به بچه ات می گويي دوستت دارم. می گويد: اگر راست می گويي يک بستنی برايم بخر! واين نشان می دهد که بچه ها نيز به خوبی می دانند که دوستی وعشق نشان دارد ونشانة آن عمل واقدام است.

پس ماهم اگر خدارا دوست می داريم بايد دست بکار شده  ودستورات اورا بکار بسته وبه خواسته های او تن در دهيم.

البته دستورات وخواسته های خداوند هم به تمامی ويکجا در کتاب آسمانی او «قرآن کريم» آمده است. پس قرآن بخوانيم.

ديو بگريزد از آن قوم که قرآن خوانند[1]. فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ[2]. تا آنجاکه می توانيد قرآن بخوانيد! البته به دنبال خواندن بايد بکوشيم تا آنرا فهميده ودر پی آن دستوراتش را به کار بنديم.

چون به جان در رفت جان ديگر شود

جان چو ديگر شد جهان ديگر شود[3].

يک سبد سيب را اگر بر سر نهاده ودر کوچه و بازار بگردی نه تنها به تو نيرو نمی دهد بلکه رمق وتوان تورا نيز می گيرد اما اگر از ميان آن همه سيب فقط يکی را ميل کنی تورا نيرو ونشاط می دهد.

قرآن هم همان سبد سيب است که با کمال تأسف برخی از ماها آنرا در شب قدر بر سر نهاده واحترام می کنيم بدون اينکه يک آية بر جان مان جاری شود وبه آن عمل کنيم.

برادر مؤمن! قرآن بايد در سر قرار گيرد نه فقط روی سر وبايد در جان مان جاي گيرد ونه فقط در زبان مان.

با تأسف ما بسان کودکيم که غذارا بدهان گذاشته وبجای فرو بردن برون می ريزد, بسياری از ما نيز آيات قرآن را خوب با تجويد وترتيل می خوانيم اما بجايي اينکه در دل و جان مان جايي گيرد فرسنگ ها راه از حقيقت آن فاصله می گيريم.


[1] . ديوان حافظ.

[2] . مزمل آيه20.

[3] . اقبال لاهوری.