فریاد بدون پاسخ تاریخ ، قسمت دوم
خطبه دوم را در جمع اززنان اصحاب که به عیادت آن حضرت آمده بودند ایراد نمود که در خدمت بینندگان این وبلاک تقدیم می گردد .
این خطبه را ابوالفضل بن اب طاهر در بلاغات النساء،ص 19طبع نجف به اسنادش ازعطیه عوفی روایت کرده . وشیخ صدوق در معانی الاخبار به علل الشرا ئع ،ص 101 طبع ایران ،به اسنادش ازعبدالله معض ازمادرش فاطمه دختر امام حسین ـ علیه السلام روایت کرد ه است . وفرزند شیخ طوسی در امالی ،ص238 به اسنادش از ابن عبا س ،واربلی در کشف الغمه ،ص147 ازکتاب سقیفه جوهری . وابومنصور طبری در احتجاج ،ص66طبع نجف اسوید بن غفله روایت کرده است وروایات اینها نزدیک به هم می باشد .
ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبری به اسنادش که به امام صادق ـ علیه السلام ـ می رسد وآن حضرت علیه السلام ازپدرش ازجد شان علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ نقل فرمود ند : وقتی که فاطمه مرضیه ـ علیها السلام ـ دربستتر بماری قرار گرفتند آن بیماری که سبب وفات آن بانوی بزرگ ـ علیها السلام ـ شد زنان مهاجروانصار جهت عیادت براووارد شدند وازآن حضرت ـ علیها السلام ـ سوال کردند که ای دختر رسول خدا ! چگونه صبح کردی ؟ فاطمه ـ علیها السلام ـ فرمودند : به خدا سوگند !صبح کردم درحالی که بیطارم ونفرت دارم ازدنیایی که شما درآن هستید ؛ازمردان شما دلگیرم ، اینها را به دشمنی گرفتم بهد اط اینکه شنا ختم وبعد از آزمودن وامتحانشان اینهارا دور انداختم ،زشت باد تجاوز ازحد وفرمان اللهی ورای پوچ ویاوه الغزیشهای بزرگ وبزدلی وحماقت . اینان بد چیزی پیش فرستادند ، خدا بر اینها غضب کرد ودائم در عذاب گرفتارند .
به خدا سوگند به ناچار فدک رابه اینها واگذاردم ولی ننگ آن تا ابد برد مشان خواهد ماند تمام تلاش ( زحماتم در طریق گرفتن فدک ودفاع ازولایت ) عقبم گشت وچه اندازه دورند گروه ستمکاران ( ازخدای متعال ) وای بر اینها ! چگونه اساس وعمود رسالت وپابه های نبوت ومحل نزول روح الامین ،جبرئیل را ( که وحی مبین بود ) کنارگذاشتند وبه بهانه امر دنیا ودین آنهارا پنهان ساختند آگا ه با شید !این جز زیانی آشکار نیست .
(که اینها دچار آن شده اند ) واینها خلافت را ازامیر المومنین ـ علیه السلام ـ گرفتند وحق اورا ضایع ساختند .
به خدا سوگند ! که انتقام وکینه جوی آنها نسبت به امر المومنین ـ علیه السلام ـ به خاطر شدت در کو بند گی وعقوبت هجوم ویورش اودرمیدانهای جنگ وشیمشیر برانش(درزدن سرهای شرک )وآگاهی عمیق او به کتاب خدا ودلا وری وخشمش براخدا بود .
به خدا سوگند ! اگر اززمام امور مسلمین امتناعمی ورزیدند وآن را ازعلی ـ علیه السلام ـ نگرفته بود ند (خلافت را که حق حتمی اوبود غصب نمی نمودند ) زمام امر وخلافتی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ به اوسپرده بود ،با گمال راحتی به سوی سعادت وخوشبختی هدا یتشان می کرد . وآنان را به سرچشمه زلال ،گوارا وجوشنده ،رهنمائی می کرد ؛ آنان را آبی گوارا می داد که سیر شوند وآنها را ازگرسنگی نجات می داد وبرکات آسمانی وزمینی براین مردم گشوده می شد لکن این گروه ،ستم وبی عدالتی کردند پس بزودی خدا ی متعال اینهارا به کیفر ومجازات خواهد رساند به سبب اعمالی که کسب کرده اند .
