض نبوت مردان بزرگ خدا به رهبران آل ابراهيم و ائمه اطهار نياز دارد، و ائمه(ع)در تعقيب هدف ابراهيم(ع) و ايجاد مسالمت و تقوا و تحقق توحيد و يگانه‏پرستى هستند. [18]

6 -  آيات 19 تا 21 سوره الرحمن كه مي فرمايد:"دو درياي مختلف را در كنار هم قرار داد، در حالي كه باهم تماس دارند؛ در ميان آن دو برزخي است كه يكي بر درگيري غلبه نمي كند . پس كدامين نعمتهاي پروردگارتان را انكارمي كنيد؟ از آن دو ، لولو ومرجان خارج مي شود "[19]

يحيى بن‏سعيد عطار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: خداوند تبارك و تعالى در قرآن فرموده است؛ لؤلؤ ومرجان حسن و حسين(ع) هستند و على و فاطمه دو درياى بزرگ‏اند، يكى بر ديگرى برترى ندارند. [20]

7 –  اولوا الامر [21]كه در آيه شريفه آمده است يكي از مصادق شان امام حسين (ع) است كه  اطاعت از او مثل بقيه افراد اولوا الامر در كنار اطاعت خدا وپيامبرش (ص) واجب است. چنانچه امام صادق عليه السلام در جواب سوال ابو بصير درباره آيه فرموده است : آيه در شان على بن ابيطالب (ع) و امام حسن(ع) وامام حسين(ع) نازل شده است. [22]

8 – طور سنين كه در سوره تين آمده است به نقل از علي بن ابراهيم در تفسير نورالثقلين مراد از  تين،  پيامبراكرم(ص) و مراد از زيتون  حضرت على(ع) ومراد از طور سنين  امام‏حسن(ع) و امام حسين(ع) و مراد از هذا البلد الامين  ائمه عليهم‏السلام مي باشند . [23]

علاوه براين آيات ، آيات ديگري هم در اين رابطه وجود دارد كه مجال  ذكر آن با طول و تفصيل وجود ندارد   لذا  به‏عنوان نمونه به اين آيات اشاره شد وبه همين مقدار اكتفا مي كنيم.

3 0 سيماي امام حسين(ع) در روايات

 روايات زيادى كه از پيامبر اكرم(ص) از طريق فريقين رسيده است دلالت روشن وصريح به عظمت وبزرگوارى امام حسين(ع) دارد، امام حسين(ع) با داشتن صفات و كمالات انسانى فوق‏العاده مورد مهر و علاقه‏جد بزرگوارش بوده و كلماتى كه در تمجيد و ستايش آن حضرت گفته شده است نشان از عظمت او دارد ، زيرا پيامبراكرم(ص) هيچ‏گاه سخني به گزاف نگفته و قرآن هم فرمايش‏هاى حضرت را از پيروى هواى نفس به دور دانسته: »وما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى.« [24] وما دراين جا به نمونه اي از فرمايشات آن حضرت اشاره مي كنيم.

1 -  حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسينا، حسين سبط من الاسباط« [25] حسين از من‏است و من از حسينم، خداوند دوست بدارد هر كس كه حسين را دوست بدارد و حسين سبطى از سبطهاى من‏است.

ابى حازم از ابو هريره نقل كرده است كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: هر كس حسن و حسين را دوست بدارد پس به‏تحقيق مرا دوست داشته باشد و هر كس به آنها بغض و عداوت داشته باشد با من بغض و عداوت داشته است. [26]

2 -  پيامبر اكرم(ص) فرمود: "الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه." [27]

3 - پيامبر اكرم(ص) فرمود: "الحسن والحسين امامان   قاما او قعدا." [28]

امام حسن و امام حسين(ع) هر دو امامند، اگرچه يكى قيام كند و يكى بنشيند .  به خاطر همين است كه وقتى امام حسن(ع) با معاويه‏صلح مى‏كند عده‏اى از شيعيان تندرو آمد خدمت امام حسين(ع) از او خواست كه قيام كند، حضرت فرمود: فعلاً موقعش نيست، برادرم پيمان صلح امضا كرده است اين سكوت امام به خاطر اطاعت از امام خودش و براى‏عزت جامعه اسلامى بود.

