واقعيت مطلب اين است که تجربه عملی وانتخاباتی چند دورة گذشته نشان داده که مردم هزاره وبخصوص آنهای که خود را بعنوان پيشکسوتان وافراد تأثير گذار درميان جامعه تشيع ومردم هزاره می دانند وداعيه رهبری را برای خود يدک می کشند، هنوز هم فاقد يک استراتژی عاقلانه ومناسب برای آينده مردم است وبيشتر منافع شخصی وحزبی ودست يافتن به قدرت وکياست را مد نظرقرار خود قرار داده اند ولو اينکه منافع جمعی ازبين بيرود قدرت ومنزلت اجتماعی مردم شيعه پائين بيايد.

بعنوان نمونه هيچ دليلی وجود ندارد درشهرهای که امکان رأی آوردن طرفداران يک حزب وجود ندارد وهنوز جايگاه اجتماعی وسياسی مردم ما درآن جا تثبيت وپزيرفته نشده باز می بينيم که ازطرف هردو حزب مطرح هزاره کانديدای معرفی وحمايت می شوند که درنتيجه آرای مردم متفرق وکانديدای هردو حزب رأی نمی آورند.

اين جفای آشکار که دربرابر مردم انجام گرفته وناديده گرفتن حق مردم از داشتن يک نماينده فعال در پارلمان که صدای مظلوميت شان را به دولت بيرساند وپيگير حقوق ضايع شدة آنان ازطريق تعديل قوانين، در پارلمان باشد به گردن چه شخصی وگروهی بايد گذاشت؟

به نظر می رسد که در اين مسأله هم رهبران ونخبگان ما مقصر است که حساسيت انتخابات وشرائط اجتماعی وجغرافيای مردم خود را درنظر نمی گيرند وبستر های لازم وضروری را برای مشارکت آگاهانه مردم فراهم نمی آورند ودر يک کلام اتحاد وهمبستگی وتصميمات جمعی درپلان های بزرگ، در سطح بزرگان هزاره وجود ندارد.

ازطرفی هم افکار عمومی مردم ما به آن درک وآگاهی بالای سياسی نرسيده اند که ازميان کانديدای زياد، افراد خوب وبا لياقت وتأثيرگذار را برای پارلمان انتخاب نمايند وبيشتر مسأله قومی وسمتی وحزبی درانتخاب افراد دخالت دارند.

انتخابات آينده هم اگر به همين وضعيت وشرائط گذشته برگزار شود که هرقول وقريه وقوم وگروه جداگانه برای خود کانديدا معرفی نمايد به نظر بنده برای ما هم يک فرصت است وهم تهديد!!  با توجه به اينکه درمقابل ما رقبای قدری از قوم پشتون و تاجيک درمناطق مختلف وجود دارند.

برای ما فرصت است از اين جهت که ما در انتخاب نماينده، معيارهای باطل قول، قريه، قوم وگروه را کنار بگذاريم ومعيارهای شرعی وعقلانی، تجربه وتوان کاری را در انتخاب يک نما ينده با کفايت مد نظر داشته باشيم تنها از اين طريق است که می توانيم تعداد نما يندگان خود را درپارلمان از نظر کمی وکيفی افزايش دهيم.

تهديد است از اين ناحيه که هرقوم وقريه وگروه به همان کانديدای خود رأی بدهد ولو امکان برندگی درحد پنج درصد باشد ونتيجه اين می شود که مردم از حقوق سياسی واجتماعی خود محروم وفرصت های خوب از دست می روند وروحيه ای يأس ونا اميدی را درميان مردم ونسل های آينده به وجود می آورند واز طرفی، شخص کانديداها هم ضرر های روحی وروانی وسرمايه های شخصی خود را به باد فنا می دهند.

