بنام خدا

انسان موجودي اجتماعي و داراي استعداد است.شكوفاي استعدادهاي انسان درگرو تعامل صحيح اجتماعي و الگوگيري درست و سنجیده وی از افراد و گروههاي مرجع می باشد.خداوند متعال در قرآن كريم الگوهاي نيك و بد را معرفي و انسان را در انتخاب الگو آزاد گذاشته است. بهترين الگوي زندگي براي ما انبياي الهي و ايمه معصومين (ع) هستند. درهرجهتي از زندگی خود ما ميتوانيم به اين بزرگواران و الگوهاي حسنه زندگي اقتدا كنيم.ما ميتوانيم هم در زندگي فردي و هم در زندگي خانوادگي و اجتماعي خود به اين الگوهاي نيك تاسی و اقتدا كرده و از سیره و روش آنها در زندگی خود الگو بگيريم. به همين جهت لازم ديدم براي استفاده دوستان چند اصل تربيتي از زندگي مشترك حضرت امام علي(ع)  و فاطمه زهرا(س) را خدمت شما تقديم نمايم.امیدوارم که این اصول چراغ راهنمای ما بسوی سعادت و خیر دنیا و آخرت ما قرار گیرد. 

1. خدامحوري و عبادت خدا: در زندگاني مشترك اميرالمؤمنين (ع) و حضرت فاطمه (س) تمام اعضاي خانواده عاشق و شيفتة پروردگار بودند. به فرمودة اميرالمؤمنين (ع): هرگاه خداوند بخواهد بنده را گرامي بدارد، او را گرفتار عشق و محبت خويش مي‌گرداند.( نهج البلاغه، حكمت 368 )

ابن ابي الحديد، دانشمند بزرگ اهل سنت، دربارة عبادت هاي اميرالمؤمنين علي(ع) مي نويسد: ...و اما عبادت، پس علي عابدترين و پُرنمازترين مردمان بود. از همه بيش تر روزه مي گرفت و نمازهاي مستحبي را بر پا مي داشت و همواره ذكر مي گفت... و چه گمان مي بري دربارة مردي كه پيشاني اش از بسياري سجده همانند زانوي شتر شده بود( شرح نهج البلاغه، ج1، ص27)

 2. توجه به قرآن كريم: روح و جان اعضاي اين خانواده با قرآن عجين گشته و تمام اخلاق و مرام اعضاي خانواده فاطمي، قرآني گشته بود. تلاوت قرآن پدر خانواده الگوي براي ديگران.حضرت زهرا (س) به طور شبانه روز با قرآن انس و رفاقت داشتند و به تلاوت آن عشق مي ورزيدند(كنزالعمال، ج1، ص583)

 3.ساده زيستي و زهد خانوادگي : حضرت فاطمة زهرا (س) اين اسوة بي مثال الهي، در طول زندگاني خويش هماره دعوت كننده به سوي «وارستگي از دنيا و دل ‌سپاري به خدا» بود؛ اما نه دعوتي با زبان، كه دعوت با تمام وجود و در عمل؛ دعوتي كه ارزش و تأثيرش در هدايت و تربيت پيروان از هزاران دعوت زباني بيشتر و مؤثرتر است. حضرت فاطمه (س) در انتخاب بين دنيا و آخرت، سراي باقي را برگزيده و سيره زندگاني خويش را بر بي اعتنايي به زخارف دنيايي و قناعت به حداقل نيازهاي ضروري بنا ساخته بود. زندگاني او به دور از تشريفات و تجملات و در عين سادگي، لبريز از صفا، نشاط و زيبايي هاي معنوي بود. البته اين ساده زيستي نه از روي فقر و ناداري كه برخاسته از اوج معرفت و غناي روحي آن حضرت بود.

او وارستگي از دنيا را از پدري آموخته بود كه در مقام تهذيب و تزكيه دخترش مي فرمود: دخترم! پدر و شوهر تو فقير نيستند. خداوند، گنجينه هاي طلا و نقرة زمين را به من عرضه كرد؛ ولي من آنچه را نزد پروردگارم باقي مي ماند، برگزيدم. دخترم! اگر از آنچه كه پدرت (از حقيقت دنيا) مي ‌داند، آگاه شوي، دنيا از چشمت فرو مي افتد (بحارالانوار، ج43، ص133)

 4. ايثار و انفاق خانوادگي : كاوش و نگرشي كوتاه در شأن نزول سوره انسان كه درباره اعضاي خانواده حضرت زهراست، سريان اصل «ايثار و انفاق خانوادگي» را در خانواده حضرت امام علي (ع) به خوبي به نمايش مي گذارد: وَ يُطعِمونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّه مِسكيناً وَ يَتيماً وَ أسيراًي إنَّما نُطعِمُكُم لِوَجهِ اللهِ لا نُريدُ مِنكُم جَزاءً وَ لا شُكُوراً يعني و به عشق خدا مسكين و يتيم و اسير را طعام مي دهند (و مي گويند:) فقط براي رضاي خداوند شما را اطعام مي كنيم و در مقابل شما انتظار هيچ شكرگزاري و پاداشي را نداريم سوره انسان آيات 8 و9)

 5. پاك نگه داشتن محيط خانه و خانواده از گناه : بالاترين هنر بانوي يك خانه، حفظ محيط خانه و اعضاي خانواده از حرام الهي است تا هميشه و در همه حال ارتباط خانواده و اعضاي آن با عالم ملكوت برقرار باشد. و اين هنري است كه حضرت فاطمه آن را به اوج تجلي رسانده است.