4 - حضرت على(ع) فرمود: " الحسن و الحسين ريحانتا رسول الله " [29] پيامبر اكرم(ص) به حسنين اشاره فرمود و گفت: اينها دو گل من هستند در دنيا.

5 -  پيامبر اكرم(ص) براى حضرت على(ع)، فاطمه(س)، امام حسن (ع) و امام حسين(ع) فرمود: "انا سلم لمن‏سالمتم و حرب لمن حاربتم" [30]

4 . محبت پيامبر اكرم(ص) به حسين (ع)

با توجه به سيره عملي پيامبر اكرم(ص) در مورد اظهار مهر ومحبت به  امام حسن وامام  حسين (ع) نظير درآغوش گرفتن، بر دوش خود سوار نمودن وگفتن اينكه فرزندان عزيز! مركب شما چه خوب مركبى است و شما چه سواران خوبى هستيد [31] يا در سجده وقتي بردوش پيامبر(ص) سوار مي شدند حضرت آنها را با آهستگي وبا مهرباني به زمين مي گذاشت ، [32] همه اين كارهاي پيامبر(ص) نشان از بزرگواري آن بزرگواران دارد كه عملاً به مردم نشان مي داد.

 

5 .  نظر دانشمندان درباره شخصيت امام حسين ( ع )

راز بقاى امام حسين (ع)

امام حسين(ع) به واسطه شخصيت عالى قدر و به واسطه شهادت قهرمانه‏اش، مالك قلب‏ها و احساسات صدهاميليون انسان است. اگر كسانى كه براى اين مخزن عظيم و گرانقدر احساسى روحى گمارده شدند، يعنى سخنرانان‏مذهبى بتوانند از بين مخزن عظيم در جهت هم شكل كردن و هم رنگ كردن روح‏ها با روح عظيم حسينى بهره‏بردارى كند، جهان اصلاح مى‏شود.

راز بقاء امام حسين(ع) منطقي بودن نهضت مقدسش مي باشدكه از ناحيه منطق حمايت مى‏شود و از سوى ديگر درعمق احساسات و عواطف راه يافته است. ائمه اطهار كه به گريه بر امام حسين(ع) سخت توصيه كرده‏اند،حكيمانه‏ترين دستورها داده‏اند، اين گريه‏هاست كه نهضت امام حسين(ع) را در اعماق جان مردم وارد مى‏كند به‏شرطى كه گروهى كه بر اين مخزن عظيم گمارده شده‏اند بدانند چگونه بهره‏بردارى كنند. [33]

بايد مردم از تراژدى كربلا درس عبرت، عزت، افتخار و سرافرازى را بياموزد زيرا امام با تعداد نفرات كم بدون‏ترس و دلهره در برابر انبوهى از لشكر قرار مى‏گيرد مردانه از كيان اسلام، و از عظمت اسلام براى سربلندى،سرافرازى، عزت و كرامت جامعه اسلامى دفاع مى‏كند كه مزارش تا ابد قبله‏گاه عاشقان است، ولى در مقابل اثر ازدشمنان باقى نيست اين خودش درس عبرت براى جامعه بشرى‏است.

 " و اَىّ عبرهٍ ِلاُولى الاَبصار اَعظمُ مِن كَونِ ضَرِيح الحسين(ع) حرَماً مُعَظَّماً و قَبرُ يَزيد بنِ معاويه‏مزبله."[34]

چه عبرت براى صاحبان بصيرت بزرگتر از اين كه حرم حضرت امام حسين(ع) بزرگ و با جلال‏تر است، و يزيدآن روز سلطنت ظاهرى را صاحب بود، ولى آثار از او باقى نمانده و قبر وى مزبله ي بيش نيست.

