درگذشت مرحوم محمدآصیف احسانی را به همه دوستان تسلیت میگویم!

باسمه تعالي

انالله وانا اليه راجعون

با كمال تاسف و نا باورانه اطلاع يافتيم كه پسر ارشد مرحوم استاد فياضي(ره) جناب آقاي محمدآصيف احساني در عالم غربت ومهاجرت و دركشور كانادا به رحمت ايزدي پيوسته است. او كه بيش از 33 سال از عمرش نگذشته بود در عمر كوتاه خود زحمات و مشكلات زيادي را تحمل كرد. سالهاي اوليه عمرش در فراگيري علوم ديني در وطن و كويته پاكستان سپري شد.ايشان از استعداد والا و سرشار برخوردار بود و توانست دوره مقدمات و متوسطه علوم ديني را با موفقيت فراگيرد. اما متاسفانه بدليل مشكلات اقتصادي و اوضاع به هم ريخته و شرايط نامناسب افغانستان نتوانست به دروس خويش ادامه دهد و لذا مجبور شد تا همانند ساير هموطنان خود خطرات و مشكلات راه را به جان خريده و راهي كشورهاي اروپاي گردد. ايشان در كشور تركيه خود را به منظور تحصيل پناهندگي در يكي از كشورهاي مهاجرپذير به سازمان ملل معرفي كرد و توانست پس از مدت دوسال از طريق اين سازمان پناهندگي در كشور كانادا را بدست آورد. او پس از دريافت پناهندگي كشور كاناد خانواده خود را نيز دعوت كرده به كانادا برد.

از مشكلات كه ايشان در طي سفر دور و دراز و پر ماجراي خود تحمل كرده بود و قصه هاي دوران غربتش تنها خود او و خدايش ميداند. درهمين سفر بود كه خبرهاي ناگوار فوت مادرش را شنيد و در سال گذشته هم خبر درگذشت پدرش مرحوم استاد فیاضی را شنيد. شنيدن اين مصيبتهاي سنگين درعالم غربت براي او كه يك شخص بسيار مهربان و عاطفي بود و نسبت به والدين خود بيش از حد محبت داشت ، به يقين كه بسيار سنگين و طاقت فرسا بوده است.

شايد يكي از آرزوهاي اصلي او پس از اين همه قصه هاي دردناك رفتن به وطن و زيارت قبور والدين اش بود كه متاسفانه اين فرصت نيز برايش ميسر نگشت. زیرا قضای الهي اين بود كه او از همانجا رخت سفر بربسته و به پدر مهربان خويش مرحوم استاد فياضي ملحق گردد.و چنين هم شد.

اما دردناكتر از هر قصه اي اين است كه اين هجرت  ناباورانه بدور از حضور دوستان و آشنايان و در عالم غربت و در حضور چند طفل و خانواده اش واقع شده است. نميدانم در اين ايام كسي بوده است تا به خانواده و يتيمان او دلداري دهد ياخير؟

او برخورد نيك و خوشروي و مهرباني را از پدرش مرحوم استادفياضي به ارث برده بود و به همين دليل محبوب دلهاي آشنايان و دوستان خود بود.

اين ضايعه بزرگ را به همه دوستان و آشنايان و همه بازماندگان آن مرحوم خصوصا برادران و خواهران و خانواده و فرزندان آن مرحوم تسليت ميگويم.

روحش شاد و جايگاهش خلدبرین و درکنار ابرار باد!

میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود مبارک!

بنام خدا

سالروز میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عج) مبارک باد!