آگاه باشید ! پس بشنوید ( ای زنان مهاجر وانصار ) کسی که زندگی کند روزگار عجیب خواهد دید واگر به شگفت آمدید ، بنگرید ( این مردم حق شناس ) به کدام سورهسپار شده اند وبه کدام تکیه گاه متگی شده اند وبه چه ریسمانی چنگ زده اند ،چه کسی رااختیار کرده اند وچه شخصی را ترک گفته اند ؟ چه بد همدم وهمنشین هستند (این غاصبان خلافت وفدک ،مردم ،علی ـ علیه السلام ـ راترک گفتند وابو بکررا برگزیدند، بدهمدم ورهنما یی را انتخاب کردند )
به خدا سوگند !دنباله رابدل وعوض ازرهنما ( امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ گرفتند وعاجز ووامانده را به جای کامل برگزیدند .به خاک ما لیده باد بینی آن گروهی که گمان می بردند که براست کارخوبی انجام داده اند .
آگاه با شید !به حقیقت اینها افساد کردند لکن نمی فهمند .
آیا کسی که هدایت به حق می کند ،برای پیروی سطاوار تر است یا آن کس که هدایت نمی شود مگر این که رهنما یی اش کنند ؟ پس چیست شمارا ؟ چگونه حکم می کنید ؟
آگاه باشید !به خداسوگند ! این عمل زشت در رحم باور شد ،سپس درنگ کنید ونتیجه بگیرید . نتیجه آن جز نوشیدن خون تازه وزهر تلخ کوکشنده نخواهد بود وآینده گان به عاقبت آنچه را پشنیان شان گذارده اند ،آگاه می گردند . پس بعدازاین یک نفس باند آرام بگیرد وبا ید مطمئین باشید که به دنبال این فتنه ،آشفتگی واضطراب وپریشانی فکر پدید خواهد آمد .اکنون باید منتظر وآماده شمشیر برنئ وبی نظمی عمومی وحاکمیت ستمگران با شید ، اموال شمارا به غارت برند واندکی رابرای شماواگذار واجتماع شمارا قتل نمایند پس زایان باد برای شما چگونه است شمارا ( که در مسیری خطر ناک وتاریک افتاده اید ) وبراستی که کوردل گشته اید آیا شمارا مازم واجبار به روی آوردن به سوی رهبری اللهی وحق کنیم درصورتی که از آن کراهت دارید [1] زنان مهاجر وانصار سخنان بلند فاطمه ـ سلام الله علیها ـ رابه مردانشان رساندند ،گروهی ازمهاجرین وانصار به محضر آ« بانوی بزرگ ومصیبت دیده آمدند وعذر وپوزش خواستند وعرض کردند : ای سیده وبانوی بانوان اگرقبل ازاینکه آن پیمان را ( باابوبکر ) بیبندیم وآن عهد برعهده ماقرار بیگرد ،ابوالحسن علی ـ علیه السلام ـ عهدهش رابه ماعرضه می داشت ازاوبه غیرش عدول نمی کردیم !
آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ فرمود : ازجانب من حجت برشما تمام شد وبعد اط این هذری برشما نیست وبعد ازاین سستی وکوتاهی شما دستورنیست [2] تعجب است ازاین چهره های که حیا وغیرت در آنها دیده نمی شود ،آیا ابو الحسن امیر المومنین ـ صلوات الله علیه ـ هفت روز بعد از وفات رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ درمیانشان قیام نفرمودوآن خطبه طویل معروف به ( وسیله ) را ایراد نکرد ؟ ( خطبه ای که برخی ازآن رادر قبل بیان داشتیم ) واینها را به خلا فتی که درحدیث منزلت وحدیث غدیر اطجانب رسول اسلام ـ صلی الله علیه وآله بیان شده است ،آگاه فرمود . (وقبلا بان شد ) وبرای این دوخطبه مرحوم کلینی متوفای سال 329 درروضةکافی ،ص139 تصریح کرده است (وباید بگویم ) چقدر ازپیمان وبیعت روزغدیر که صد وبیست هزار نفر در آنجا حضورداشتند گذشته بود وسبط ابن جوزی درتذکرةالخواص ،18 تصریح کرده است .