1 -  محمدعلى جناح موسس كشور پاكستان مى‏گويد: هيچ نمونه‏اى از شجاعت و فداكارى و شهامت بهتر از آن كه‏امام حسين(ع) نشان داد در جهان پيدا نمى‏شود، به عقيده من تمام مسلمانان جهان بايد از شهيدى كه خود را درسرزمين عراق قربانى نمود پيروى كنند و از مكتبش سرمشق بگيرند.[35]

2 -  عبدالله علائلى دانشمند معروف اهل سنت مى‏گويد: هر كس در زندگى دو روز دارد، روز زنده شدن و روزمرگ، ولى تو اى حسين تنها يك روز داشتى، روز زنده شدن و حيات، زيرا تو هرگز نمردى، تو جان شيرين خودرا بر سر عقيده پاك و هدف بزرگ و آرمان مقدس خويش نهادى به همين دليل تا حق و حقيقت و اسلام در جهان‏زنده است توهم زنده‏اى. [36]

3 - شيخ محمد محمود مدنى استاد و رئيس دانشكده شريعت دانشگاه الازهر مى‏گويد:

امام حسين(ع) شهيد نمونه وبرجسته مجاهدان راه خدا، ديد  بال و پرِحق شكسته و باطل از چهار سو راه را بر آن بسته است، خود را ديد كه ‏شاخ درخت نبوت و پسر آن امام شير دل است كه هرگز از بيم و ذلت سر به زير نينداخت، خود را ديد كه برطرف‏كردن اين حزن و اندوه و از ميان بردن اين تاريكى‏ها از او خواسته شده است، صدايى از اعماق دلش او را ندامى‏كرد، تو اى پسر پيامبر، براى رفع اين شدائد هستى، خدا با جد تو تاريكى‏ها را برطرف و حق را ظاهر و باطل را باطل ساخت تا بر او اين آيه نازل شد اذا جاء نصرالله و الفتح مردم گروه گروه دردين خدا وارد شدند پدر تو همان شمشير برنده‏اى بود كه در نيام نرفت تا گردن‏هاى مشركان را ذليل توحيدساخت، برخيز اباعبدالله مانند پدر و جدت جهاد كن، پس چه كسى اين همه گرفتارى و پريشانى و فشار ظلم وستم را برطرف مى‏سازد اگر تو برطرف نسازى؟ و چه كسى براى نجات امت قيام مى‏كند اگر تو قيام نكنى؟ گوئى‏امام حسين(ع) اين صدا را از اعماق دلش مى‏شنيد كه او را به اين نداى موثر ندا مى‏كرد و شب و روز به او اصرارمى‏ورزيد، پس امام حسين(ع) چاره‏اى جز پاسخ به اين ندا و اجابت اين صدا نداشت و به كسانى كه او را از قيام‏باز مى‏داشتند و مى‏ترساندند التفاتى نكرد و شدت و قساوت دشمن او را از جهاد در راه خدا باز نداشت، زيرا اومجاهدى بود كه به امر خدا قيام كرد، و برايش تفاوتى نداشت كه به ظاهر مغلوب باشد يا منصور، چون در هر دوحال برايش كرامت، سعادت، شرافت، و عزت بود.

خداوند در قرآن مى‏فرمايد: "هل تربصوا بنا الا احدى المحسنين "[37] پس او در راه خدا و حق شهيد شد او به‏بزرگترين درجات در نزد خدايش رستگار شد، كه نام و ياد او و ياران باوفاى او در بلنداى تاريخ فروزان است. [38]