آن حضرت در آخرين وصيت هاي خويش به اميرمؤمنان علي (ع) بر اين معنا تأكيد ورزيده است: قَالَتْ: «يَا ابْنَ عَمِّ! مَا عَهِدْتَنِي كَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُكَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِي يعني اي پسر عمو جان، تا در خانه تو بودم، دروغي نگفتم، خيانتي نكردم و ازدستورات (الهي) تو هيچ گاه گامي فراتر ننهادم.( بحار الأنوار، ج43، ص191)

6. دفاع ازحق : حضرت فاطمه (س) شيداترين پروانه شمع امامت بود. پروانه عاشقي كه با سوختن و فداسازي خويش، به همگان آموخت كه امام بر حق چونان كعبه است. كعبه اي كه مردم بايستي بر گِردش طواف نمايند؛ نه او بر گِرد مردم. اين، فاطمه بود كه عاشقانه ترين پاسداشت را از حريم امامت روا داشت. اين، فاطمه بود كه يگانه ‌ترين اسوه دهي را در همرهي با ولايت ادا ساخت، هموكه پهلويش شكست و در خون نشست؛ اما لحظه اي از ياوري ولي امر خويش از پاي ننشست؛ هموكه با فريادهاي جگرسوز خويش، زيباترين شعار ولايت مداري را در گوش جان پيروان خويش طنين انداز ساخت.

 7- دانش دوستي: حضرت زهرا (سلام الله عليها) محيط خانه را به دانشگاهي بي نظير در عرصه تعليم معارف اسلامي مبدل ساخته بود؛ از تعليم فرزندان گرفته تا تعليم مردمان و تشكيل كلاس‌هاي ديني ـ علمي در خانه. او همچون پدرش، مربي اخلاق بود و معلم قرآن؛ مقامي كه تنها از آنِ پيامبر و اهل بيت پاك نهاد اوست. او عمري را با تلاشي بي امان، در نهايت مهرباني و دلسوزي به تعليم و تبليغ معارف دين و تربيت دين باوران پرداخت.

 8- عفت ‌ورزي و عفاف‌ محوري : پيامبر (ص) روزي از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال پرسيدند: «چه روش و سيره اي براي زندگاني بانوان بهتر است؟» هركس به فراخور معرفت خويش جوابي مي داد؛ اما هيچ جوابي پيامبر را قانع نمي ساخت. اما پاسخي كه از فاطمه زهرا (س) داده شده است بسيار پرمحتوا و قانع كننده بوده است.حضرت فرموده است: براي زنان بهتر است كه مردان نامحرم را نبينند و مردان نامحرم نيز ايشان را نبينند.( بحارالانوار، ج43، ص54) پيامبر(ص) در اين هنگام فرمودند: پدرش به فدايش باد. ...به راستي كه فاطمه پاره اي از وجود من است.

 9. حضور در اجتماع به هنگام ضرورت: پاره وجود رسول خدا (ص) كامل ترين اسوه و الگوي حيا، عفت، عفاف و حجاب است.جلوه هايي بسيار زيبا و ديدني از رفتار و گفتار فاطمه زهرا (س) در عرصه حجاب و عفاف گزارش شده است كه حقيقت هر يك از اين رفتارها و گفتارها مي بايد سرمشق دختران و زنان ما در زندگي قرار گيرد. سيره رفتاري حضرت صديقه طاهره (س) نشان دهنده زيباجلوه‌ هايي از حضور فعال آن حضرت در عرصه اجتماع درهنگام ضرورت مي ‌باشد. حضرت فاطمة زهرا (س) پس از هجران پدر، حمايت از امامت را وظيفه خويش دانست و در اين راه از هيچ فداكاري و جان ‌بازي دريغ نكرد و بارها و بارها در عرصه جامعه ظاهر شد و در جمع مردمان، خطبه هايي بي نظير ايراد فرمود؛ خطبه ‌هايي در اوج فصاحت و بلاغت كه فصيحان و بليغان نام آور عرب را به شگفتي و شيفتگي واداشته است.

اميدوارم كه اين مطالب و اصول استخراج شده مورد استفاده شما قرار بگيرد و همه ما در زندگي خود موفق و عاقبت به خير گرديم.   انشاالله وتعالي