حضرت امام مهدي (عج) دوازدهمين و آخرين پيشوا و امام معصوم شيعيان بنابه نقل مشهور در 15شعبان سال 255 هق در شهر سامره كه در آن زمان "سرّمن راي" مي گفتند ديده به جهان گشود.پدرش حضرت امام حسن عسكري(ع) يازدهمين پيشواي شيعيان و مادرش نرجس خاتون مي باشد. نام آن حضرت محمد و كنيه اش ابوالقاسم است، كه هم نام و هم كنيه پيامبراسلام(ص) مي باشد. لقب هاي آن حضرت عبارتند از: مهدي، منتظر، حجت، صاحب، صاحب الامر، صاحب الزّمان، قائم، قائم آل محمد، خاتم الاوصياء، خلف الصّالح، منتقم. لقب هاي ديگري نيز براي آن حضرت در منابع اسلامي بيان گرديده است. در فرهنگ مذهبي شيعه و در دوران غيبت صغري كه هفتاد سال طول كشيد، از وي به "ناحيه مقدسه" ياد مي نمودند. اما پس از شروع دوره غيبت كبري كه تا هم اكنون نيز ادامه دارد ، مردم از ادعاي نيابت خاصه(بصورت خصوصي با امام در ارتباط باشد و واسطه بين او و مردم باشد) نهي شده اند.مدعي چنين حرفي دروغگو و كذاب خوانده شده است. او آخرين منجي عالم بشريت است.
حضرت امام زمان(عج) از آغاز تولد خويش، به امر و مشيت الهي در پس پرده غيبت قرار گرفت و جز پدر گرامي اش امام حسن عسكري(ع) و مادرش نرجس خاتون و عمه پدرش حكيمه خاتون و برخي از خواص و نزديكان، نمي توانستند به طور آزاد و دلخواه وي را ديدار و زيارت كنند. زيرا خلفاي عباسي و عاملان و حاكمان ستم پيشه آنان، وجود شريف آن حضرت را مانع ستمگري و يكه تازي هاي خويش مي ديدند و فرعون وار در صدد يافتن مهدي موعود و كشتن وي برمي آمدند و اين شيوه ستمگرانه در طول تاريخ برقرار بود و در آينده نيز استمرار خواهد يافت، تا آن هنگامي كه خداوند متعال، اراده اش بر اين تعلق گيرد كه آن حضرت آشكار شود و قيام سراسري خويش را آغاز و حكومت واحد جهاني را برقرار كند.
غيبت امام زمان(ع) در دو مرحله صورت گرفت، كه به غيبت صغري و غيبت كبري معروف گرديد.
غيبت صغراي آن حضرت پس از شهادت پدرش حضرت امام حسن عسكري (ع) در سال 260هق آغاز شد و تا سال 329 هق، به هنگام وفات چهارمين وكيل آن حضرت، به مدت 69سال ادامه يافت و پس از اين دوران غيبت كبراي آن حضرت شروع شد كه تاكنون ادامه دارد و تا وقتيكه خداوند متعال امرظهورش را امضاء نمايد ادامه خواهد يافت.
در زمان غيبت صغري حضرت امام مهدي(عج) چهار نايب خاص داشته است كه با حضرت در ارتباط بوده و واسطه بين حضرت و مردم بوده اند.اما همزمان با فوت چهارمين نائب خاصه حضرت و با آغاز غيبت كبري توقيعي از سوي حضرت به علي ابن سمري نائب چهارم حضرت صادر و ابلاغ گرديد كه : غيبت كامل آغاز شده و هر كس پيش از «خروج سفياني» و «صيحه آسماني» ادعاي مشاهده نمايد، كذاب و مفتري است».(صافي گلپايگاني ، منتخب الاثر ص400، حديث13).

بنابراين با آغاز غيبت كبري نيابت خاصه ازسوي حضرت منتفي است اما نيابت عامه آن حضرت را بنا به حدیث شریف از ناحیه خود حضرت فقها و مجتهدين جامع الشرايط دارا هستند.

در زمان غيبت كبري بسياري از بزرگان ديني و نيز افراد متقي و پرهيزگار ادعا كرده اند كه خدمت حضرت شرفياب گرديده اند.تعداد اينگونه افراد كه براي مدعاي خود دلايل و شواهد علم آور و يقين آور دارند كم نيستند. اين ادعاها با سندهاي معتبر، در كتاب‌هاي مشهور از جمله نجم الثاقب ثبت و ضبط است.