4 -  يكى ديگر از نويسندگان اهل سنت پس از آنكه تفاوت شرائط و اوضاع عصر امام حسن(ع) با عصر امام‏حسين(ع) شرح داده مى‏گويد: ما نمى‏توانيم بگوئيم امام عازم بود با يزيد بيعت نكند اگر چند كشته شود، زيرا ممكن‏نبود امام با يزيد بيعت كند، و اگر بيعت مى‏كرد ، مردم  يزيد را امام به حق مى‏شمردند و او براى تغيير دين فرصت‏مى‏يافت از اين جاست كه گفته‏اند:" ان الحسين فدى دين جده بنفسه و اهله و ولده و ما تزلزلت اركان دوله بنى اميه ‏الا بقتل الحسين " . امام حسين(ع) جان خود و اهل و اولادش را فداى دين جدش كرد و اركان دولت بنى‏اميه‏متزلزل نشد مگر به كشتن امام حسين(ع) همين نويسنده در جاى ديگر مى‏گويد: دولت بنى اميه پس از شهادت آن‏حضرت دير نپائيد و شصت و چند سال را به پايان نرساند، كشتن امام درد كشنده‏اى شد كه در اندام حكومت آنان‏جا گرفت تا سرانجام آنان را هلاك كرد و خون خواهى امام فريادى بود كه دل‏ها و گوش‏هاى مردم با آن فتح‏مى‏شد، با توجه به اين مصالح و اوضاع و احوال و ملاحظه مقام امام، آيا كسى مى‏تواند در ضرورت اين قيام ترديدكرد؟

آيا حتى با قطع نظر از مقام امامت اشكالى دارد كه امام همين برنامه‏اى را كه اجرا كرد با پيش‏بينى عاقبت كار انجام‏دهد تفاوت نمى‏كند كه فوائد و آثار نتايج قيام را بگوييم يا هدف بشماريم ممكن است بگوييم اين فوائد و آثار،حكمت تعبد و تكليف امام به شهادت است، و ممكن است بگوئيم: اين فوائد و آثار، هدف و قيام و قبول شهادت‏است چنانچه شاعر دردمند علامه اقبال لاهورى مى‏گويد:

آن امـــام عـــاشـقـان    پــور بـتـول                سـرو آزادى ز بـسـتان رســول

چون خلافت رشته از قرآن گسيخت                حريت را زهر اندر كام ريخت

خواست آن سر جلوه، خــير الامــم                 چون سحاب فيله باران از كرم

بــر زميـن كـــربـــلا بـاريــد رفـت                 لاله در ويرانه‏ها كاريد و رفت

تــا قـيـــامــت قــطـع اسـتبداد كرد                 موج خون او چمن  ايجاد كرد

تـيــغ بـهـر عـزت ديـن است و بس                 مقصد او حفظ آئين  است بس

خـون او تغيـيـر ايـن اسـرار كــــرد                 مـلـت خـوابـيـده را بيدار كرد

تيـغ چـون لا از مـيـان بـيرون كشيد                 از رگ ارباب باطل خون كشيد

نـقـش الا الـلــه در صحرا آموختيم                 ز آتـش  او شـعـله ‏ها انـداختيم

شـوكـت شـام و فــرا بـغـداد رفـت                 دولـت قـرنـاطه هـم بر باد رفت

تـا زه  مـا  از خيـمه‏اش سرزان هنوز                تـازه  از تـكبير او  ايـمان هنــوز

اى صبـا اى پـيـك دور افـتــادگان                 اشـك مـا را بــر مزار او رسان [39]

اين چكيده از نظرات دانشمندان بود كه درباره امام حسين(ع) گفته اند.

6  -  نظر دانشمندان غير مسلمان در مورد شخصيت امام حسين(ع)

1 -  مهاتما گاندى بنيانگذار هند نوين مي گويد : من براى مردم هند مطلب تازه‏اى نياورده‏ام تنها نتيجه‏اى را كه ازمطالعات دامنه‏دار خود در تاريخ زندگى قهرمانان كربلا به دست آوردم به ملت تقديم كردم، و اگر بخواهم هند رانجات دهيم بايد همان راهى را بپيمائيم كه حسين(ع) پيمود. [40]

2 -  ل م بويد مى‏گويد: در طى قرون، افراد بشر هميشه جرات، پردلى و عظمت روح و بزرگى قلب و شهادت وشهامت روانى را دوست داشته‏اند و در اثر همين‏ها است كه آزادى و عدالت هرگز به نيروى ظلم و فساد تسليم‏نمى‏شود اين بود شهامت، و اين عظمت امام حسين(ع) و من مسرورم كه در چنين روزى با كسانى كه اين فداكارى‏عظيم را از جان و دل ثنامى گويند شركت كرده‏ام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است. [41]

