سخني در باره توسل
دستگاه خدا يک دستگاه باز است . ولي يک شرط دارد و آن اين است که دست به دامان پاکان بشويم ، چون آنان به دليل پاکي و طهارتي که دارند ، پيش خدا آبروي ويژه اي دارند . راحت مي توانند وساطتت و شفاعت بکنند . چون يک عمر حرفهاي خدا را گوش کرده اند و خدا هم ، حرفهاي آنها را گوش مي کند . اگر انسان دستش را در دست آنها بگذارد ، خيلي راحت به اين دستگاه ورود مي کند . در باب شفاعت ، در روايات ما تاکيد زيادي شده است . از کتاب سيد بخاري روايتي ميخوانم که ايشان سني هستند و روايات ايشان بسيارمعتبر است . مردي پيش رسول خدا آمد . گفت باران نيامده و گوسفندانمان دارند مي ميرند . تو که پيش خدا آبرو داري ، دعا کن . پيامبر هيچي نگفت. و فقط دعا کرد . بعد يک هفته پيوست باران آمد . باز آن مرد آمد و گفت : اي رسول خدا ، از بس که باران آمد ، خانه ها خراب شدند و جاده ها بهم ريختند . شترها و گوسفندهاي مان در آب غرق شدند . دعا کن باران بند بيايد . پيامبر خنديد و دعا کرد . روايت ديگر اين است که ابوسفيان پيش پيامبر آمد و گفت : مردم دارند از تشنگي هلاک مي شوند و قوم تو دارند از بين مي روند ، بيا دعا کن . پيامبر هم دعا کرد و نگفت : اين شرک است . اين مرد به پيامبر متوسل شد .
عالم يک مکتب خانه است . هرچيز براي آدم حکم کتاب دارد . همه چيز پيام دارد ولي مشکل ما اين است که پيام گير نيستيم . حتي يک درخت گيلاس ، وقتي شما به درخت تنه مي زنيد ، او روي سر شما شکوفه مي ريزد . درخت با شما حرف مي زند و ميگويد : من درخت هستم . تو به من تنه زدي ، من به تو شکوفه دادم . پس از چوب کمتر نباش . کسي به طعنه و آسيب زد ، تو با خوبي و لطف و احسان رفتار کن . ممکن است او پُر رو بشود اما ما پُر نيرو مي شويم . وقتي به کيسه بوکس مشت مي زنيم عقب مي رود ولي دوباره جلو مي آيد . ولي شما نيرومند ميشوي . همه چيز به انسان درس مي دهد . درخت انگور وقتي تکيه مي کند ، رشد بيشتري مي کند . درخت انگور به ما مي گويد : اگر مي خواهي رشد بيشتري بکني ، تکيه گاه خوبي پيدا کن . چه تکيه گاهي محکمتر از خدا مي تواني پيدا کني ؟ چنگي که نوازنده ها مي زنند با ما حرف مي زند . مي گويد : اگر من نواي خوشي دارم چون کوک هستم . سيم هاي تار وقتي شُل مي شوند ، آن را مي کشند تا سفت شود و صداي خوشي از آن بيرون بيايد . چنگ مي گويد : تو هم گاهي سستي هايي مي کني و خدا گوشمالي هايي مي دهد يعني مصيبت مي دهد . بگذار خدا تو را کوک کند . اين قدر بي تابي نکن . اگر من نواي خوشي دارم ، دردست نوازنده خوبي هستم . تو هم خودت را به دست خدا بده و به او توسل پيدا کن . سعدي از يکي از همين اتفاقات درس بزرگي به ما مي دهد . در زمان کودکي با پدرم به بازار رفتم و گم شدم و ناله و فرياد کردم و پدرم مرا پيدا کرد . گوشم را گرفت و گفت : چند بارگفتم بازار شلوغ است و دستت را از دست من جدا نکن . يک بچه به تنهايي نمي تواند را ه را پيدا کند . کسي که راه را بلد نيست براحتي نمي تواند راه را پيدا کند . اين يک اتفاق زندگي است که در همه زندگي ما رخ داده است . حالا ببينيد مي خواهد چه نتيجه اي بگيرد. .
