زندگی انسان با تلخیها و شیرینی ها همراه است در این دنیا کسی را  نمی توانیم پیدا کنیم که از شادی مطلق بهره مند باشد در این نوشتارتلاش می کنیم به این  سوال پاسخ دهیم که فلسفه  این همه گرفتاریها ی فردی  و اچتماعی بشر چیست؟ درآغا زبا استفاده ازآیات شریفه ی قرآن به زمان حضرت موسی (ع) برمی گردیم که چرابرای قوم یهود برخی ازنعمت ها حرام گردید؟ وسپس به وضعیت مسلمانان می پردازیم.

خدای متعال در سوره ی مبارکه نحل چنین می فرماید:

«و علی الذین هادوا حرمنا ما قصصنا علیک من قبل و ما ظلمنیهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون (نحل:118)

«و ما بر کسانی که یهودی بودند حرام کردیم همانهایی را که قبلاً بر تو شرح دادیم(خبرش را گفتیم) و ما به آنها ظلم نکردیم و لیکن آنها بر خویشتن ستم کردند».

    این آیه به برخی  ازنعمت ها ی زمان حضرت موسی(ع) که بریهودیان حرام گردیده اشاره دارد. و موارد آن را خدای متعال در سوره انعام آیه 146 بیان فرموده: «ما حرام کردیم بر یهودیان هر حیوان ناخن داری، و از گاو و گوسفند حرام کردیم پیه آنها را مگر آنچه از پیه که بر روی پشت آنهاست و روده ها را و ...».و بعد خدایتعالی می فرماید علت این که حرام کردم به خاطر ظلمی بوده که یهودیان بر خویشتن روا می کردند. می دانیم که یهودیان گرفتار ظلم و ستم فرعون و فرعونیان بودند، تا جایی که پسران آنها را حتی در شکم مادرشان می کشتند و دختران آنها را زنده می گذاشتند و خداوند متعال با فرستادن حضرت موسی(ع) به رنجها و ناله های یهودیان پایان داد ولی آنها بجای شکرگزاری، پی در پی از دستورات حضرت موسی(ع) تخلّف کرده و به او آزار و اذیت میرساندند، هرچه که پیامبرشان می گفت بنحو دیگری جواب می دادند و زیر بار امر خدای تعالی نرفتند.

       خداوند در سوره اعراف آیه 129 می فرماید: «قوم موسی(به او) گفتند، ما هم قبل از آمدن تو و هم بعد از آمدن تو در رنج و شکنجه بودیم، (موسی) گفت امید است که پروردگار شما، دشمنان را نابود کند و شما را در زمین جانشین آنها گرداند، آنگاه بنگرد که شما چه خواهید کرد».

         ولی قوم یهود بعد از آنکه به  حکومت رسیدند، شروع کردند به اذیّت کردن به یکدیگر، عده ای بر عده دیگر مسلط شدند، کشتارها کردند تا جایی که حتی به پیامبر کُشی هم پرداختند، چنانکه می دانیم پیامبران زیادی را بعد از حضرت موسی(ع) کشتند و حتی تسلیم حضرت عیسی(ع) هم نشدند.

      لذا در زمان حضرت موسی به خاطر ظلمهایی که برخویشتن کردند، بعضی چیزهایی را که بر آنها حلال بود، حرام شد، و گرفتار بلاهای فراوانی شدند، و بعد از حضرت موسی(ع) هم این بلاها و گرفتاریها ادامه داشت، از جمله مسلط شدن بخت النصر بر سر آنها.

      سؤال: آیا ممکن است در دین پیامبر خاتم، بعضی از چیزهایی که بر ما حلال بوده، حرام شود؟

      جواب: خیر؛ احکامی که پیامبر(ص) فرموده و در قرآن و سنت موجود است تا روز قیامت تغییر ناپذیر است و در مسائل اختلافی که فقها فتوا می دهند و احکام آنها را از ظواهر قرآن و سنت استنباط می کنند، اختلاف فتاوا، به نحوی نیست که به اصول صدمه بزند، بلکه اختلافات جزئی است.

      نتیجه: احکام دین اسلام در اثر گناهان امت تغییر نمی کند، ولی بعضی از گناهان فردی و اجتماعی باعث سلب و تغییر نعمت ها می شود، مثلاً در روایات است که زنا و لواط باعث می شود نزولات آسمان کم شود، قحطی و مرضهای سخت بیاید، چنانکه در اوائل دعای کمیل به آثار گناهان و بلاهای ناشی از آنها اشار شده است.