3 - واشنگتن ارونيك مورخ آمريكاى مى‏گويد: براى امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگى خود را با تسليم شدن به‏اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوائى و نهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد كه او يزيد را به عنوان‏خلافت بشناسد، او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى‏اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى تفتيده عربستان، آرميد، روحت  فناناپذير است‏اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من اى حسين(ع) . [42]

4 -  سرفردريك جمى مى‏گويد: درس امام حسين(ع) و هر پهلوان شهيد ديگرى اين است كه در دنيا اصول ابدى‏عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيراند و همچنين مى‏رساند كه هر گاه بدى مقاومت كند و بشر درراه آن پافشارى نمايد آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند. [43]

5 - پروفسور ادوارد براون مى‏گويد: آيا اقليتى پيدا مى‏شود كه وقتى درباره كربلا سخنى مى‏شنود آغشته باحزن و الم‏نگردد؟ حتى غير مسلمان نيز نمى‏توانند پاكى روحى كه اين جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انكاركنند. [44]

6 - گيبون مورخ مشهور مى‏گويد: در طى قرون آينده بشر در سرزمين‏هاى مختلف شرح صحنه حزن‏آور مرگ‏حسين(ع) موجب بيدارى قلب خون سردترين خوانندگان خواهد شد. [45]

و همچنين او مى‏گويد: بزرگترين دليل براى اين كه حسين به قتلگاه رفت و ابدا قصد سلطنت و رياست نداشت‏اين است كه امام حسين(ع) با آن علم و سياست و تجربه كه در عهد پدر و برادر در مقاتلت با بنى‏اميه حاصل نموده‏بود مى‏دانست كه با عدم موجودى اسباب خود و آن همه اقتدار يزيد مقاومت با او ممكن نيست. ديگر اينكه امام‏حسين(ع) بعد از پدرش گوى از كشته شدن خود مى‏نمود و از آن ساعتى هم كه از مدينه حركت كرد بى‏پرده به‏آواز بلند مى‏گفت: كه من براى كشته شدن مى‏روم و به جمع همراهان خود همين را محض اتمام حجت بيان‏مى‏كرد كه هر كس به طمع جاه و مال با او بيعت كرده ترك همراهى او را گيرند ورد زبانش اين بود: من راه قتلگاه‏در پيش دارم.

9 -  آثار وجودى امام حسين(ع) در نظر دكتر "جوزف"

دكتر جوزف مستشرق معروف فرانسوى در كتاب خود»الاسلام والمسلمين« شرح مبسوط و عميقي در فسلفه عزادارى سيد الشهدا(ع) روضه‏خوانى و هيئت‏هاى‏عزادارى نگاشته و به فوايد اين مراسم از جنبه سياست و اخلاق و تربيت و كمال و مركزيتى كه ايران در جامعه‏شيعه دارد اشاره كرده و پيشرفت و بقاى مذهب شيعه را به خصوص در بعضى نقاط مثل هند مربوط به سوگوارى ‏سيدالشهداء دانسته و اظهارنظر كرده كه با حفظ اين مراسم جمعيت و شوكت ترقى شيعه در آينده بيشتر خواهدشد، اين شرق‏شناس ضمن اشاره به اوقاف و وجوه بسيار شيعه در راه برگزارى عزادارى حسينى صرف مى‏كند مى‏گويد: مذاهب ديگر به اندازه شيعه در راه تبليغ و دعوت در دين بذل مال نمى‏كنند و مصارفى كه شيعه شايد سه‏برابر مصارفى باشد كه ساير فرق اسلام در اين راه مصرف مى‏كنند. و اگر يك نفر شيعه در دورترين نقاط هم باشد يك نفرى اين مراسم را از تشكيل مجالس روضه و انفاق به فقرا و احكام و غيره اجرا مى‏كند و در حقيقت به‏دعوت و تبليغ مى‏پردازد. منبر و موعظه و خطابه در تربيت خطباء و وعاظ و گويندگان توانا و پرورش اخلاق عوام‏و آشنا كردن به علوم و معارف موقعيت خواصى دارد: تمام مسائل در دنيا مطرح مى‏شود به نوعى كه عوام شيعه ازساير فرقه‏ها به عقايد و مذهب خود آشناتر و اگر در قطار عالم نظر كنيم در هيچ جامعه‏اى مانند شيعه زمينه ترقى‏علمى و اقتصادى فراهم نيست، و شيعه پيشرفته‏ترين فرقه و آمادگى آنها براى كسب علوم صنايع جديد بيشتراست؛ چنانچه تعداد كارگر در ميان شيعه به نسبت جميعت بيشتر است، شيعه دين خود را با شمشير پيش نبرده‏بلكه با نيروى تبليغ و دعوت پيشرفت كرده و اهتمام آنها به برگزارى مراسم سوگوارى موجب شده كه تقريباً دوسوم مسلمانان و بلكه گروه‏هاى از اديان ديگر نيز با آنها در عزادارى حسين(ع) شركت كند [46]