تو هم طفل راهي به سعي اي فقير برو دامن راه دانان بگير ( توسل )
دنيا مثل بازار مکاره است . پس دستت را در دست بزرگان قرار بده و اگر دستت را جدا بکني گمراه مي شوي . پيامبر فرمودند : من و علي پدران اين امت هستيم . سعدي اشاره به همين نکته دارد . در اين بازار دنيا ، دستت در دست اين پدران باشد . از اين ها جدا نشو . اين ها را جلودار خودت بکن . دنبال اين ها راه بيفت . به اين ها اقتدا کن . چرا حضرت علي (ع) مي گفت : بگذاريد من جانشين پيامبر باشم . زيرا مي گفت : من چراغ هستم . بايد جلو باشم . البته براي چراغ فرقي نمي کند که بالا باشد يا پايين ولي براي من و شما فرق مي کند . زيرا اگر جلوي ما باشد ، ما راه را پيدا ميکنيم و جلويمان روشن است . اگر بالا نباشد ، شعاع آن کمتر خواهد بود . خدا او را چراغ کرده بود . اگر همه کره زمين به شما راي بدهند که شما چراغ باشيد ، آيا شما چراغ ميشويد ؟ آيا پلاستيک چراغ ميشود ؟ بله مي شود آن را روشن کرد ولي دودش از نورش بيشتر است . زيانش از سودش بيشتر است . علي چلچراغ است و ساخته شده تا بالا نصب شود . ميشود او را پايين گذاشت ؟ شيعه معتقد است امامت انتصابي است . امامت تعيين خداست . امامت يعني چراغ راه بودن و خدا مي تواند به کسي نورانيت بدهد و او را چراغ کند .
حتي پيامبر نمي تواند امام بشود. من يک نقل تاريخي برايتان مي گويم . ابن کثير دمشقي يک عالم سُني و وهابي است و خيلي مُلا است و خيلي هم کتاب دارد و نگين انگشتري اهل سنت است . البته ضد شيعه هم هست . کتاب معتبري بنام البدايه والنهايه دارد . در جلدسوم ، صفحه صد وهفتاد و يک ماجرايي را نقل مي کند . قريش پيامبر و يارانش را اذيت مي کرد . پيامبر به سراغ قبيله بني عامربن سعسعه که بسيار توانمند و پرنيرو بودند رفت . آنها مسيحي بودند و در انجيل شرح محمد را خوانده بودند . پيامبر آنها را به اسلام دعوت کرد. اگر آنها دين اسلام را مي پذيرفتند ، کار قريش تمام بود . آنها گفتند: ما اسلام را مي پذيريم به اين شرط که بعد از تو ما جانشين تو را تعيين کنيم . پيامبر فرمودند : اينکار دست من نيست . دست خدا است. او است که تعيين مي کند و پيامبر ابلاغ مي کند . چراغ را با راي و شورا نمي توان تعيين کرد . براي اينکه شما بتوانيد امامي براي جامعه بشري تعيين کنيد، شرطش اين است که به نيازهاي تمام انسانها، تمام عصرها و نسل ها احاطه داشته باشيد. بخاطر همين است که ما ميگوييم امامت را خدا تعيين ميکند. يک کسي وقتي مي تواند کسي را اعتبار دهد که خودش معتبر باشد . خدا جلودارعالم است و او مي تواند بگويد چه کسي بايد جلودار عالم بايد باشد . سعدي مي گويد : بيا تلاش کن و برو دامن کساني را بگير که چراغ هستند و حقيقتا راه دان هستند و به آنها توسل پيدا کنيد.
راه اندازي سايت «پشي» با توجه به ضرورت ها ونيازها ي امروز وفرداي كشور ومنطقه طراحي وبرنامه ريزي شده است ومقدمه اي است براي همكاري وهمگرايي نزديك محصلين منطقه پشي به سرنوشت ومسائل آيندهي نسل جوان كشور ومنطقه و رفع خلأ هاي فرهنگي واجتماعي و پاسخ گويي به سؤلات ونيازهاي فكري و فرهنگي مردم و نسل جوان كشور ومنطقه.