سوال :آیا بين اينگونه مدعيات و توقيع شريف چگونه بايد ارتباط بر قرار كرده و تضاد ظاهری را برطرف نمود؟

پاسخ : براي حل معما و برطرف نمودن تضاد ظاهري بين حكايات مشاهده و توقيع شريف بايد به خود حديث شريف دقت بيشتري كرد. با اينگونه دقتها و توضيحات ميتوان تضاد ظاهري را برطرف و منظور اصلي از مفتري و كذاب خواندن مدعيان ارتباط و مشاهده را فهميده و درك كرد.پيرامون اين توقيع، توضيحات مستدل و منطقی از سوي بزرگان ديني از جمله در كتاب‌  «جنه الماوي» مرحوم محدث نوري نقل شده است. اما در اينجا به توضيحي كه حضرت آيت‌ا... صافي گلپايگاني پيرامون اين مطلب دارد اشاره ميشود: حضرت آيت الله صافي مي فرمايد: اين توقيع، اعلام پايان يافتن «غيبت صغري» و شروع «غيبت كبري» است در آن به جناب علي بن محمد سمري امر شده است كه به احدي وصيت ننمايد كه بعد از او قائم مقام او و نايب خاص باشد. و نيز اعلام صريح بطلان ادعاي افرادي است كه در غيبت كبري، ادعاي نيابت و سفارت خاصه و وساطت بين امام(عج) و مردم مي‌نمايند.

بنابراين، چنان‌كه بعضي بزرگان هم فرموده‌اند، ممكن است مراد از اين‌كه «مدعي مشاهده» كذاب و مفتري خوانده شده است، كساني باشند كه ادعاي نيابت كنند و بخواهند با دعوي مشاهده و شرفيابي، خود را واسطه بين امام و مردم معرفي نمايند؛ و همين حكايات و وقوع تشرف اشخاص به خدمت آن حضرت هم، قرينه و دليل است براين‌كه در اين توقيع، نفي مطلق مشاهده و شرفيابي مراد نيست، بلكه مقصود نفي ادعايي است كه دليل بر تعيين شخص خاصي به نيابت باشد و ممكن است مراد از توقيع مذكور نفي ادعاي اختياري بودن مشاهده و ارتباط باشد؛ يعني اگر كسي مشاهده و ارتباط را به اختيار خود ادعا كند، به اين صورت كه هر وقت بخواهد خدمت امام(عج) شرفياب مي‌شود، يا ارتباط پيدا مي‌كند، كذاب و مفتري است و اين ادعاء از احدي در غيبت كبري پذيرفته نيست، يا اين‌كه چنين كسي كه اين سمت را به راستي داشته باشد، پيدا نخواهد شد؛ و اگر هم كسي آن را دارا باشد، از ديگران مكتوم مي‌دارد، و به كسي اظهار و افشا نمي‌نمايد.

اجمالاً با اين توقيع، در آن همه حكايات و وقايع مشهور و متواتر نمي‌توان خدشه نمود، و بر حسب سند نيز، ترجيح با اين حكايات است.(نشريه پرتو سخن شماره 536)

بنابراين وبا توضيحات فوق تضاد ظاهري برطرف شده و هيچگونه منافات بين محتواي توقيع شريف و ادعاي مشاهده باقي نخواهد ماند.پس هم شرفيابي اشخاص به حضور آن حضرت ثابت است و هم كذب و بطلان ادعاي كساني كه در غيبت كبري ادعاي سفارت و نيابت خاصه و وساطت بين آن حضرت و مردم را مي‌نمايند، معلوم است.

خداوند ظهورش را نزدیک و مارا از جمله اعوان و انصار آن حضرت قرار بدهد.

ولادت امام زمان (عج)

پیشوای دوازدهم شیعیان ،حضرت ولی عصر حجته بن الحسن العسکری (ع) درپانزدهم شعبان وسال (255) دسره من رای (سامرا ) به دنیا آمد [1] نام وکنیه آن حضرت ،بانام وکنیه رسول خدا (ص) یکی است روایات بسیاری ازرسول خدا (ص) وچوددارد که براین موضوع تآکید کرده اند [2] البته نام ایشان را معمولا باحروف جدا وبه شکل (م ح م ح د ) آورده اند [3] وعلت آن رانهی امامان (ع) ازذکر نام آن حضرت می دانند [4] وازاین رو ،معمولا ازایشان بالقب یاد می کنند . نام مادر آن حضرت بنا برمشهور نر جس است [5] نامهای دیگرنیزبرای امام عصر (عج) آورده اند   مهدی ،حجت ،قائم ،صاحب الزمان وخلف صالح ازلقبها ی امام عصر (عج) است اما حضرت به لقب « مهدی » بیشتر شهرت دارد .