بر اين اساس‏ممكن است كه بگوئيم جمعيت شيعه در آينده از ساير فرق بيشتر مى‏شود سپس راجع به هيئتها و پرچم‏ها وعلامت‏ها عزادارى و فوائد آن شرحى مى‏نگارند و تأثير اين شعائر در اتحاد و زيادتى شوكت و استقلال و اتحادمتذكر شده است مى‏گويد:

از امور طبعى و فطرى كه مؤيد شيعه است كه هر كس به طبع فطرت خود طرفدار مظلوم‏است و مايل است مظلوم را يارى كند اين نويسندگان اروپايى هستند كه در كتابهايشان تفصيل شهادت امام‏حسين(ع) و اصحابش را مى‏نويسند و مظلوميت امام حسين(ع) و اصحابش و ستمگرى و بى‏رحمى كشتگان‏ها راتصديق مى‏كنند، هيچ‏چيز نمى‏تواند جلو اين امر فطرى و ادراك وجدانى بشر بايستد و مانع پيشرفت مذهب شيعه‏شود. [47]

10 - گفتار مادام انگليسى در مظلوميت امام حسين(ع):

 مقاله مفصلى از خانم دانشمند انگليسى با عنوان (سه شهيد) آمده است و اظهارنظر كرده است كه سه نفر در تاريخ بشريت براى اعلاى كلمه حق جانبازى و فداكارى كردند كه‏از ساير فداكاران و جانبازان گوى سبقت ربودند.

1 .  سقراط حكيم يونانى در آتن

2 . حضرت عيسى‏بن مريم(ع) در فلسطين، البته برخلاف نظر مسلمين و به تصريح قرآن كه حضرت عيسى(ع)مسلوب و مقتول نگرديده خداوند در قرآن مى‏فرمايد: و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبه بهم. [48]

3 . امام حسين(ع) فرزندزاده محمد(ص) پيغمبر مسلمانان.

آن گاه نوشته است تاريخ حالات و چگونگى شهادت‏و جانبازى و فداكارى امام حسين(ع) از آن دو نفر (سقراط و عيسى) قوى‏تر و مهمتر بوده است، به همين جهت به‏سيدالشهدا ملقب شد، زيرا سقراط و عيسى تنها در راه حق به تفديه جان خود حاضر شدند، ولى امام حسين(ع)جلاى وطن كرد در بيابان دور از جمعيت در محاصره دشمن واقع شد و عزيزترين عزيزانش را كه از دست دادن‏هر يك از آنها از سر دادن خودش مهم‏تر بوده فداى حق كرده به دست خود مقابل دشمن فرستاد و همه آنها راقربانى راه حق نمود، بزرگترين دليل بر اثبات


1  كليني ، كافي، ج1، ص 463

 2  قمي ، عباس، منتهي الآمال، ج1، ص 281.

 3  همان، ج2، ص 432.

 4   اربيلي    ، كشف الغمه، ص 216.

 5    مالكي ، الفصول المهمه، ص 17 . 