وضعيت انتخابات درمنطقه پشی

منطقه پشی که متشکل ازمناطق متعدد است اگر اتحاد منطقه ای وهمبستگی اجتماعی خود را حفظ نمايند استحقاق وتوان انتخاب يک نماينده درشورای ولايتی وپالمان را دارد که در دو دورة انتخابات شورای ولايتی، منطقه پشی دارای نماينده بوده وهست اما در دو دور انتخابات پارلمان بخاطر بعضی کاستی وضعف های که از سوی کانديداهای محترم واقشار مختلف مردم وجود داشتند از انتخاب نماينده در پارلمان باز ماند. و دراين دوره، بيش از هرزمان ديگری در ميان مردم ومناطق مختلف پشی يکپارچگی  وانسجام وتوافق نظر در مورد کانديدای محترم وبخصوص آقای استاد کريمی که کانديد خود منطقه پشی بود وجود نداشت بدليل اينکه بخشی از منطقه پشی مثل چهل باغتوی پشی بخاطر همکاری سال گذشته مردم بابه، توافق کردند که اين بار با کانديد آنها که آقای علی زاده بود همکاری نمايند ولذا مردم چهل باغتو عملاً از حمايت آقای استاد کريمی کنار رفته بودند ومنطقه شيرداغ هم بخاطر همکاری های گذشته، مدعی بودند که اين بار منطقه پشی از کانديدای آنها که استاد کريمی شيرداغ بود حمايت نما يد.

دربين مناطق پشی هم کانديداهای ديگر ولايت غزنی ومالستان نفوذ کرده واز تعداد افراد با نفوذ منطقه قول قرار های را برای خود ش گرفته بودند لذا با اين دلائل وملاحظات ديگر، پايگاه اجتماعی ومقبوليت مردمی آقای استاد کريمی جاکه، بيش از دوره های قبلی متزلزل ومتفاوت به نظر می رسيد وخود ايشان شايد واقعيت های عينی منطقه را چنين احساس می کرد اما بخاطر وظيفه وتکليف که بدوش خود احساس می کرد ترجيح می داد که درصحنه انتخابات باقی بيماند.

بدنبال همين واقعيت های عينی واحساس يأس ونا اميدی که در ميان مردم مشاهده می گرديد وسهميه ای برگ رأی دهی هم دربخش مالستان وجاغوری از سوی کمسيون انتخابات کاهش پيدا کرده بود، طلاب وعلما منطقه پشی درپانزدهم ماه رمضان المبارک دربازار جاکه پشی تشکيل جلسه داده تا يک راه حل منطقی وعقلای را که به نفع مردم پشی واتحاد آينده آنان با شند درنظر بيگيرند که متأسفانه اين جلسه با استقبال سرد آقای کريمی وارائه دلائل که منطبق با واقعيت های اجتماعی نبود مواجه گرديد.

وبجا بود که استاد کريمی به عنوان يک فرد دلسوز پشی وبه پاس خدمات گذشته خود به نگرانی های خير خوا هانه ای علماء منطقه، پاسخ مثبت می داد واختيار تصميم گيری را بدست علما منطقه می داد که در مورد ماندن وحمايت جدی از ايشان، ويا اتحاد وهمکاری با کانديدان مناطق ديگر بحث وبررسی می کردند ودرعين حال خواسته ها ونظرات شخصی آقای استاد کريمی ومنفعت عامه مردم پشی را مد نظر قرار می دادند وآنچه را که به نفع آقای کريمی وهمبستگی آينده مردم پشی بود حل و فصل می کردند که متأسفانه اين بار نيز اين فرصت مثل دور قبلی انتخابات شورای ولايتی ازمردم پشی سلب گرديد ومردم پشی يک بار ديگر ازداشتن نماينده درپارلمان محروم گرديد. 

برداشت شخصی بنده که شاهد تبليغات کانديدای مردم مالستان وجاغوری بودم اين است که اکثر کانديدای مردم ما يا انقدر خود خواه وخود محور است که چشم خود را برروی واقعيت اجتماعی ومنافع ملی می بندند وهمه چيز را ازديدگاه خود تجزيه وتحليل می کنند ويا اينکه از بينش سياسی واجتماعی ضعيف برخور دار است که افکار عمومی ومنافع ملی را مردم را درک نمی توانند که در هر دوصورت شکست را برای خود وتضيع حقوق مردم به وجود می آورند. خداوند عاقبت مردم ما را بخير وخوشی ختم نما يد خرد جمعی ودانايي وآگاهی لازم را درتمام شئون زندگی برای ما عنايت وارزانی فرمايد. توکلت عليک واليه اُ نيب. والسلام