              1  امام مهدی در منابع .

ولادت امام مهدی (عج) وامامت آن حضرت پس ازامام حسن عسکری (ع) ،ازمسائل مسلم وغیر قابل انکار در تظر علمای شیعه است که آن را باتوجه برروایات قطعی وصحیح درکتابها ونوشته های خود آورده اند وچون شمارش وذکر تمام این نوشته ها مجال برای آن نیست ولازیم نیست که تمام آن ذکرشود همین قدر که همه علمای شیعه هیج گونه خدشه ونقض ابرام در باره ولادت وامامت آن حضرت ندارد کافی است .

         2  امام مهدی درمنابع اهل سنت .

 برخلاف دانشمندانی ،چون ابن خلدون ،که به برخی روایات مربوط به وجود مقدس امام زمان (عج) ایراد وارد کرده است [6] بسیاری ازدانشمندان اهل سنت ،ضمن اشاره به نام ولقب آن حضرت ،ولادت ،نسب ،صفات ،ظهور ،جایگاه ونقش ایشان رادر ادامه امامت پیشوایان شیعه مورد تاکید قرارداده اند [7] ذکرنام همه این افراد ونظرات آنان ،سخن به درازا می کشاند ؛از این رو تنها به برخی منابع مهم آنان که سخن یاروایا تی درباره امام زمان (عج) آورده ونیز به پاره ای ازکتابهای که اهل سنت درباره آن حضرت نوشته اند اشاره می کنیم .

       الف:  الکامل فی التاریخ : ابن اثیر جزری دراین کتات ،به نام وولادت امام زمان (عج) واینکه ایشان فرزند امام حسن عسکری (ع) است اشاره شده است .

        ب :  مطالب السئول فی مناقب آل الرسول : این کتاب ، نوشته ، ابوسالم کمال الدین محمد بن طلحه بن محمد قرشی ،است اوبخش پایانی کتاب خودرا به شرح حال امام زمان (عج) اختصاص داده ،ضمن بیان نام ،لقب ،نسب وبرخی ویژگیهای آن حضرت ،به ذکر برخی روایات درباره ایشان وغیبت وظهور آن حضرت پرداخته است .

     ج:  تذکرة الخواص : سبط ابن جوزی فصلی ازکتابش رابه امام زمان (عج) اختصاص داده است . ضمن بیان نام ،لقب ونسب آن حضرت ،به برخی روایات در باره ظهور ایشان اشاره کرده واستد لال شیعیان در باره طول عمر آن حضرت را آورده اشت [8]

      د:   وفیات الاعیان واُنباء اُنبا ءالزمان : این کتاب نوشته شمس الدین احمد بن محمد بن ابی بکر بن خلکان ،است اونیز دراین کتاب خود فصلی کوتاهی با عنوان «ابوالقاسم المنتظر » درباره امام زمان (عج) آورده وضمن اشاره به نام ،لقب ونسب آن حضرت وانتساب اعتقاد به امامت ایشان به شیعه ،به برخی اختلاف نظرها درباره غیبت آن حضرت ،محل غیبت ومکان غیبت ایشان پرداخته است [9] اینها عمده کتابهای دانشمندان اهل سنت است که درباره امام زمان (عج) حرف زده است وسخن درمیان آورده است خواننده گان محترم با کنار گذاشتن تعصب بی جا مراجعه فرمایند تا اینکه حقایق روشن گردد ونقطه ابهام در این باره باقی نماند :

                   تاریخ وغیبت امام زمان (عج)

پنج سال نخست عمر شریف امام زمان (عج) ،بازندگانی امام حسن عسکری (ع) همراه بود وپس از شهادت ایشان در شال 260 ،آن حضرت نیز از نظر ها پنهان ودوره غیبت وی آغاز شد . این دوره شامل دو بخش است :

      1 غیبت صغرا .

      2 غیبت کبرا .

غیبت صغرا ،از سال 260ق تا 329 ق به مدت 69 سال ادامه داشته است در این مدت ،شیعیان بیشتر به وسیله نایبان خاص امام زمان (عج) با ایشان ار تباط داشته اند پس از رحلت آخرین سفیر ونایب خاص آن حضرت در سال 329 ق ،غیت کبرا آغاز شده وتا کنون ادامه دارد شیعیان برای غیبت امام زمان (عج) علتهای مختلفی بر شمرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم .

        1ـ حفظ جان امام زمان (عج)

ادامه زندگی امام زمان (عج) ودرامان بودن ازستم عباسیان ،اصلی ترین علت غیبت آن حضرت به شمار آمده است . ستمها ی بی شمار ی که عبا سیان برخاندان پیامبر (ص) به ویژه امامان معصوم رواداشتند ،برهیج کس پوشیده نیست .ازآزارهای روحی وروانی گرفته تادستگیری وحبس برخی امامان معصوم که بد ترین شکل آن درمورد امام موسی بن جعفر (ع) انجام شد . این ستم کاری ها باعث شدبرای ادامه هدایت انسانها وحفظ جان امان معصوم ،زمینه شهادت مام زمان (عج) زابین برود ازاین راه هدایت انسانها نیز امتداد یابد ،ضمن آنکه روایات متعدد دردست است مبنی براینکه پیش ازتولد آن حضرت ،سخت گیری ها ومراقبتهای ویژه ای ازسوی دستگا ه حاکم صورت گرفت تا ازتولد ایشان جلو گیری نمایند ،اما چون چنین مقدر نبود ،به فضل پروردگار آنها موفق به این کار نشدند .[10] بنابراین پنهان شدن امام زمان (عج) ازدیدگان مردم ،بهترین تدبیر برای حفظ جان آن حضرت بود که ازسوی خداوند متعال صورت گرفت ،چنانچه که درروایات بسیاری نیز این مطلب بیان شده است [11]

          آزمایش مردم :

درروایات بسیاری ،آزمایش مردم ،علت غیبت امام عصر (عج) قلمدا شده است . البته در برخی ازاین روایات ،خود غیبت به عنوان عامل آزمایش مطرح ودربرخی دیگر ،غیبت آنحضرت زمینه سازآزمایش مردم معرفی شده است ،مرحوم کلینی با اختصاص بخشی ازکافی به این موضوع باعنوان «التمحیص والا متحان » برخی ازاین روایا ت را آورده است [12] که پاره ای از آنها اشاره می کنیم :

      1ـ امام صادق (ع) فرمودند :

این امر « فرج امام عصر (عج) پیش نخواهد آمد ،مگر پس ازنا امیدی ،وبه خدا سوگند این کاررخ نخواهد داد ،مگر آنکه شما ازیکدیگر شناخته شوید ومورد آزمایش قرار گیرید تا انکه سعادتمند به سعادت برسد وشقاوتمند به شقاوت [13]

     2ـ امیرمومنان علی (ع) فرمودند :

به خدا سوگند واین دو فرزندم « امام حسن (ع) وامام حسین (ع) کشته خواهم شد وخداوند در آخر الزمان مردی ازفرزندانم را به خون خواهی ما برمی انگیزد واو ازدید مردم غایب خواهد شد ،برای آنکه گمراهان جدا شوند تا آنجا که افرادنادان می گویند ؛خدا وند با آل محمد کاری ندا رد [14] این غیبت آزمایش است ازسوی خداوند که خدا با آن مردم را می آزماید [15]

     3ـ بیعت نکردن امام عصر (عج) با طا غوتها ی زمان :

دربعضی ازروایات ،علت غیبت امام زمان (عج) این است که آن حضرت ناچار نشود با طاغوتهای زمان خود بیعت کند . اگر آن حضور داشته باشد ؛باید با حاکم زمان خود که در این روایات طاغوت خوانده شده بیعت نماید وچون بیعت تعهد آوراست پس غیبت راهی است برای عدم تحقق بیعتشان باطاغوت وازاین جهت در هنگام ظهور از آزادی عمل بیشتر برخوردار است بدون آنکه به کسی تعهد داشته باشد .

        1ـ امام رضا (ع) می فرماید :

برای آن حضرت غیبت واقع شد ،تاهنگام که با شمشیر قیام می کند بیعت هیچ کسی برگردنش نباشد [16]

     در برخی ازروایات بدون اشاره به علت غیبت امام عصر (عج) ،غیبت راراز از راز ها ی خداوند بر شمرده اند مانند .