عیادت ام سلمه ازحضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ
صدیقه طاهر بعدازوفات پدرش بیست هفت روز [3] باقی بود که قدرت ایستادن وبیرون رفتن را نداشت وبیماریش افزایش می یافت .ام سلمه دریکی ازهمین روزها برای عیادت آن حضرت وارد شد عرض کرد : ایدختر رسول خدا ! چگونه شب رابه صبح آوردی ( چگونه هستید ) فرمودند صبح کردم درحالی که خودرا بین دوحالت افسردگی وگرفتاری می بینیم ! 1فراق پدر .2ظلمی که بروصی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ رفته است.
به خدا سوگند !به حریم امامت وولایت توهین کردند وهتک حرمت نمودند وامامت امیر المومنین ـ علیه السلام ـ را که برطبق نص ومقررات اللهی بود بر خلافآنچه بیان داشته ،ربودند !انگیزه اینها جزکینه های که ازعلی داشت در جنک بدر واحد در قلبهای نفاق پنهان شده بود . دلها پر ازنفاق به سوی خلافت متمایل شده بود .[4]
عایشه دختر طلحه به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ عرض کرد : شمارادر حال گریه می بینم . حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود ازاندوهی سوال کرد که پرندگان به شنیدن آن ازپرواز بازمی ایستند ورهروان ازنائل شدن به آن خسته می شوند ،حکایت آن به آسمان رسیده است بدترین خبر زمین می باشد ؛چونکه (قحیف ) [5] بنی تیم وحیله گر بنی عدی [6] بالمیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ به رقابت برخواستند تا اینکه جان شان به لب رسید ورشنمی خود شان را آشکار نمودند وسر را ظاهر کردند [7].
عیادت ابی بکر وعمر اززهرا ـ سلام الله علیها ـ
ابوبکر وعمر برای عیادت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ آمدند واجازه خواستند . زهرا ـ سلام الله علیها ـ از اجازه دادن به اینها امتناع نمود . ابوبکر قسم خورد که در سایه سقفی قرارنگیرد مگر اینکه براآن بانوی بزرگ وارد شده وطلب رضایت وخشنودی کند ویک شب را هم در بقیع به صبح رساند وزیرسایبانی نرفت . عمر به محضر امیر المومنین ـ صلوات الله علیه ـ رفت وگفت ! ابوبکر پیرمرد ی نازک دل است واویارغار رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ می باشد وما چندین مرتبه آمدیم تاازفاطمه عیادت کنیم ولی به ما اجازه داده نشد وزهرا ازاجازه به ما امتناع نمود . اگر شما صلاح می دانید برای ما اجازه بگیرید .
امیر المومنین قبول فرمود وبر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شد وکلام اورا به همسر گرامی اش رساند ،باردیگر از اجازه دادن امتناع نمود . علی ـ صلوات الله علیه ـ فرمود : من ضامن شده ام که برای آن دواجازه بگیرم . فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بیان داشتند : یاعلی ! خانه ، خانه ،شما ست وزنان تابع مردها هستند ،شما رادر هیچ کازی مخالفت نمی کنیم : این کلام بی بی دوعالم پیام خوب است برای آنها ی که خودش را پیروی او می داند مخصوصا خانم ها که این همه دم از پیروی اومی زنند خودش وازسی کند که آیا طبق فرما یشات آن بانوی بزرگوار عمل می کنند یانه ؟ اورا درحالی بیماری چنین حرف رامی زند که من تابع شما هستم ومخالفت به حرف شماندارم زن وشوهر واقعی یعنی این امادر جهان امروز فقط ادای زن وشوهری را در می کنند :
پس ازاین که اجازه ورود به آن دونفر داده شد ،بربانوی بزرگوار اسلام (که دلی درمند از آنها داشت ) وارد شدند وقتی چشم آن دوبرفاطمه ـ سلام الله علیها ـ افتاد سلام کردند ،آن حضرت ـ سلام الله علها ـ جواب آنهارا نداند .ابوبکر عرض کرد : ای دختر رسول خدا ! به محضرت آمده ایم تا اطشما رضایت بطلبیم ومورد سخط وغضب شما نبا شیم . خواهش ما این است که مارا بیبخش وازجانب ما آن زاری که به شمارسیده دونفر پیش اوشکایت برم وازاعمال زشتی که مر تکب شده اید ؟ درخانه را آتش زدید ،مرابین دردیوار قرار دارید وپهلوی مرا شکستید و......شکایت کنم .ابوبکر گفت : مابرای عذرخواهی وجلب رضایت شما آمده ایم چس مارا بیبخش وآنچه ازجانب مابرشما رفته است نادیده بگیر ومارابه اعمال وکردارمان مگیر .