اقسام بلاها وگرفتاریهای فردی و اجتماعی

          حال به بررسی بلاها و گرفتاریهای فردی و اجتماعی می پردازیم:

1 – یک قسم از بلاها که از آن بر خدا پناه می بریم، مقدمه عذاب و بلای اخروی است، خدایتعالی در سوره آل عمران آیه 178 می فرماید: «گمان نکنند آنانکه به راه کفر رفتند، مهلتی که مابه آنها می دهیم برای آنها بهتر است، بلکه مهلت می دهیم تا بر سر کشی آنها بیفزاید و برای آنها عذابی سخت (در پیش) است».

2 – قسم دیگری از بلا و گرفتاری ها که در دنیا هست، کفاره گناهان می باشد، مثلاً شخص مؤمنی گناهی مرتکب می شود، خداوند او را مبتلا می گرداند تا پاک شود، یا اجتماعی که رو به فساد می آورد خداوند بر آنها بلا نازل می کند تا برگردند و به صلاح رو بیاورند، چنانکه در سوره یونس آیه 98 می فرماید:

      «چرا باید از هیچ شهر و قومی جزء قوم یونس در وقتی که ایمانشان نفع آور شد، ایمان نیاورند. اما قوم یونس هنگامی که ایمان آوردند ما عذاب ذلت و خواری را از آنها برداشتم و تا زمان معین آنها را بهره مند گردانیدیم».

قوم یونس با دیدن مقدمات عذاب ایمان آوردند و از بلا نجات یافتند.

3 – گاهی بلاها و ناراحتیها بر اثر گناهان نیست، بلکه بر اثر محبت خدای تعالی به بندگانش می باشد، خداوند آنها را مبتلا می کند تا نعمت جدیدی به آنها بدهد، مخصوصاً در افرادی که تقاضاهای بلندی دارند، مثلاً فردی که از جهت معنوی حال خوبی دارد، معرفت خدایتعالی را طلب می کند، پر واضح است که معرفت پروردگار که چیز ساده ای نیست که به آسانی به دست آید، باید این شخص امتحاناتی را بدهد و یا ما که همیشه می گوییم خدایا ما را با عشق علی(ع) زنده بدار، با عشق علی(ع) بمیران و با عشق علی(ع) محشور گردان، اگر بخواهیم این دعا مستجاب شود، سختیهایی هم دارد که مرتبه عالی عشق را گرفتاریهایی ناشی از آن در زندگی حضرت سلمان و اباذر دیده می شود.

      یعنی نمی شود شما یک چیز عالی را از خداوند بخواهید و در دنیا راحت باشید، اگر بنا باشد که خدای تعالی سرمایه معنوی بزرگی نصیب کند، زحمتها دارد، وقتی امام حسین(ع) با آن همه درجاتی که خدای تعالی به ایشان داده، می خواهد درجه خاص نصیب ایشان شود، که آن درجه هم بدون شهادت در راه خدا نصیبش نمی شود، ما انسان های عادی که چیزی نیستیم، باید در دنیا ناراحتیهایی را تحمل کنیم مثل فقر، مرض، مورد تهمت قرار گرفتن و...

      امر به معروف و نهی از منکر اگر طبق شرایطش واجب گردید، ناراحتیهایی را به دنبال دارد، ممکن است عده ای مخالف شما بشوند و قدرتمند هم باشند، بنابراین این ناراحتی و گرفتاری برای این نیست که شما گناه کرده اید، بلکه برای این است که شما تکلیف الهی خود را انجام داده اید، لذا عده ای که نمی توانند و یا نمی خواهند این ناراحتیها را تحمل کنند، به دنبال کار و زندگی خودشان می روند.

تذکر: عده ای هستند که امر به معروف و نهی از منکر در بعضی مواقع هیچ شرط و شروطی برای آنها ندارد، مانند مراجع تقلید، این ها اگر دیدند خلاف شرع یا بدعتی در جامعه پدیدار شده باید تذکر دهند، زیرا اینها مرجع مردم و مورد پذیرش آنها هستند، و اگر ساکت باشند باید جوابگوی خدای تعالی گردند.