       1ـ راوی می گوید امام صادق (ع) فرمودند او « امام زمان (عج) غیبتی خواهد داشت که باید واقع شود وهر اهل با طل در آن تردید خواهد کرد : پرسیدم ! برای چه ؟ فرمود ! به دلیل که مانمی توانیم آن رابیان کنیم . پرسیدم : غیبت ایشان چه حکمتی دارد ؟ فرمود :حکمت غیبت ایشان همان حکمت غیبت حجت های پیش از ایشان است حکمت این غیبت اشکار نخواهد شد ،مگر پس ازظهور ایشان ،همچنان که حکمت کارهای خضر (ع) مانند سوراخ کردن کشتی ؛کشتن پسر بچه وبر پاداشتن دیوار پس از جدا شدن آن

 دوبرای موسی (ع) آشکار شد [17]

      2ـ رسول خدا (ص) به جابر عبدالله انصاری فرمود :ای جابر !این « غیبت امام دوازدهم » از کارهای خداوند بوده ورازی از رازهای خداوند است که بربندگانش مخفی می باشد [18]

              در دوران غیبت صغرا :

دراین دوران چهار نفر نایب خاص داشتن ازعلمای شیعه که مردم مشکلات که برای شان پیش می آمد به آنان مرا جعه می کرد این چهار تن نایبان خاص امام عصر (عج) بود .

       1ـ  ابوعمرو،عثمان بن سعد عمری [19]

وی را نخست امام هادی (ع) وپس از ایشان امام عسکری (ع) منصوب کردند . اودر اصل از بنی اسداست ،اما به سبب انتساب به جدی مادری اش ،« اورا عمری » گفته اند

       2ـ  ابوجعفر ،محمد بن عثمان بن سعید عمری

دومین نایب خاص امام زمان (عج) است که پس از رحلت پدرش ،به تصریح امام عسکری (ع) وپدرش عثمان به جای او به عنوان سفیر امام زمان (عج) قرار داده شد .

     3ـ ابوالقاسم ،حسین بن روح

سومین نایب خاص امام زمان (عج) بود که به دستور آن حضرت ،پس ازرحلت محمد بن عثمان معرفی شد .

      4ـ  ابوالحسن ،علی بن محمد سمری

وی چهارمین وآخرین نایب خاص امام زمان (عج) بود که به دستور آن حضرت وبه وصیت حسین بن روح به سفارت منصوب شد .

    پس از سپری شدن دوران غیبت صغرا ورحلت آخرین نایت خاص امام عصر (عج) تشیع در مرحله چدید قرار گرفت که باید بدون امکان ارتباط مستقیم ونیز بدون حضور نایب خاص آن حضرت به راه خودادامه دهد این مرحله عالمان ،راویان ،حدیث وفقیهان که دارای شرائط لازم باشند ،به عنوان نایب عام امام زمان معرفی شده است .



[1] الکافی ،ج 1 ،ص580،الارشاد ،ج 2،ص339

[2] اعلام الورای ،ص418؛گشف الغمه ،ج3 ،ص234

[3] الارشاد ،ج 2 ،ص339 ،کشف الغمه ،ج 3،ص 235 ؛کمال الدین وتمام النعمه ،ص286

[4] الکافی ،ج 1،ص580 ؛کمال الدین وتمام النعمه ،ص252

[5] همان ،ص،393 همان ،ص 381و648 ؛اعلام الوری ص417

[6] این خلدون ،مقدمه ابن خلدون ،ص388

[7] الکامل فی التاریخ ،ج8 حوادث سال 260 ؛تذکرة الخواص ،ص325 ؛ئفیات الاعیان ،ج4 ص176

[8] تذکرة الخواص ،ص 325

[9] وفیا ت الاعیان ،ج4 ،ص176

[10] الغیبة،ص134

[11] کمال الدین وتمام النعمه ٌ281

[12] الکافی ،ج1 ،ص431

[13] همان

[14] الغیبة،ص141

[15] الغیبة،ص 204

[16] کمال الدین وتمام النعمة ،ص480

[17] کمال ص482

[18] بحار الانوار ،ج51،ص73

[19] اعیان الشیعه ،ج2،ص48