پس زهرا ـ سلام الله علیها ـ به امیر المومنین عرض کرد که من بااین دونفر حرف ندارم وسخن نمی گویم گر اینکه مطلب ازانها سوال کنم که ازرسول خدا شنیده اند .پس اگرمداتصدیق کنند ،اگرصلاح دانستم بااینها تکلم خواهم کرد . پس عرض کرد سوال بفرما ماجزبه حق سخن نخواهیم گفت .فرمود !شمارا به خداسوگند می دهم آیا شنیدید ازرسول خدا ـ صلی الله علیه وآله ـ که فرمود فاطمه پاره تن من است ومن ازاوهستم ، کسی که فاطمه را اذین کند پس براستی که مرا اذیت کرده است وکسی که مرا آزار دهد ، خدارا اذیت کده است وکسی که زهرا رابعد ازمرگم اذیت نماید مثل کسم است که درحیات اورا اذید کرده وکسی که درحیات من اورا اذیت کند مثل کی است که بعد ازمرگم اورا آزارداده است ؟
ابوبکر وعمر اعتراف کردند که ازپیامبر ـ صلی الله علیه وآله ـ این سخن را شنیده اند .پس از اعتراف انیها فرمود : خدایا ! من تورا گواه وشاهد می گیرم به اینکه این دونفر( ابوبکر وعمر ) مرااذیت کردند . به خدا سوگند ! من کلمه ای با اینها سخن نمی گویم مگر اینکه پروردگارم راملاقات کنم وبه سوی او شکایت برم به آنچه ازغصب خلافت وفدک واذیت من وشوهرم مرتکب شدند . ابوبکر فریاد زد : وای برمن علاک شدم وگرفتارعذاب خداگشتم ،ای کاش !مادرم مرا نزائید ه بود .عمر گفت : تعجب می کنم ازمردم که چگونه امور خودشان ررا به دست توسپرده اند درحالی که پیرمرد فرتوت هستی ،به خاطر خشم یک زن بیتابی می کنی وآرام نمی گیر وبه خشنودی اوخوشحال می شوی ! [8] ابوبکر گفت : من ازغضب وخشم خداوشما به خداپناه می برم .فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود ند : به خدا سوگند !درهرنماز ی که بجای آورم برتونغرین خواهم کرد وهداراعلیه تو خواهم خواند [9] اصل عبارت ابن قتیبه : ثم خرج باکیا فاجتمع الیه الناس ،فقال لهم !بیت کل رجل منکم معا نقا حلیلة ، سرورا بأهله ،ترکتونی وما أنا فیه ،لا حا جة لی فی بیعتکم ،أقیلونی بیعتی ...........[10]
[1] دلا ئل الامامة ،ص39 ،طبع نجف
[2] احتجاج طبرسی ،ج1،ص 147
[3] بحار الانوار ،ج،1 ،ص 51 ودرآن جلد ٌ61 وازمصباح الانوار ازامام باقر (ع) نقل شده که شصت روز بعد از پدر بزرگوارش زندگی کرد ودر روایت دیگر پانزده روز بان شده است
[4] مناقب ابن شهر اشوب ،ج 1 ،ص 381
[5] کنایه از ابوبکر می باشد زمخشری در اساس البلاغه ،ص 493 درباره قحیف گفته است
[6] کنایه ازعمر می باشد امالی طوسی ،ص 127
[7] امالی طوسی ،ص 127
[8]علل الشرا ئع شیخ صدوق ،ص 73 ،باب 149
[9] الامامة والسیاسة،این قتیبه ،ج 1 ٌ20
[10] الامامةوالسیاسة ،ج1 ،ص 20


راه اندازي سايت «پشي» با توجه به ضرورت ها ونيازها ي امروز وفرداي كشور ومنطقه طراحي وبرنامه ريزي شده است ومقدمه اي است براي همكاري وهمگرايي نزديك محصلين منطقه پشي به سرنوشت ومسائل آيندهي نسل جوان كشور ومنطقه و رفع خلأ هاي فرهنگي واجتماعي و پاسخ گويي به سؤلات ونيازهاي فكري و فرهنگي مردم و نسل جوان كشور ومنطقه.