6   امين ، محسن، اعيان الشيعه، ج4، ص 95.

۷   صدوق، امالي، ص 82 .

۸  قمي ، منتهي الآمال، ج1، ص 206 .

۹   چهره درخشان امام حسين (ع) ص 25 و 26 به نقل از با نوي نمونه اسلام، ص 125.

۱۰  " اِنَمَا يُرِيدُ الله لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيت وَ يُطَهِّرُكُم تَطهِيراً.« احزاب ، آيه 34.

۱۱   مجمع الزوايد، ص 167، به نقل از چهره درخشان امام حسين (ع) ص 40 .

۱۲ مالكى ،  فصول المهمه ، صفحه 26 به نقل از جامع ترمذى

۱۳ احمد ابن حنبل، مسند احمد، ج 6، ص 304، تفسير برهان، ج 3، ص 319، الفصول المهمه، على ابن محمد، بن صباغ مالكى، ص 26؛ مجموعة ورّام، تنبيه الخواطر، ص 18   

  .. فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونسائكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين. 4  آل عمران، آيه 61

يا ايهاالنفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيته مرضية   5  «

۱۴  ميرزا فرهاد، قمقام ذخار،ج1، ص 92.

۱۵ "ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ذريته بعضها من‏بعض و الله سميع عليم«  آل عمران،32

۱۶ اشراقي، شهاب الدين، پاسداران وحي،ص 179.

۱۷  مَرَج البَحرَين يَلتقيان بينهما برزخ لايبغيان فباي آلاء ربكما تكذبان، يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان« الرحمن آيه 19 و20

1 ۸ شوشتري ، قاضى نور اللَّه  ، احقاق الحق، ج 9، ص 107؛  حويزى، تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 192  

۱۹"يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم" نساء ، آيه 62

۲۰كليني ، كافي، ج1، ص 286؛ بحراني، غايه المرام،ص 229.

۲۱ حويزي، تفسير نورالثقلين،ج5، ص 6.

۲۲ نجم آيه 3و4

[25]6 ابن طاووس ، كامل الزيارات، ص 52؛ متقي هندي ، كنزالعمال،ج5، ص 220؛ خوارزمي، مقتل خوارزمي،ج1، ص 66؛ مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج11، ص 265 تا 279

۲۳  ابن شهر آشوب، مناقب،ج3، ص 381.

۲۴   طبري، ذخاير العقبي، ص 123؛ كشف الغمّه ، ج2، ص 216؛ اندلسي، عقد الفريد، ج3، ص 94؛ بحراني، مدينه المعاجز،ج3، ص 334.  

۲۵  قندوزي، ينابيع الموده،باب 45، ص 665؛ صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)،ج2،ص 27.

۲۶  ابن طاووس، كامل الزيارات،ص 52؛ صدوق، امالي،ص 85؛ قندوزي، ينابيع الموده،ص 166؛ مفيد ، ارشاد، ص 180؛ بحراني، مدينه المعاجز،ح3، ص 328.

۲۷  قندوزي، ينابيع الموده،ج1، ص 42.

۲۸  در مكتب اهل بيت (ع) ص 117.

۲۹  همان ، ص 129.

۳۰  مطهري، مرتضي، قيام وانقلاب مهدي، ص 126.

۳۱ امين ، محسن، اعيان الشيعه،ج4، ص 134.

3

1   كاظمي،     علي، ترجمه زيارت عاشورا

  2  توبه آيه 52

3   شهيد آگاه، ص 39

 1  ديوان اقبال لاهوري ص 92 .  

1   مجله مكتب اسلام ، شماره 4 ص 10

2  درسي كه حسين (ع) به انسانها آموخت، ص 441، به نقل ازچهره درخشان امام حسين (ع) ص 111

3 همان ، ص 441 و443.

4 همان ص 441 و443

5  همان ، ص 441

6  السياسه الحسينيه ، ص 24

1   صافي، لطف الله، پرتوي ازعظمت حسين (ع) ، ص 440

 2 همان ، ص 441

 3 نساء ، آيه 156.